<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> نشریه علمی گلجام </title>
<link>http://goljaam.icsa.ir</link>
<description>گلجام؛ نشریه علمی فرش دستباف - مقالات نشریه - سال 1386 جلد3 شماره6</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1386/6/10</pubDate>

					<item>
						<title>سرمقاله: آفریدن و چگونه آفریدن | سردبیر</title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=363&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;ویکتور هوگو گفت: &amp;laquo;هنر آفریدن هنرمند به دست خود اوست.&amp;raquo;
&lt;hr&gt;&amp;rlm;ازین سخن چنین برداشت می&amp;not;شود که اگر محصول تولید انسانی از خلاقیت و آفرینش برخوردار باشد &amp;laquo;هنر&amp;raquo; &amp;rlm;ست، وگرنه، تنها محصول تولید انسانی ست، و بنابرین می&amp;not;تواند هرنامی را غیر از هنر بر خود داشته باشد؛ و این همان چیزی ست که سزار براندی در دیباچه کتاب &amp;laquo;نگره&amp;not;ی مرمت&amp;raquo; بیان داشته است. و آفریدن، بارها گفته&amp;not;ایم و باز هم می&amp;not;گوییم، هست کردن چیزی از نیست است؛ این برای خداوند خالق و بارئ و مصور، هست کردن مطلق از نیست مطلق ست. و برای خلیفه&amp;not;ی او بر زمین(که هست نسبی ست)، هست کردن نسبی از نیست نسبی است. بنابرین در آفرینش، تقلید، نسخه&amp;not;برداری، مثناسازی، نمونه&amp;not;سازی با اندک تغییراتی و تکرارمکررات، وجود ندارد. این&amp;not;گونه فعالیت&amp;not;های انسانی را &amp;laquo;صنع&amp;raquo; &amp;rlm;یا ساختن و پرداختن گویند.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;rlm;اساس آفرینش اندیشه است. نخستین اندیشه&amp;not;ی آفرینش چگونه آفریدن و سپس، چه را آفریدن و برای چه آفریدن است. چه بیافرینیم که هنر باشد؟: آفرینش خود به دست &amp;rlm;خویشتن! باز این پرسش مطرح می&amp;not;شود: چگونه بیافرینیم؟ چگونه خویشتن را با دست &amp;rlm;خود بیافرینیم؟ هنرگستره&amp;not;&amp;rlm;ی بسیار فراخی از محصول&amp;not;های تولید انسانی را پوشش می&amp;not;دهد؛ آیا امکان دارد در همه&amp;not;ی آنها خود را بیافرینیم؟ پاسخ آری ست. یک بررسی کوچک، یک غور در درون، یک شناخت از خود، برای چگونه آفریدن و حتی چه آفریدن بسنده &amp;rlm;است.&lt;br&gt;
&amp;rlm;وجود هر فرد انسانی، جهانی ست پر از آرزوها و امیدها، شکست&amp;not;ها و پیروزی&amp;not;ها، اندوه&amp;not;&amp;rlm;ها و &amp;rlm;شادی&amp;not;ها، مهرانگیزی&amp;not;ها و خشم&amp;not;ورزی&amp;not;ها، گذشت&amp;not;ها و فراگذشت&amp;not;ها، فریفتگی&amp;not;ها و فروتنی&amp;not;ها، سرکشی&amp;not;ها و &amp;rlm;فروکشی&amp;not;ها، آموخته&amp;not;ها و اندوخته&amp;not;ها، خدایی&amp;not;ها و اهریمنی&amp;not;ها ، و هزاران صفات و خصلت&amp;not;های &amp;rlm; &amp;rlm;دیگر، و در نهایت خدا و اهریمن، که فرهنگ آن فرد را می&amp;not;سازند و بر وجود او، درونانه و &amp;rlm;بیرونانه حکم می&amp;not;رانند. انسان آفرینش&amp;not;گر، به هنگام آفرینش، بسیاری ازین شاکله&amp;not;ها را، &amp;rlm;خودآگاهانه یا ناخودآگاهانه، در اثر خود آشکار می&amp;not;سازد. این &amp;laquo;آفرینش خویشتن به دست خویش&amp;raquo; است؛ ولی باید که این آفرینش در حد کمال مطلوب باشد زیرا، خداوند تبارک، انسان را، با همه&amp;not;ی تضادهایی که در وجودش نهفته است، همچنان&amp;not;که خود فرماید &amp;laquo;فالهمها فجورها و تقواها&amp;raquo; [فجور و تقوایش را به او الهام فرمود]، در حد کمال آفریده &amp;rlm;است و این مطلب از حدیث منسوب به پیامبر اکرم اسلام (ص) بر می&amp;not;آید که فرمود: &amp;laquo;خداوند انسان را &amp;rlm;به صورت خود آفرید&amp;raquo;؛ خداوند&amp;laquo;صورتی&amp;raquo; ندارد و لیکن &amp;laquo;کمال مطلق&amp;raquo; و &amp;laquo;مطلق کمال&amp;raquo; ست. بنابرین، انسان هنرمند می&amp;not;تواند و باید بتواند خویشتن را با دست خود بیافریند. یعنی، باید روح خویشتن را به وسیله&amp;not;ی همه&amp;not;ی صفات کمالی که در خود سراغ دارد و یا کشف کرده &amp;rlm;و در می&amp;not;یابد، در آثار خود بدمد. این&amp;not;چنین ست که آفرینش و خلاقیت بروز خواهد کرد و محصول تولید انسانی &amp;laquo;هنر&amp;raquo; خواهد شد. فراموش نکنیم که &amp;laquo;خلق&amp;raquo; با آفرینش با &amp;laquo;ابداع&amp;raquo;یا نوآوری متفاوت ست. نوآوری و ابداع برپایه و مبنایی از پیش موجود انجام می&amp;not;گیرد ولی آفرینش و خلق مبنای موجود ندارد و &amp;laquo;هست کردن وجودی از نیست&amp;raquo; است، که ما آن را هنر &amp;rlm;و حاصلش را اثر هنری گوییم.&lt;br&gt;
&amp;rlm;از سوی دیگر، کاندینسکی معتقدست که &amp;rlm;&amp;laquo;هر هنری فرزند زمانه است و بسا بسیار مادر احساسات ماست.&amp;raquo; فرزند زمان باید پاسخگوی نیازهای زمان خویش باشد؛ لیکن اگر بخواهد مادر احساسات باشد، باید که از درون فرهنگ زمانه زاییده &amp;rlm;شود و از پستان او تغذیه نماید. فرهنگ رشد می&amp;not;کند، به &amp;laquo;بلوغ&amp;raquo; می&amp;not;رسد و روز بروز فراختر می&amp;not;گردد و گسترش می&amp;not;یابد، اما در درون او عواملی وجود دارند که هرگز تغییر نمی&amp;not;کنند و لیکن به رشد فرهنگ یاری می&amp;not;رسانند؛ ما این عوامل را &amp;laquo;سنت&amp;raquo; می&amp;not;نامیم و دستیابی به بلوغش را &amp;laquo;هویت&amp;raquo; گوییم. سنت در آفرینش هنری کارسازست ولیکن خودش نمی&amp;not;تواند هنر شود. هنر پدیده&amp;not;یی انسانی و پویاست اما سنت ایستاست و تغییر نمی&amp;not;کند، یعنی در ظاهر همان&amp;not;گونه می&amp;not;ماند که در آغاز پیدایش بوده &amp;rlm;است. همان&amp;not;گونه که سنت&amp;not;های خداوند، به نص صریح قرآن مجید، تغییر &amp;rlm;و تحول نمی&amp;not;پذیرند، سنت&amp;not;های خلیفه&amp;not;ی خداوند هم باید تغییر و تحول نپذیرند. پس، تکرار و تولید آثار گذشتگان صنع یا &amp;laquo;صنعت&amp;raquo; است، هرچند که آن آثار شاهکارهای هنری بوده &amp;rlm;باشد. بازسازی آثار گذشتگان هنر نیست ولیکن می&amp;not;تواند از آنها برای آفرینش هنری یاری گرفت و بهره برد، عناصر ویژه&amp;not;یی از آنها را که شاکله&amp;not;های بومی و ملی دارند برگرفته و در ترکیب&amp;not;های تازه و نوینی به&amp;not;کار برده شوند، برای مثال، بوته یا بته (و در اصطلاح رایج مردم، بته جقه)، که گروهی از نشانه شناسان هنری آن را نمادی از سرو، یا درخت زندگی، می دانند، می&amp;not;تواند دستمایه&amp;not;ی یک ترکیب&amp;not;بندی تازه و نو شود. همین بته، خود می&amp;not; تواند با حفظ هویت &amp;laquo;بته بودن&amp;raquo;، تغییر شکل دهد، از حالت &amp;laquo;گِله&amp;raquo; به صورت &amp;laquo;یَلِه&amp;raquo; &amp;rlm;درآید و به عناصری کاملا &amp;rlm;متفاوت فرادیس گردد. دلیل برین مدعا شکل&amp;not;ها و گونه&amp;not;های متفاوت بته است که شاید شمار آنها به چند صد گونه بالغ شود.&lt;br&gt;
&amp;rlm;طرح&amp;not;ها و نقش&amp;not;های نوآفریده می&amp;not;توانند الزاما طبیعت&amp;not;گرا نباشند، بلکه انتزاعی یا تجریدی بوده و در عین حال از شاکله&amp;not;های هویتی ایرانی نیز برخوردار باشند. براک، نقاش گُنج&amp;not;گرای فرانسوی معتقدست که &amp;laquo;نقاشی ترکیبی ا&amp;rlm;ز شکل&amp;not;ها و رنگ&amp;not;ها در نظمی خوشایندست و تصویر شعر آن&amp;not;ست&amp;raquo; و این سخن را نخستین بار درباره&amp;not;ی هنرایرانی بیان داشته است. بنابرین، طرح و نقش فرش نیز باید &amp;laquo;ترکیبی از شکل&amp;not;ها و رنگ&amp;not;ها در نظمی خوشایند&amp;raquo; باشند. آن &amp;laquo;نظم خوشایند&amp;raquo; است که گوهر زیبایی&amp;not;شناسی هنرهای ایرانی&amp;not;ست. زیرا، هرکدام از گونه&amp;not;های بیست و دو گانه&amp;not;ی زیبایی&amp;not;شناسی هنرهای ایرانی را ژرفانه بنگریم، گوهر آن را &amp;laquo;&amp;rlm;نظم خوشایند&amp;raquo; می-بینیم. و این، &amp;laquo;هویت هنرهای ایرانی&amp;raquo; &amp;rlm;ست.&lt;br&gt;
&amp;rlm;اگر گفته&amp;not;ی میشل راگون (منتقد فرانسوی معاصر) را درباره&amp;not;ی نگارگری ایرانی باورکنیم که &amp;rlm;گفت &amp;laquo;نگارگری ا&amp;rlm;یرا&amp;rlm;نی هنری&amp;not;ست تجریدی زیر پوشش تصویر&amp;raquo; شاید بتوانیم در آفرینش&amp;not;های نوین خود، پرده&amp;not;ی تصویر را از رخ فرش برگیریم و هنری بیافرینیم که ایرانی باشد و تجریدی و لذت دیدار نیز بیافریند؛ یا شاید طرح و نقش را، با بیرون کشیدنش از قاب محدود فرش، به فضای زندگی خود گسترش دهیم و حاشیه&amp;not;ها را در فضا به تعلیق در آوریم، همان&amp;not;گونه که در آثار سلطان محمد، نگارگر مکتب تبریز می یابیم؛ شاید نیز بتوانیم حرکت&amp;not;ها، خط-ها، گل&amp;not;ها، و &amp;rlm;دیگر آرایه&amp;not;ها را دگرگون و دگردیس سازیم و &amp;laquo;جهان را سقف بشکافیم و طرحی دیگر اندا &amp;rlm;زیم.&amp;raquo; آیا اندک تفکر و اندیشه درآنچه که خداوند خالق، دزاطراف ما آفریده است، و غور &amp;rlm;در تنوع و دگرگونگی&amp;not;های بی&amp;not;حد و حصر طبیعت، به ما نمی&amp;not;آموزد که از &amp;laquo;تکرار مکررات&amp;raquo; &amp;rlm;دست برداریم. در آفریده&amp;not;های خود جهانی دیگر بنیاد کنیم و همچنان که &amp;laquo;ایران دیگر شده است&amp;raquo; ما هم دیگری شویم و طرحی دیگر بریزیم و هنری دیگر بیافرینیم؟ بازهم با هم سخن خواهیم گفت. والسلام&lt;/div&gt;
</description>
						<author>حبیب اله آیت اللهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>درخت در فرش بختیاری</title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=364&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&amp;nbsp;فرش بختیاری به لحاظ ویژگیهای عشایری- روستایی کمتر از فرشهای شهری مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. به خصوص طرح و نقشهای این منطقه با وجود تنوع و غنای آن چندان شناخته شده نیست. در این مقاله با تکیه بر مطالعات میدانی نقش انواع درخت در فرشهای مناطق مختلف استخراج و طبقه بندی گردیده است. ضمناً  سعی شده مفاهیم کلی انواع درخت به کار گرفته شده مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد تا زمینه مطالعات دقیق تر بعدی فراهم آید.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>محمود علیمرادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تحولات طراحی در فرش تحت تاثیر جنبش های هنری در غرب</title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=365&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;مشاهده فرشهای متنوع غربی، نظیر تولیدات مدرسه باوهاس و امثال آن- که طرحهایی متفاوت از نمونه های سنتی و منطبق بر اصول هنرهای تجسمی دارند. سوالهای زیادی در مخاطب عام و خاص ایجاد کرده است؛ برای مثال: این تحولات از چه زمانی شروع شد؟ آیا عوامل پیدایش آن فقط در زمینه های موثر در غرب نهفته است؟ آیا احتمال دارد که عوامل برون مرزی نظیر فرم، نقش و رنگ فرشهای شرقی در این تغییرات موثر باشد؟ مقاله حاضر نوشتاری است در خصوص بررسی مسایل مربوط به این موضوع. بدین منظور با مطالعه تاریخ پیدایش این قبیل فرشها در غرب، در قالب بررسی جنبشهای هنری نظیر &amp;laquo;نهضت ویلیام موریس&amp;raquo;، &amp;laquo;مدرسه باوهاس&amp;raquo;، &amp;laquo;آرت دکو&amp;raquo;، &amp;laquo;آرت نوو&amp;raquo; و &amp;laquo;پست مدرن&amp;raquo; سعی کرده ایم به بخشی از سوالهای مذکور پاسخ دهیم تا زمینه های تحقیقاتی جامع تری در این مساله فراهم گردد.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>عباس اکبری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>آسیب شناسی احیای طرح و نقش قالی های عشایری و روستایی</title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=366&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;دستبافته های عشایری و روستایی، خاصه قالیها مهمترین جلوه گاه فرهنگ و هنر اصیل ایرانی است که در دوره معاصر رو به فراموشی بوده و متاسفانه جایگزین این هنر اصیل، کف پوشهای امروزی و غالباٌ ناهمگون در طرح و نقش شده اند. از آنجا که طرح و نقش، اساسی ترین بازتاب فرهنگی اقوام اصیل کهن بوده و مهمترین شاخصه های پیوند با سنتها و فرهنگهای بومی ایرانی را فراهم می آورد، لازم است جهت حفظ و صیانت این میراث ملی اقدام گردد. در این امر بدیهی است احیا عمده ترین راهکار بوده لیکن ضروری می نماید مراقبتهای در روند احیای آنها به عمل آید، که در غیر این صورت، الگوهای غلط باعث فراموشی و فروپاشی این هنر خواهد شد. این مقاله به انگیزه گشایش زاویه ای نو در امر احیا تلاش دارد تا آسیبهای وارده از این جناح را شناسایی، مطالعه و طرح نماید.&lt;/div&gt;
</description>
						<author> محمدعلی اسپنانی </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نماز لیق ترکمنی(جانمازهای ترکمنی)</title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=367&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;هر تمدنی فرهنگ و محصولات فرهنگی خاص خود را که نشانی از هویت آن فرهنگ است، به بار می  آورد. تمدن و فرهنگ اصیل اسلامی، این هویت را در پیروی از فرمانهای الهی قرار داده است و مسلمانان در اجرای این فرمانها،  محصولاتی را به زیبایی تمام(به نماد و نشانه تسلیم) ابداع کرده اند. جانماز، یکی از این محصولات هویت بخش است که همواره همراه فرد مسلمان بوده و وجود آن در منزل هر مسلمان از ضروریات شمرده می شود. در جهیزیه عروس، به حکم ضرورت یک یا چند جانمازی نمدی یا دست بافت وجود دارد که دختران ترکمن خود در دوره دوشیزگی آنها را تهیه کرده اند. در این جستار برآنیم با معرفی انواع این جانمازها به نماد ها و نشانه های موجود در نقوش این دستبافته ها بپردازیم. گردآوری اطلاعات این جستار عمدتاً به طریق میدانی انجام پذیرفته و در پایان، طبقه بندی روشنی از نمادهای موجود در جانمازها ارایه شده است.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>حبیب اله آیت اللهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی علل اثر گذاری بر قالب پذیری زنجیره تامین صنعت تولید و فرآوری ابریشم،‌به منظور مساله یابی و ارائه راهکارهای مناسب </title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=368&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&amp;nbsp;امروزه در فرآیند تولید هر نوع کالا، مساله تامین یکی از مسائل عمده متولیان تولید است زیرا در صورت عدم توجه لازم به آن تولید دچار مشکلات فراوان و رکود می گردد و سهم محصول در بازار رقابت حفظ نخواهد شد. وجود نظام تامین مطلوب و یکپارچه در صنعت تولید و فرآوردی ابریشم، به دلیل شرایط خاص این محصول از قبیل فصلی بودن، حجیم بودن، فسادپذیری، تعدد فعالیت های فرآوری محصول نهایی(نخ)، کوچک و پراکنده بودن واحدهای کشاورزی، تمرکز مصرف کنندگان(بافندگان) در مراکز شهرهای خاص و پایین بودن قیمت و غیره، امری است که مورد توجه و تایید قرار گرفته است. در این مقاله می خواهیم با استفاده از مدل مفهومی ارزیابی عملکرد زنجیره تامین(اس سوهال) و استفاده از زیر متغیرهای این مدل، وضعیت موجود در زنجیره تامین نخهای ابریشمی و علل اثرگذار زنجیره تامین بر رقابت پذیری زنجیره تامین صنعت را بررسی کرده و پس از آن راهکارهایی برای بهبود عملکرد زنجیره ارائه نماییم. این مدل بر این مبنا عرضه شده تا عملکرد مدیریت زنجیره تامین که با چندین شاخص توصیف شده است،  با این رویکرد بهبود یابد. در انتها دو فرضیه اصلی و یازده فرضیه فرعی در جهت بهبود عملکرد زنجیره ارائه کرده و صحت آنها را آزموده ایم. بررسیها حاکی از این است که بهبود عملکرد زنجیره تامین متاثر از متغیر مکان یابی تولید و متغیر عدم اطمینان است و فعالیتهایی که در مکان یابی تولید و سنجش اطمینان زنجیره انجام می شود. می تواند راهنمای مناسبی برای این امر باشد.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>مرتضی فرجی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش فرهنگ اشتغال و کار بیرون از خانه در وضعیت قالی بافی</title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=370&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;قالی بافی به عنوان پدیده ی هنری،  اقتصادی،  اجتماعی و فرهنگی و به عنوان آیینه تمام نمای تمدن ایرانی و اسلامی از دیرباز در شناسنامه مردم منطقه کاشان حک گردیده است. در این مطالعه، نقش تغییر ارزش های اجتماعی اشتغال و گرایش به کار بیرون از خانه در وضعیت قالی بافی مورد بررسی قرار گرفته است. تبیین وضعیت قالی بافی مناطق کاشان و مطالعه اثرات تغییر فرهنگ کار و گرایش به مشاغل اداری و کار بیرون از خانه در میزان قالیبافی هدف اساسی این مقاله می باشد. جامعه تحقیق شامل کلیه خانوارهای منطقه کاشان در سال 1385 می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری سهمیه ای تصادفی تعداد 926 نفر مورد بررسی قرار گرفته اند. همچنین از روش پرسش نامه توام با مصاحبه برای جمع آوری اطلاعات تحقیق استفاده شده است. با بیان مولفه های متغیر گرایش به فرهنگ کار بیرون از خانه و تعیین شاخص های وضعیت قالی بافی، داده های لازم از حوزه مورد مطالعه جمع آوری و ارتباط آنها اندازه گیری شده است. داده های پژوهش و استنباط آماری از اطلاعات تحقیق، همبستگی معنی دار بین متغیرهای فوق را نشان می دهد. نتایج فعالیت آماری ضریب همبستگی پیرسون 287/0 &amp;ndash;r رابطه دو متغیر در سطح اطمینان 99 درصد را نشان می دهد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
						<author>محسن نیازی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شیوه های تولید در فرشبافی قشقایی</title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=371&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;فرش شناسان اصالت قالیچه قشقایی را در گزینه هایی همچون کاربرد الیاف پشمی مرغوب،  رنگرزی گیاهی، طراحی ذهنی و رنگ پردازی جسورانه می دانند . این طراحی ذهنی و رنگ پردازی جسورانه می دانند. این اصول سالها پیش در نمونه های متعدد دست بافته های این قوم به کار گرفته می شد. از سوی دیگر نظام تولید در آن دوران متکی بر استفاده از منابع و امکانات در دسترس به طور کلی خودکفایی خانوارها بود. تولید در این دوران تجاری و انبوه نبود و کاربرد فرشها به استفاده خانوار و در نهایت هدیه و پیشکش دادن محدود می شد اما با حضور عناصر جامعه صنعتی در زندگی عشایر- که خود از نتایج اجرای دو طرح اسکان اجباری و اصلاحات ارضی و نیز رواج آموزش عشایری بود- تولید فرش چهره جدیدی به خود گرفت. با ورود کلافهای کارخانه ای آماده و رنگ های شیمیایی، کیفیت محصولات قشقایی به خطر افتاد و تولید انبوه و تجاری با رشد فعالیت تجار، دلالان و واسطه ها رواج گرفت. در اثر آموزش عشایری و تولید تجاری، سنتهای نقش پردازی و بافندگان طوایف و تیره های مختلف ادغام گردید و به طور کلی این دوران با نوعی درهم آمیختگی و تضعیف اصالتها در فرش قشقایی همراه بود. اما درنهایت برخی تولید کنندگان خصوصی به ارزشهای واقعی فرش قشقایی توجه کردند. اینان کوشیدند با حفظ سنتها و ویژگیهای مثبت فرش قشقایی از امکاناتی که تکنولوژی دنیای صنعتی در جهت رفع معایب و مشکلات تولید این آثار ارائه می نمود، استفاده نمایند. بدین سان افقی تازه در عرصه تولید این محصولات گشوده شد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
						<author>نفیسه گریوانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بهبود خواص فیزیکی نخ پشمی ایرانی مورد استفاده در فرش دستباف توسط عملیات زیست سازگار</title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=372&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;خصوصیات ویژه الیاف پشم گوسفندان بومی ایرانی (مانند بازگشت پذیری مناسب) در مقایسه با پشم گوسفندان مرینوس سبب استفاده انحصاری آنها در فرش دستباف شده است. بهبود خواص فیزیکی الیاف پشم مانند ایجاد تغییرات سطحی با تغییر در فلسها،  افزایش جلا و سفیدی الیاف و یکنواخت تر کردن سطح کیفیت فرش دستباف را بهتر می کند. در این تحقیق، اثر آنزیم پروتئاز را روی الیاف پشم ایرانی بررسی کرده و غلظت و زمان مناسب عملیات آنزیمی برای به دست آوردن تغییرات مطلوب را مشخص نموده ایم. نتایج نشان می دهند که افزایش غلظت آنزیم سبب افزایش درصد کاهش وزن نمونه ها و کاهش استحکام و درصد ازدیاد طول نسبی شده است. افزایش زمان عملیات آنزیمی نیز موجب افزایش سفیدی و درخشندگی نمونه ها و میزان زاویه خمش می شود. همچنین در این تحقیق به تغییرات مطلوب ایجاد شده در الیاف از جمله افزایش سفیدی،  انعطاف پذیری و ظرافت و همچنین اثرهای دیگر مانند کاهش وزن، کاهش استحکام و ازدیاد طول نیز اشاره کرده ایم.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
						<author>فاطمه داداشیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مهر اصالت یونسکو برای صنایع دستی </title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=373&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;یکی از برنامه های بهبود بهره وری،  ارتقای کیفیت محصولات است و کیفیت بالاتر، شرط لازم و کافی برای ارتقای بهره وری محسوب می شود. همان گونه که فعالیت های اقتصادی پیوسته در حال توسعه است، انتظارات و نیازمندیهای مشتریان نیز در حال دگرگونی است. افراد همواره خواهان کیفیت بهتر هستند. امروزه اداره یک فعالیت اقتصادی، بیشتر به مسابقه کیفیت شباهت دارد و تسامح در کیفیت، به منزله نفی نقا و تداوم فعالیتهای اقتصادی است. از سوی دیگر صنایع دستی به عنوان بخشی مهم و تاثیر گذار در ساختار اجتماعی، فرهنگی، هنری و اقتصادی، نقش مهم و ارزنده ای در توسعه اقتصادی و فعالیتهای فقر زدایی کشورها( به ویژه جهان سوم) ایفا می کند. مهر اصالت سازمان یونسکو در خصوص صنایع دستی که در صورت احراز شرایطی چون اصالت، هویت ملی، ابداع و نوآوری، رعایت جنب های کاربردی و مسائل زیست محیطی و قوانین کار و حقوق مالکیت معنوی و نیز داشتن بازار مناسب به منظور تداوم تولید و حضور در بازارهای مقصد و در نهایت ارتقای کیفیت و بسط و توسعه صنایع دستی، اعطا گردیده و در راستای صیانت از کیان فرهنگی و هنری ملتها است امری مهم و ممدوح و شایسته توجه و تاکید دست اندرکاران است. مهر اصالت یونسکو که توسط دفتر بانکوک و با همکاری انجمن توسعه و ترویج صنایع دستی آسه آن (AHPADA) در سال ۲۰۰۱ در آسیا تاسیس شد، در سال۲۰۰۴ به بخشهای جنوب آسیا و آسیای مرکزی و از سال ۲۰۰۶ به شرق آسیا، آفریقا، اروپا و امریکا تسری یافت.این برنامه اهدافی چون تداوم و تقویت دانش سنتی و مهارتهای هنری را که در نهایت به حافظت و صیانت از تنوع فرهنگی ملتها(مناطق مختلف)منتج می شود، تعقیب می کند. ایران در اولین سال مشارکت خود در این برنامه بین المللی که در مهر ماه سال جاری ۱۳۸۶ در شهر دوشنبه تاجیکستان برگزار گردید، شش مهر اصالت دریافت کرد. با توجه به اهمیت فرهنگی، هنری و اقتصادی موضوع، مقاله حاضر تلاشی در جهت معرفی بیشتر و تبیین این مهر محسوب می شود.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
						<author>عبدالحمید حاجی پور شوشتری</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
