<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> نشریه علمی گلجام </title>
<link>http://goljaam.icsa.ir</link>
<description>گلجام؛ نشریه علمی فرش دستباف - مقالات نشریه - سال 1386 جلد3 شماره8</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1386/12/11</pubDate>

					<item>
						<title>سرمقاله: بیافرینیم ! ولی چه بیافرینیم و برای چه بیافرینیم؟ | سردبیر</title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=374&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بشر، از آغاز استقرارش بر زمین، هیچ چیز را برای تفننی ساده و یا گذران زمان به وجود نیاورده است، و تا نیازی روی ننموده، اثری را نیافریده است. بنابراین، دست&amp;not;ساخته&amp;not;ها و &amp;rlm;دست&amp;not;آوردهای هر قوم و ملتی با: &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;nbsp;۱) موقعیت جغرافیایی؛&lt;br&gt;
۲) نیازهای طرح شده در زندگی روزمره؛&lt;br&gt;
&amp;rlm;) نحوه زندگی گروهی و اجتماعی؛ &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;br&gt;
۴&amp;rlm;) شیوه&amp;not;های حکومتی و فرمانروایی بر محیط و بر مردم؛&lt;br&gt;
۵&amp;rlm;) آداب و سنن و عادت&amp;not;های قومی و بومی؛ &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;br&gt;
۶&amp;rlm;) اسطوره&amp;not;ها و نمادها و نشانه&amp;not;ها و دیگر پدیده&amp;not;های زندگانی اجتماعی، مادی و معنوی آن ملت، یعنی فرهنگ و ره&amp;not;آوردهای فرهنگی&amp;not;اش پیوند داشته و دین و آیین و باورهای فرازمینی نیز بر آنها سایه افکنده است. هر آنچه را که نتیجه و حاصل عامل&amp;not;های بر شمرده شده است، &amp;laquo;مبانی زیبایی&amp;not;شناسی&amp;raquo; آن قوم و ملت می&amp;not;نامیم، که به طرزی سنتی ازنسلی به نسل دیگر فرانهی شده و البته درگذر زمان و در نسبت با نیازهای تازه و تحول&amp;not;های فرهنگی تغییراتی را نیز متحمل می&amp;not;شوند. این تغییرات آن&amp;not;چنان نیست که اساس آن زیبایی&amp;not;شناسی را درهم بریزد، ولیکن می&amp;not;تواند چیزی از آن بکاهد و یا بر آن بیافزاید و به گونه&amp;not;ای به سوی کمال تصویری یا تزئینی&amp;not;اش سوق دهد.&lt;br&gt;
&amp;rlm;پس، هر ملتی زیبایی&amp;not;شناسی&amp;not;های ویژه به حود را دارد که ریشه در فرهنگ، آداب و سنن، اسطوره&amp;not;ها، نمادها و نشانه&amp;not;ها، باورها و غیره دارد، از کهن&amp;not;ترین روزگاران شکل گرفته و در گذر زمان صلایه و آ&amp;not;دیده شده است، و می&amp;not;تواند هنرهای هر دوران را تغذیه کرده وبارور سازد. بسیار اتفاق افتاده و دیده شده است که برخی از عامل&amp;not;های نامبرده شده و &amp;rlm;عناصر زیبایی&amp;not;شناسانه هنر ملتی، طی سده&amp;not;ها و حتی گاهی هزاره&amp;not;ها، فراموش شده و به ناگهان &amp;rlm;بدون آن که گونه&amp;not;ای آگاهی تاریخی از آن&amp;not;ها در دست باشد، در دورانی دیگر، دوباره در هنر آن ملت آفریده و آشکار گردیده است. این پدیده، را در &amp;laquo;دانش زیبایی&amp;not;شناسی&amp;raquo; امروز &amp;laquo;فراگدری اندیشه از فراسوی قشر زمان&amp;raquo; اصطلاح کرده&amp;not;اند.&lt;br&gt;
&amp;rlm;در بررسی و ریشه&amp;not;یابی عناصر تزیینی هنرهای ایرانی، به ویژه آرایه&amp;not;های فرشینه&amp;not;ها، این باور پدید می&amp;not;آید که عناصر تزیینی و آرایه&amp;not;ها و نمادهای به&amp;not;کار رفته در فرش&amp;not;های ایرانی از دوران&amp;not;های بسیار کهن شکل گرفته&amp;not;اند و مسلما در آغاز پیدایی، مفاهیم و پیام&amp;not;های مقدسی را دربر داشته&amp;not;اند حتی می&amp;not;توان گفت برای حفظ و نگاهبانی آن مفاهیم ایجاد شده&amp;not;اند. لیکن، با تکرار در زمان به تدریج مفاهیم خود را از دست داده و به مثابه، &amp;laquo;نگاره&amp;not;ای سنتی&amp;raquo;، &amp;rlm;تنها به کمال ظاهری و صورت هنری خود پرداخته&amp;not;اند.&lt;br&gt;
&amp;rlm;آنچه مسلم است، در آغازه&amp;not;های آفرینش نقش&amp;not;ها و نمادهای فرش و فرشینه&amp;not;های ایرانی، تنها عناصر طبیعی و طبیعت پیرامونی هنرمندان الهام&amp;not;بخش آنان نبوده است، بلکه باورهایی که سده&amp;not;ها و هزاره&amp;not;ها سینه به سینه و حتی &amp;laquo;از فراسوی قشر زمان&amp;raquo; به نسل&amp;not;های پسین فراگذری شده&amp;not;اند اندیش&amp;not;مایه&amp;not;های نقش&amp;not;آفرینان و فرش بافان بوده است. رمزگشایی این نقش&amp;not;ها کاری آسان و ساده نیست، زیرا هیچ نوشته و سندی در دست نیست که عقاید و باورهای &amp;rlm;&amp;rlm;گذشتگان، پیش از اخترع خط نوشته، را در اختیار رمزگشایان بگذارد. بازخوانی و بازبینی &amp;rlm;عقاید دینی و آیین&amp;not;های کهن ایرانی، که کتاب&amp;not;های دینی بهدینان و مزداییان برای ما برجای گذاشته&amp;not;اند، شاید در برخی موارد بتواند اندیشه&amp;not;هایی از این باورها را به ما بیاموزند. لیکن بازهم چون سخن از نمادها به میان آید، خامه از کار باز می&amp;not;ایستد. برای نمونه از فرش مشهور به پازیریک سخن بگوییم و کوشش کنیم برای پرسش&amp;not;هایی که در پی می&amp;not;آیند پاسخ&amp;not;هایی مناسب بیابیم. چرا در این فرش، طول و عرض فرش به هم بسیار نزدیکند؟ چرا متن فرش شطرنج شده و تنها یک نقش در آن به کار رفته است؟ گل چارپر یا گل خورشیدی آذین&amp;not;گر متن چه مفهومی را درپسین گستره&amp;not;های خود پنهان دارد؟ چرا شطرنج متن به صورت خشتی انجام گرفته است و لوزی لوزی نیست؟ آیا طراح می&amp;not;توانست به جای این گل چارپر نگاره&amp;not;ایی &amp;rlm;دیگر را بر گزیند؟ آیا می&amp;not;شود یک خوشه گندم یا یک سیب را جایگزین آن کرد؟ تکرار این &amp;rlm;نقش در حاشیه برای چیست؟ چه ارتباطی میان نقش گوزن&amp;not;ها و سربازان هخامنشی است؟ چرا طراح یا بافنده به جای گوزن نگاره بز کوهی را، که یکی از کهن&amp;not;ترین و زیباترین آرایه&amp;not;های ایرانی است به کار نبرده است؟ اصولا چرا فرش حاشیه&amp;not;بندی شده است؟ حاشیه نماد چیست؟ چه مفاهیمی را می&amp;not;تواند دربر داشته باشد؟ چرا حاشیه&amp;not;ها متعددند و با یکدیگر هم در پهنا و هم در نقش، متفاوتند؟ و چرا این سنت حاشیه&amp;not;بندی (از حاشیه&amp;not;های اصلی و فرعی متعدد و متنوع) تاکنون ادامه یافته و هیچ تغییری را متحمل نشده است، در حالی که شطرنج متن، جز در مواردی اندک (فرش های جوشقان و بختیاری و ماهی درهم) ادامه نیافته است و چرا در بسیاری از موارد این&amp;not;گونه مرزبندی شطرنج از میان رفته است و آرایه&amp;not;ها بدون مرزبندی و با تغییری در اجزای نگاره&amp;not;ها تکرار شده است و در این نمونه&amp;not;های موجود نیز (جز مورد ماهی درهم) تقش درون خانه&amp;not;های شطرنج همانند نیستند؟&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;rlm;بسیاری از پژوهندگان تلاش داشته&amp;not;اند که مفاهیمی را برای این نقش&amp;not;های نمادین مطرح سازند، که اغلب آنها بدون دلیل و برهان است و به هیچ وجه قانع&amp;not;کننده نیست. برای مثال، نمادگرایان باختری، شاخ گاو را نماد ماه می دانند! شاید به&amp;not;دلیل آنکه مانند هلال است. اگر چنین باشد پس شاخ گوزن نماد خوشه&amp;not;ی پروین خواهد بود! برخی دیگر مفاهیم نمادهای رایج درفرهنگ غربی و باختری را براین نقش&amp;not;ها اطلاق کرده&amp;not;اند که آن هم قانع&amp;not;کننده نیست؛ زیرا نمادها نزد هر ملت و قومی از فرهنگ و تاریخ آن ملت و قوم تغذیه می&amp;not;کند. &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;br&gt;
نمادگرایی&amp;not;های باختری و خاوری را باید در فرهنگ و هنر آنان معنا کرد و در فرهنگ الهی و یکتاپرستانه ایرانی هم باید به گونه&amp;not;ای دیگر در جستجوی واپسین مفاهیم آنها باشیم. بالاخره، آنچه را که می&amp;not;توان از فرش پازیریک (فرش مادر!) دریافت کرد و درسی را که می&amp;not;توان از آن گرفت و در نسبت با نیازهای هنری امروز ایران و جهان در فرش آفرید، این است که حتی یک عنصر، یک نگاره، یک آرایه یا یک نماد هم می&amp;not;تواند دلیل به وجود آمدن فرشی زیبا باشد؛ همچنان که گل خورشیدی در قالی پازیریک و در ماهی درهم (گل خورشیدی متحول شده) و در قالی&amp;not;های بلوردی، و یا نگاره&amp;not;ای بته در قالی&amp;not;های قم مشهور به تقش حاج کاظمی و قالی&amp;not;های بته&amp;not;ای در قشقایی و غیره. اصل آن است که بیافرینیم و آفرینش&amp;not;های ما پاسخگوی نیازهای فرهنگ و جامعه ما باشد و در هر کجای جهان به مثابه &amp;laquo;سفیر هنر فرش ایران&amp;raquo; خودنمایی کند. این بدان معنا نیست که ما آرایه&amp;not;ها و نگاره&amp;not;های ایرانی را همان-گونه که تاکنون به کار رفته&amp;not;اند و می توان گفت که سنتی و حتی خود سنت شده&amp;not;اند به کاربریم. نه! نگاره-های ایرانی هم می&amp;not;تواند با حفظ هویت ایرانی خود، نوین و امروزین شوند و شاید نیزبه نگاره&amp;not;های مشابهی دگردیس گردند. پاسخ پرسش چه بیافرینیم، در پیوند با همه نیازهای فرهنگی، روان&amp;not;شناسانه و جامعه-شناسانه امروزین ماست.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>حبیب اله آیت اللهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل رفتار فشار پذیری خاب فرش دستباف</title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=375&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;با بررسی استانداردهای موجود جهت اندازه گیری خواص فرش، مشخص شد که در طی عملکرد پیشنهادی آن ها، به رفتار فرش تحت بارگذاری در حالت دینامیک و لحظه به لحظه توجه نمی شود بلکه رفتار فرش پس از بارگذاری بررسی می گردد. جهت بررسی رفتار دینامیکی فرش تحت بارگذاری از دستگاه اینسترون استفاده شد. با اضافه کردن تجهیزاتی به این دستگاه، صحت کار آن با بارگذاری روی مواد مختلف مشخص گردید. پس از بافت نمونه هایی از فرش دستباف با رج شماری های سی، چهل، پنجاه، شصت و هفتاد با خصوصیات معین، بارگذاری روی نمونه ها صورت گرفت و مشخصه های منحنی های &amp;laquo;مقاومت فشاری در طی زمان&amp;raquo; به دست آمده، تجزیه و تحلیل شده و به نحو مقتضی با خصوصیات ساختمانی و فیزیکی فرش های دستباف و مواد اولیه مصرف شده در آن ها مربوط گردید. با محاسبه ضرایب همبستگی پیرسون، همبستگی های خطی بررسی و تجزیه و تحلیل شد. همچنین با استفاده از منحنی های بارگذاری روی مواد مختلف و مقایسه آن ها با منحنی های بارگذاری فرش دستباف، شباهت ها و تفاوت ها مشخص گردید و مقادیری جهت دست یافتن به مطلوبیت فرش پیشنهاد گردید. برخی از نتایج بدین شرح است: با افزایش تراکم فرش، میزان کاهش ضخامت بر اثر بارگذاری، میزان برگشت پذیری پرز فرش پس از بارگذاری، کار انجام گرفته روی فرش تا رسیدن به حالت فشردگی و همچنین کار پس داده شده توسط فرش کاهش می یابد، در حالی که با افزایش ضخامت فرش، برگشت پذیری فرش و کار انجام شده طی بارگذاری افزایش می یابد.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>محمدجواد کارآمد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>طبقه‌بندی طرحها و نقش‌مایه‌های فرش کلاردشت </title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=376&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;مقاله حاضر تحقیقی میدانی و اسنادی است بر اساس منابع تاریخی و تصویری موجود که به منظور تبیین سیر تغییرات حاصل شده در طرح و نقش قالی کلاردشت در صد سال اخیر انجام گرفته است. جهت استخراج اطلاعات علاوه بر مطالعه اسنادی، که با رجوع به منابع مکتوب و غیر مکتوب صورت پذیرفت، نسبت به مطالعه میدانی و با مراجعه به مراکز بافت فرش کلاردشت درگذشته و حال، یافتن فرش های قدیمی و تهیه تصویر از آنها و مصاحبه با بزرگان و صاحبان تجربه در بازار و موزه ها نیز اقدام شد؛ و در نهایت با تطبیق داده ها و تصاویر، سیر تغییرات طرح و نقش قالی کلاردشت معین گردید. سپس با توجه به نتایج به دست آمده سعی گردید تا طرح ها و نقوش این قالیِ ذهنی بافت، طبقه بندی و دسته بندی گردد. بررسی تغییرات طرح و نقش و رنگبندی قالی کلاردشت مشخص کرد که بسیاری از نقشه های آن به مرور زمان فراموش گردیده و دیگر بافته نمی شود؛ لیکن به دلایلی از جمله غیر تجاری بودن این فرش و سهل الوصول نبودن دسترسی به مناطق بافت آن، ورود عمدی و غیر عمدی و یا ایجاد ابداعات نسنجیده در طرح و نقش آن (همچون استفاده از نقوش ترکمنی)، این فرش به شدت تضعیف و در پاره ای موارد حتی با شکست کامل روبه رو شده است. به نظر می رسد مهمترین عوامل در احیای فرش کلاردشت: بازنگری در رنگبندی موجود و استفاده از رنگ های قدیمی و اصیل فراموش شده به جای رنگ های تکراری و محدود حال حاضر، بازگشت به بافت طرح ها و نقش مایه های اصیلِ فراموش شده و در نهایت معرفی اصالت ها و مفاهیم به کار رفته در این قالی ها برای نسل جوان و خریداران آن باشد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
						<author>سیدعلی مجابی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نیازهای بهداشتی قالی‌بافان و کارگاه‌های قالی‌بافی در ایران</title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=377&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;هدف این مطالعه، بررسی نیازهای بهداشتی جامعه قالی بافان کشور و ارائه الگوی مناسب رفع آن ها با استفاده از راهبرد نیازسنجی بهداشتی است. جامعه آماری این بررسی، قالی بافان تمام وقت کشور بوده که از بین آن ها نمونه  ای به حجم ۶۸۸ ، ۱ نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و در استان های آذربایجان شرقی، فارس، کرمان، مرکزی، کردستان، گلستان، مازندران و خراسان انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفته است. یافته های این بررسی حاکی از آن است آگاهی قالی بافان در مورد شرایط ابزار کار مطلوب نیست. به علاوه غالب ابزارهای کار و کارگاه های قالی بافی فاقد استانداردهای لازم بهداشتی است. از حیث بهداشت فردی و عمومی، قالی بافان وضعیت مطلوبی نداشته و غالباً به عوارض ناشی از کار قالی بافی در شرایط نامناسب مبتلا شده اند. بهبود وضعیت بهداشتی کارگاه های قالی بافی و ارتقای سلامت قالی بافان مستلزم توجه جدی و اقدامات هماهنگ نهادهای ذیربط در زمینه حمایت های قانونی و بیمه ای و توسعه آموزش های کاربردی است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
						<author>ابراهیم حاجیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی اثرات آزادسازی تجاری بر صنعت فرش دستباف ایران با استفاده از ماتریس تحلیل سیاست (مطالعه موردی: استان قم)</title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=378&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;یکی از دغدغه های اساسی کشورهای دنیا به خصوص کشورهای در حال توسعه، فرآیند رو به گسترش جهانی شدن و چگونگی رویارویی با این فرآیند است. جهانی شدن فرآیندی نیست که در تمام کشورها به طور یکسانی تجربه شود، بلکه کشورهایی می توانند از آن بهره بیشتری ببرند و از فرصت های ایجاد شده به وسیله آن حداکثر بهره برداری را داشته باشند که شناخت درستی نسبت به همه جوانب آن پیدا کرده باشند و در نتیجه خود را برای رقابت هر چه بهتر در سطح بین المللی آماده سازند. شناخت مزیت های نسبی و رقابتی در بخش های مختلف اقتصاد کشور می تواند گام مهمی برای افزایش رقابت پذیری باشد. یکی از صنایع مهمی که بدین منظور باید مورد مطالعه قرار گیرد صنعت فرش دستباف است. به همین دلیل این مقاله بر آن است تا با استفاده از روش علمی ماتریس تحلیل سیاست PAM[۱] چارچوبی را فراهم نماید تا شاخص هایی را که در بحث از آزاد سازی و صنعت فرش دستباف ایران دخیل است، به طور همزمان محاسبه و تحلیل نماید. با توجه به ویژگی های ساختاری و تنوع و تخصص های منطقه ای گوناگون در خصوص شیوه بافت، طرح و نقشه و رنگ آمیزی فرش های ایران، استان قم    به عنوان یکی از عمده ترین مراکز تولید فرش دستباف در ایران جهت مطالعه حاضر انتخاب شده است. این استان با توجه به پیشینه و خصوصیات ظاهری و ویژگی های منحصر به فرد بافت خود، در حال حاضر فرش دستباف ۶۵ رج چله ابریشمی گل ابریشم کرک را    به عنوان فرش برتر تولیدی - صادراتی خود معرفی نموده است. لذا ما در این تحقیق برای ارزیابی اثرات آزاد سازی تجاری بر صنعت فرش دستباف از داده ها و اطلاعات مربوط به این نوع فرش در سال ۱۳۸۵ استفاده نمودیم. نتایج حاصل از این مطالعه حاکی از آن است که شاخص توان رقابت صادراتی برابر با ۹۳/۰ است، که نشان می دهد فرش دستباف ۶۵ رج ابریشمی استان قم در شرایط فعلی در بازارهای جهانی دارای توان رقابت است. همچنین شاخص مزیت نسبی بر اساس هزینه واحد، که همان مزیت رقابتی واقعی در شرایط رقابت آزاد (شرایط بعد از پیوستن ایران به WTO) است، برابر با ۸۴/۰ بوده و این امر نشان می دهد که استان قم در تولید فرش مذکور دارای مزیت نسبی است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
						<author>رضا نجارزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>صمغ‌گیری ابریشم با پروتئاز (آلکالاز) و مقایسه آن با کلیاب </title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=379&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در این تحقیق از پروتئاز (آلکالاز) با ویژگی دوستدار محیط زیست و همچنین کلیاب جهت صمغ گیری استفاده شده است. غلظت های مختلف آنزیم و کلیاب مورد بررسی قرار گرفت. پس از صمغ گیری میزان کاهش وزن، استحکام، روشنایی و سفیدی تعیین و با استفاده از میکروسکوپ الکترونی تصاویر سطحی از نمونه ها تهیه شد. همچنین ابریشم صمغ گیری شده با روناس و دو دندانه کلرید قلع و زاج سفید به روش پیش دندانه رنگرزی و در سیستم CIE L*a*b* مورد ارزیابی قرار گرفته، ثبات عمومی نمونه ها تعیین شده است. نتایج نشان می دهد که درصد کاهش وزن نمونه های حاصل از کلیاب نسبت به آنزیم بیشتر بوده است. روش آنزیم نسبت به کلیاب تخریب کمتری روی فیلامنت های ابریشم نشان داده است. ثبات شستشویی و نوری نمونه ها نیز مطلوب ارزیابی شده است.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>سید محمد ویسیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>قالیچه به‌مثابه شمایل تحلیل شمایل‌شناسانه قالیچه تصویری حضرت مریم(س) و حضرت مسیح (ع) </title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=380&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;روی آوردن هنر قالی بافی ایران به بافتن تصویر در دوران قاجار، چه از لحاظ شکل و چه از لحاظ مفهوم تحولی اساسی در این هنر ایجاد کرد. این قالیچه های تصویری، دیگر برای مفروش کردن زمین پدید نمی آمد، بلکه هدف از بافتن آنها استفاده دیداری بود؛ درست همانند یک تصویر. این تصاویر قاموسی هستند از فرهنگ دوران، کاملاً تنیده در زندگی، فرهنگ و اعتقادات مردمان جامعه، که برای فهم عمیق تر وجوه همچنان نا مکشوف این فرهنگ و جهان بینی آن به کار می آیند. این مقاله با هدف شناخت و یافتن معانی یکی از این قالیچه ها، قالیچه تصویری مریم(س) و مسیح(ع) را مورد تجزیه و تحلیل و بررسی قرار داده و با استفاده از روش شمایل شناسی اروین پانوفسکی لایه های معنایی این اثر را وا می  کاود. و از این رهگذر به این نتیجه می  رسد که این قالیچه کارکردی شمایلی دارد و در بر آوردن اهداف &amp;laquo;تعلیمی&amp;raquo; و &amp;laquo;یادمانی&amp;raquo; خود، آموزه ها و تعالیم دین اسلام، روایات قرآن کریم، ادبیات عرفانی و هنر ایران را در نظر دارد. همچنین در پایان، این نوشتار در جست وجوی کشف معانی عمیق این شمایل، نهفته در لایه های زیرین معنایی، و همچنین یافتن &amp;laquo;خواست هنری&amp;raquo; خلق این تصویر و دلایل فرهنگی بافته شدن این قالیچه در دوران قاجار، به اهدافی نذر گونه برای برآورده شدن حاجاتی مبنی بر داشتن فرزند و مبتنی بر عقاید عامه در مورد قدرت اعجاز آمیز شمایل می رسد.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>مهدی  کشاورزافشار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فرش باغی»: از نقش «فرشی از عرش» تا طرح «عرشی بر فرش» (بررسی تطبیقی مفهوم تمثیلی بهشت در فرش با باغ ایرانی)</title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=381&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;فرش ایرانی، مفهومی تمثیلی و نمادین از بهشت و باغ های بهشتی دارد که با توصیف های آمده در قرآن کریم و آیات و تفاسیر در انطباق کامل است، در عین حالی که نقشمایه ها و طرح های موجود در زمینه فرش های باغی، متناسب با معماری و طراحی باغ های ایرانی (بالاخص چهارباغ های عصر صفوی) است تا جلوه ای از فنا ناپذیری و جاودانگی جهان ابدی و باغ های بهشتی را در جهان مادی، به تصویر کشد و تجسم بخشد. در فرهنگ مبین اسلامی گستره حرکت انسان از فرش تا عرش است، انسان از فرش چشم به جهان می گشاید و از آن در نهایت و کمال فرآیند حیات، به عرش پر می کشد و در عالی ترین مراحل آن، در بهشت بر فرش هایی که آستر آنها از حریر و استبرق است، در کمال عزت تکیه می زند. در این مقاله به بررسی تمثیلی مفهوم نمادین بهشت در باغ و فرش ایرانی پرداخته می شود که از رویکرد تحلیلی و تطبیقی در پی توصیف نقشها و طرح های به کار رفته در فرش و طرح های موجود در طراحی باغ ایرانی بهره می برد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که مفهومی تمثیلی از بهشت و باغ های بهشتی در فرش های ایرانی، خاصه فرش های دوران صفوی دیده می شود که ملهم از باغ ها و پردیس های دوران اسلامی بوده است و نشان از همت والای طراح فرش ایرانی در تصویر کردن و تجسم بخشیدن به مفاهیم والای معنوی و بهشتی در حد ادراک و استعداد انسان زمینی دارد تا بر تار و پود فرش چنان گره هایی زند که لایق تجلی مفهومی قدسی و یادآور خاطره ازلی بهشت باشد؛ که از این رهگذر نقش و تمنای نقشبند، در کنار صور نماد و رمز و تمثیل، تمام وجود آدمی را به ماوراء و بهشت موعود پیوندی ناگسستنی می زند.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>هادی محمودی نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
