اعضا محترم انجمن می توانند برای پرداخت حق عضویت سال 1397 از اینجا به صورت اینترنتی اقدام کنند


شیوه های بافت در فرش ایرانی

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۳/۱/۲۲ | 


شیوه های بافت در فرش ایرانی



زینب کریمی / دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش هنر یزد



اساس و پایه اصلی دست بافته ها چله ها هستند. به گونه ای که با خارج کردن چله از ساختمان بافته، دست بافته متلاشی می شود و از بین می رود.در حالی که با خارج کردن دیگر عوامل،مانند پود و گره آسب وارد شده کمتر است.



شیوه های بافت در فرش ایرانی 

تصویر1.چوب هاف، کوجی، چوب سر دار و زیر دار

 

از این رو شیوه های متنوع بافت که اساس تفاوت آنها در نحوه چله کشی است بدین شرح  می باشند:

1.شیوه بافت لول:

این شیوه بافت بیشتر در مناطق شهری مانند تبریز، اصفهان، قم، نایین، مشهد و... رایج است. در این شیوه تار های چله بر روی دار به گونه ای قرار گرفته اند که در محل گره زدن کاملاً به هم چسبیده اند و به کمک چوب هاف (در مناطق آذری) و چوب هاف و کوجی (در مناطق فارسی باف) به صورت زیر و رو قرار می گیرند.

در این شیوه معمولاً از دو پود استفاده می شود که پود زیر که از زیر ضربدر (یا وقتی هاف بالاست) عبور می کند، کم تاب و ضخیم است و پود رو که از بالای ضربدر (یا وقتی هاف پایین است) عبور می کند، نازک و پرتاب است.

زاویه بین چله ها در این شیوه بین 120-80 درجه در نوسان است. هر قوس در پشت فرش نشانگر یک گره است و در پشت فرش ردیف گره ها برجسته و متمایز دیده می شود.


شیوه های بافت در فرش ایرانی 

تصویر2.نمای قرار گرفتن چله ها و زوایای بین آنها در بافت لول

 

2.شیه بافت نیم لول:

این شیوه بافت بیشتر در مناطق روستایی رایج است. از میزان فرش های تولید شده با شیوه های نیم لول به شدت کاسته شده است. در این شیوه تار های چله در هنگام چله کشی به گونه ای قرار می گیرند که فاصله ی بین تارهای چله در محل گره زدن به اندازه ی نصف قطر چله ی مورد مصرف باشد.در این شیوه پودی با قطر تقریبی چله ی مورد مصرف در هر رج ابتدا از زیر ضربدر و سپس از روی ضربدر کوبیده می شود.

زاویه بین چله ها در این نوع بافت بین 120-70 در جه است.نمای پشت هر گره در این فرش به صورت یک قوس و یک نم قوس است.


شیوه های بافت در فرش ایرانی 

تصویر3. .نمای قرار گرفتن چله ها و زوایای بین آنها در بافت نیم لول

 

3.شیوه ی بافت تخت:

این شدوه بیشتر در مناطق عشایری رایج است. در این شیوه تارهای چله (در هنگام چله کشی) به گونه ای قرار می گیرند که فاصله بین تار های چله در محل گره زدن  حداقل به اندازه قطر چله ی مورد مصرف باشد. در این نوع بافت معمولاً پودی ضخیم تر قطر چله در هر رج، از بالای ضربدر کوبیده می شود. زاویه بین چله ها در این نوع بافت 170-180 درجه است و چله ها تقریباً در کنار هم قرار می گیرند. در این بافته، هر دو قوس در پشت فرش نشانگر یک گره است. پود در این فرش نیز از پشت فرش کاملاً مشخص است.

 

شیوه های بافت در فرش ایرانی

تصویر4. نمای قرار گرفتن چله ها و زوایای بین آنها در بافت تخت

 

4.شیوه کرباس باف:

در این شیوه بر خلاف بافت لول، نیم لول و بافت تخت  که پود بر گرد تار های چله به صورت مواج حرکت می کند، پود حالت سفت و کشیده دارد و این تار های چله هستند که نسبت به پود حرکت مواج دارند. این ویژگی بدین علت است که تارهای چله، کمی شل تر از معمول تحت کشش قرار بگیرند و با ادامه ی روند بافت، تارها سفت تر می شوند تا به صورت مستمر در هنگام بافت، تار های چله شل و متناسب با بافت تنطیم شوند.

در صورت شل نکردن تارهای چله رج های گره بر روی هم قرار نمی گیرند و در صورت ادامه ی کار تارهای چله پاره خواهند شد.ویژگی قابل توجه بافت کرباسی حرکت مواج تارهای چله است به صورتی که فاصله ی بین تارهای چله در این شیوه ی بافت، می تواند به هم چسبیده یا با فاصله ای معادل نصف قطر چله مورد مصرف و یا به اندازه ی قطر آن باشد، که بسته به میزان فاصله چله ها، نمای پشتی گره ها در فرش به صورت «تک نما» (هر قوس یک گره) و «نیم نما» (هر یک و نیم قوس معادل یک گره) و«جفت نما» (هر دو قوس معادل یک گره) است.  

 

شیوه های بافت در فرش ایرانی

تصویر5.نمای بافت کرباسی از پشت بافته


برگرفت از کتاب های:

شناخت گلیم، زهرا جزایری، انشارات سروش، 1380

مرمت قالی و زیر انداز، بیژن اربابی، دانشگاه هنر، 1386

 

کلیدواژه ها: کرباس بافت | زينب کريمی | نيم لول | لول بات | شيوه های بافت | بافت فرش | بافت قالی |

دفعات مشاهده: 7025 بار   |   دفعات چاپ: 985 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 29 بار   |   6 نظر



نظرات کاربران

نظر ارسال شده توسط سعيد رونقيان تبريزي در تاریخ ۱۳۹۳/۲/۲
با سلام
سركار خانم كريمي
بنده نه عقده نويسندگي دارم ، نه در صدد گنجاندن نام خود در قفسه كتابخانه ها هستم و نه مدعي فضل و سرچشمه فيضم .و بر اين باورم كه شناخت و شناساندن كليت فرش ايران كار يكي دونفر نفرنبوده و از عهده يك يا چند كتاب خارج است و بنده بر خلاف بعضي ديگران هرگز مدعي چنين اهليتي نبوده و نيستم .
اينكه مرقوم فرموده ايد ، صرف وقت بنده براي پاسخگويي برايتان جالب است ، شنيدن اين سخن براي بنده جالبتر است ، زيرا چگونه مي شود كه اهل قلمي از توجه و دقت ديگران ، بجاي ممنونيت و قدرداني ، برآشفته و ناراحت شود ، حال آنكه بايد با سعه صدر پذيراي نقد و نظر ها باشد .
سركار خانم كريمي
بنده د ر اولين كامنت از زحمت سر كار عالي تشكر نمودم و به شخصيت حقيقي و حقوقي تان ارج نهادم ، لكن اين امر منافي نقد و نظر نبوده و به تبع مقام دانشجويي انتظارم از سركار عالي سعه صدر بود نه برآشفتن بر تذكر ، زيرا هيچ قصد و غرض شخصي در ميان نبوده و پندارتان در حق اينجانب خطا و بدور از ثواب است ، و بنا بر سليقه هميشه گي ، اينبار نيز قصد بنده اصلاح خطا بوده و لاغير ، آنهم با مد نظر داشتن شخصيت حقوقي نه حقيقي .
سركار خانم كريمي
بنده نه خود و نه هيچ كس ديگر را مكلف و موظف به پاسخ خصوصي به مطلبي منتشر شده براي عموم نمي دانم ، ولي اگر آدرس اميلي از سركار عالي در پاي مطلب بود ، شايد چنين مي كردم ، اما اين نقد بيش از بنده بر سركار عالي وارد است كه با وجود آدرس اميل بنده ، زحمت اميل بخود نداده و به استناد ظن و گمان خويش در منظر عموم ،بنده را به غرض ورزي و نا جوانمردي متهم نموده ايد . بنده شكايتي و گله اي ندارم ، اما چنانچه بواسطه نقد و نظراتم كه همواره از باب احساس وظيفه نسبت به فرش است ، بدون قصد و اراده اي ، و بر خلا ف سليقه و ميل باطني موجب رنجش خاطر سركار عالي شده ام پوزش مرا پذيرا باشيد .
اندوخته ها و دانسته هاي بنده كه مستند به سي سال تجربه علمي و عملي شخصي و چندين دهه تجربه اجدادي در زمينه فرش ايرا ن مي باشد ، بي هيچي توقعي متعلق به همه دوستداران فرش است .

با تقديم احترام
سعيد رونقيان تبريزي
ronaghian@gmail.com

نظر ارسال شده توسط درمورد جوابیه‌های سریالی جناب تبریزی در تاریخ ۱۳۹۳/۲/۱
با سلام و عرض ادب خدمت جناب آقای تبریزی
مقدار وقتی که جنابعالی صرف جوابیه نوشتن‌های سریالی می‌کنید، جالب توجه است! توصیه می‌کنم شما که کتاب‌ها و منابع موجود را در حد و اندازه‌ی استفاده و ارجاع نمی‌دانید، وقت‌های این‌چنینی را صرف نوشتن کتابی معتبر درخصوص دست‌بافته‌های ایرانی بفرمایید تا بلکه دیگران هم از تخصص و تجربه‌ی علمی‌ای که ادعا فرموده‌اید بهره‌مند شوند؛ چرا که گذری کوتاه به سایت سازمان اسناد و کتابخانه‌ی ملی کافی است که مشخص کند علی‌رغم ادعاهای فوق‌الذکر تاکنون اقدام به چاپ هیچ‌گونه کتاب تخصصی نکرده‌اید! ضمناً جناب آقای تبریزی! تصور می‌کنم در حد و شأن فردی که ادعای متخصص بودن دارد، نیست که درخصوص مطلبی که بدون هیچ چشم‌داشت و ادعایی و صرفاً از روی علاقه تهیه شده است، این‌گونه غرض‌ورزانه کامنت و جوابیه بنویسد! شما چنانچه نیتی خیر با هدف اصلاح و تذکر علمی داشتید، جوانمردانه‌تر بود همان‌طور که جوابیه‌تان را بالاخره به‌شکلی ایمیل کرده‌اید، ابتدای امر هم از طریق انجمن فرش، ایمیلی به دست بنده می‌رساندید و موارد را متذکر می‌شدید
با احترام
زینب کریمی

نظر ارسال شده توسط سعيد رونقيان تبريزي در تاریخ ۱۳۹۳/۲/۱
با سلام
سركار خانم زينب كريمي
بدون هيج مقدمه اي به اصل مطلب مي پردازم :
اولا استفاده همگان از يك منبع يا منابع ، دليل مصون از خطا بودن و صحت آن منابع نبوده و ثانيا گردآوري مطلب از مطالب موجود در حد و شان يك دانشجوي ارشد نيست ، گذشته از اينكه منابع مورد رجوع تا چه حد علمي ، مستند و معتبرند .
بلكه وظيفه مهم و برازنده يك دانشجوي ارشد ، نقد و بررسي منابع موجود و ارائه مطالب دقيق و جديد، و كشف عرصه هاي تازه براي پژوهش و عمل است .
اينكه به بند ه پيشنهاد فرموده ايد تا اصلاحات پايه اي و اساسي را به مولفين آن منابع متذكر شوم تا با اصلاح آنها امثال سركار عالي از كاربرد اشتباهات مصون بمانيد ، به زعم بنده اقدام به اين امر از اهم وظايف امثال سركار عالي بعنوان دانشجويان فرش است ، چرا كه علاوه بر نيل به مقصود اصلاح منابع ، ميتواند شما را بهتر و بيشتر از آموخته هايتان در دانشگاه با فرش و دنياي آن آشنا سازد .
..................
لازم بذكر است عرض نمايم كه بنده در ارائه و تنظيم مطالب و مقالاتم هرگز به منابعي كه فرموديد مراجعه واستفاده نكرده و نمي كنم و اگر دقت فرموده باشيد هرگز كسي را به آنها ار جاع نمي دهم زيراخطاهاي فاحش وعدم اعتبار علمي عمده آنها به جهت عدم تخصص و تجربه عملي نگارندگان بر بنده محرز است كه البته گهگاه نيز به تناسب فرصت متذكر اشتباهات آنها شده و مي شوم .
.................
ضمنا بنده با علم به استحضار سركار عالي از مخاطبين مطلبتان ، تعمدا خطاي مذكور را در ارتباط با كلمه "بافته " متذكر شدم ، زيرا تضميني ندارد كه اين مطلب به نقل از اين سايت در جاهاي ديگري كه سخن از ساير بافته هاست ، باز نشر نشود .
سركار خانم كريمي
درست است كه مسئوليت مطلب خطا ي ديگران با ما نيست ، اما بعنوان اهل فن ، مسئوليت نقل و باز نشر آ ن با ماست ، اين مطلب را همواره بخاطر داشته باشيد ، تا مطالبتان مرجع و مورد ارجاع باشد .
موفق باشيد
سعيد رونقيان تبريزي
ronaghian@gmail.com

نظر ارسال شده توسط در پاسخ به نظر جناب تبریزی در تاریخ ۱۳۹۳/۱/۳۱
با سلام و عرض ادب خدمت جناب آقای تبریزی محترم
وقت جنابعالی بخیر
پیرو درج نقطه‌نظرات‌تان در سایت انجمن علمی فرش درمورد مطلب "شیوه‌های بافت در فرش ایرانی" باید خدمت‌تان عرض کنم که مطالب مندرج همان‌طور که ذکر شده، عیناً - بدون هیچ دخل و تصرفی که اقتضای مطالب گردآوری شده‌ی این‌چنینی است - از کتاب‌های اساتید مورد اشاره برداشت شده‌اند که مکرراً توسط ما و شما و تمام دانشجویان رشته‌ی فرش در مقاطع کاردانی، کار‌شناسی و جدیداً کار‌شناسی ارشد برای تألیف مقاله و احیاناً کتاب برداشت می‌شود. پیشنهاد بنده این است که اصلاحات پایه‌ای و اساسی مدنظرتان را به نویسندگان منابع اصلی این مطلب ابلاغ بفرمایید تا کسانی که علاقه‌ای به پژوهش در رشته‌ی فرش دارند - از جمله بنده و دیگر دوستان دانشجو - از تکرار خطاهایی که فرمودید - در کتب معتبری از جمله آثار آقای اربابی و خانم جزایری - مصون بمانند. ضمناً از آنجا که قرار بوده مطلب فوق در سایت انجمن علمی فرش انتشار یابد، پس الزامی بر تأکید درخصوص نوع دست‌بافته ندیدم چرا که مسلم است کاربران سایت وزین انجمن علمی فرش ایران برای مطالعه‌ی مطلبی درمورد جوراب یا البسه‌ی پشمی وارد سایت نمی‌شوند! بنده تصور نمی‌کنم برای جنابعالی برقراری ارتباط با اساتید نویسنده‌ی منابع اصلی کار دشواری باشد، پس لطفاً اصلاحیه‌های خود را به دست ایشان برسانید
با احترام و سپاس از توجه‌تان
زینب کریمی

نظر ارسال شده توسط سعید رونقیان تبریزی در تاریخ ۱۳۹۳/۱/۲۳
با سلام
با تشکر از نویسنده و ارج نهادن به عنوان حقیقی وحقوقی شان ، از آنجا که مباحث علمی جای رودربایستی نیست ، خویش را ناگزیر از ارائه نظر ذیل می دانم :
ارائه مطلب ، در یک سایت علمی دقت نظر خاصی می طلبد ، ولو آنکه برداشت از منبع دیگری باشد.
مطلب " شیوه بافت در فرش های ایرانی " بر خلاف انتظاری که ازکلّیت عنوانش می رود ، بسیار ناقص و نارسا بوده و حاوی نکات غیر علمی ، برداشت های ناصحیح ، و مفاهیم نا مربوط است. که شرح دقیق و مستند ، با ارائه شواهد به همه موارد مطروحه مبسوط و مفصل است ، لذا به چند مورد بعنوان مشتی نمونه از خروار اشاره می شود :
در آغاز می خوانیم : " اساس و پايه اصلی دست بافته ها چله ها هستند. به گونه ای که با خارج کردن چله از ساختمان بافته، دست بافته متلاشی می شود و از بين می رود.در حالی که با خارج کردن ديگر عوامل،مانند پود و گره آسیب وارد شده کمتر است."
این برداشت و استنباط غلط است زیرا :
اولا در همه دست بافته ها چله نقش اصلی ندارد ، همانند بعضی بافتنی های دستی از جمله جوراب ، دستکش ، لباس های پشمی و ... که اتفاقا بعض ازآنها از جمله هنر های صنایع دستی است ، لذا عبارت صحیح در این مورد " بافته های داری " است ، زیرا لازمه تمام بافته های داری چله است .
دوما ، این گفته که " با خارج کردن سایر عوامل مانند پود و گره ، آسیب وارد به فرش کمتر خواهد بود " از عجایب روزگار است ، چرا که مگر فرش دستباف پرزدار ، بدون پود می تواند معنای شکلی داشته باشد؟
اشتباه دوم در بیان حالت چله ها در " لول بافت " است که گفته شده :
در اين شيوه تار های چله بر روی دار به گونه ای قرار گرفته اند که در محل گره زدن کاملاً به هم چسبيده اند .
که بر خلاف این پنداشت ، اتفاقا در این شیوه ، چله ها در محل قرار گیری گره به سبب رد شدن پود زیر ، از هم فاصله دارند که آن فضای خالی را گره پر می نماید و چنانچه غیر از این بود ، امکانی برای گره وجود نداشت .
نیم لول :
حقیقت آن است که " نیم لول " را نمی توان شیوه ای مستقل از لول بافت بحساب آورد ، بلکه " لول بافت " به سبب تکامل ابزار تولید ، شکل تکامل یافته یا بهینه شده ی همان " نیم لول " است ، که هیچ تفاوت اساسی در شکل و محتوی با هم ندارند مگر اندکی فاصله چله ها که آنهم به جهت عملی نمودن مرحله بافت می باشد ، زیرا چون در مناطق روستایی عمدتا عمل بافت با انگشت انجام می پذیرد ، در صورت عدم وجود این فاصله در میان چله ها ، کار بافت عملا قابل انجام نمی باشد . البته در گذشته به جهت استفاده از کوجی در فرشهای تبریز نیز می توان بافته های بسیاری را با بافت نیم لول پیدا نمود.
تخت باف :
بر خلاف آنچه که در این نوشته پنداشته شده است ، این نوع بافت اختصاصی به مناطق عشایری نداشته و در اکثر مناطق جغرافیایی بافت فرش ایران مورد استفاده بود و هست ، و به عبارت دیگر تخت باف ، سنه باف ، کرباسی ، قراجه باف و .... همگی اسامی متفاوتی از یک شیوه بافت هستند که در آن شیوه ، در مابین هر ردیف از گره ها فقط یک پود قرار دارد و روش کار گذاری آن حصیری است ، یعنی چنانچه گره های این نوع فرش ها را بشکافیم ، از تار و پودهای آن ، بافته کرباس مانندی بجای می ماند . لذا ابداع شیوه ای مستقل بنام " کرباس باف " محلی از اِعراب در عرصه فرش ایران ندارد .

با تشکر
سعید رونقیان تبریزی
ronaghian@gmail.com

نظر ارسال شده توسط شهدخت رحیم پور در تاریخ ۱۳۹۳/۱/۲۳
توضیحات ارائه شده در مورد شیوه بافت فرش پرزدار است هر چند این توضیحات بخشی از روش های بافت فرش می باشد اما آنجا که نام فرش برده می شود لزوم تفکیک روش های بافت و نیز دسته بندی مناسبتری به نظر می رسد. از طرف دیگر مطالب ارائه شده به عنوان مطالب علمی در این سایت دقت ویژه و علمی را می طلبد.


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به انجمن علمی فرش ایران می باشد.

بازنشر اطلاعات: استفاده از مطالب ارایه شده در این پایگاه با ذکر منبع آزاد می باشد

© 2015 All Rights Reserved | Iran Carpet Scientific Association

Designed & Developed by : Yektaweb