<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> نشریه علمی گلجام </title>
<link>http://goljaam.icsa.ir</link>
<description>گلجام؛ نشریه علمی فرش دستباف - مقالات نشریه - سال 1391 جلد8 شماره21</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1391/6/11</pubDate>

					<item>
						<title>سرمقاله: پیش به سوی تحصیلات تکمیلی فرش</title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=473&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;همواره شنیدن اخبار خوب مسرت بخش است و انسان تمایل دارد که در تمام زندگی این اخبار به وی برسد. در این ایام، خبر پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد را می توان یکی از این اخبار خوب قلمداد کرد که بخشی از اهالی جامعه فرش از شنیدن آن خوشحال شدند. در کنار شنیدن اخبار خوش، انتظار به ثمر نشستن فعالیت های جوانان نیز دغدغه ای است که همواره ذهن همگان را مشغول داشته است. در این فرصت سعی بر این است که با نگاهی گذرا به روند شکل گیری این دوره آموزشی، این دغدغه مطرح شود که مبادا این همه تلاش و امیدواری به ثمر ننشیند. از آنجا که روند تدوین و تصویب این دوره مشابهت زیادی با دوره های پیش داشته بنابراین این وضعیت را در ۴ پرده به مشاهده می نشینیم.&lt;br&gt;
&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;پرده اول:&lt;/strong&gt;&lt;br&gt;
سال ۱۳۷۴ چندین گروه از خبرگان فرش در آموزش و پرورش، سازمان صنایع دستی و جهاد سازندگی به صورت موازی اما جدا از یکدیگر شروع به تدوین دوره های آموزشی برای فرش دستباف در سطوح مختلف دیپلم، کاردانی و کارشناسی نمودند. خروجی جلسات این گروه ها به صورت برنامه های درسی نمود پیدا کرد و به صورت گسترده ای پذیرش دانش آموز و دانشجو در مدارس، مراکز آموزش عالی و دانشگاه های کشور آغاز شد.&lt;br&gt;
در همان زمان عده قابل ملاحظه ای از کارشناسان و خبرگان با طرح سؤالات مهم و اساسی نظیر چگونگی تأمین مدرس، امکانات آموزشی، کتاب و ... عکس العمل های متفاوتی نشان دادند. برخی معتقد بودند که این کار باید کاملاً متوقف شود زیرا با خلأ جدی در تأمین پایه های اصلی تعلیم و تعلم، به نظر ایشان این کار اتلاف وقت و سرمایه است. در مقابل برخی معتقد بودند که با راه اندازی این دوره ها به تدریج این موارد برطرف خواهد شد. در بین این دو نظر کاملاً متفاوت، افرادی نیز بودند که نظرات میانه داشتند.&lt;br&gt;
در هر صورت قطار آموزش عالی فرش با سعی و تلاش بسیار به راه افتاد و دانشجویان زیادی جذب این رشته ها شدند. از سال ۱۳۷۵ به بعد شاهد رشد کمی این دوره ها در دانشگاه های مختلف بودیم که با انگیزه های متفاوتی به باشگاه آموزش هنری فرش می پیوستند. در این بین برخی دانشگاه ها بودند که به کیفیت نیز پرداخته و در زمینه های مختلف مدرس، کتاب و امکانات آموزشی اقدامات خوبی انجام دادند. البته تعداد این دانشگاه ها در بین دانشگاه های دارای رشته فرش نسبتاً اندک محسوب می شود.&lt;br&gt;
مشتریان این آموزش ها، یعنی دانشجویان و بازار فرش، عکس العمل های متفاوتی نشان دادند. هرچند که شاید بتوان برآیند کلیه اتفاقات رخ داده در آموزش عالی فرش را مثبت ارزیابی نمود، لیکن توقعات دانشجویان مشتاق به رشته فرش بیش از این بوده و دودلی بازار فرش نیز بیشتر. در سال های نخستین برگزاری این دوره ها، مطالبات دانشجویان عمدتاً حول کیفیت آموزشی می چرخید در حالی که در سال های بعد، این مطالبات به نگرانی دانشجویان و ناامیدی دانش آموختگان از آینده شغلی گرایش پیدا کرد. هرچند که بدیهی است سیستم آموزش عالی تنها محملی برای انتقال دانش و مهارت به دانشجو به شمار می آید، ولی دانش آموختگان و دانشجویان این رشته انتظار داشتند که با کسب یک مدرک دانشگاهی بتوانند با استقبال بخش خصوصی یا دولتی مواجه شوند و به راحتی یک شغل مناسب پیدا کنند، موضوعی که در عمل بجز موارد نسبتاً معدود اتفاق نیفتاد.&lt;br&gt;
در این بین آموزش های علمی کاربردی که آموزش شاغلین یکی از اهداف اصلی آن بود نسبتاً موفق تر عمل کرد و میزان اشتغال دانش آموختگان این سیستم آموزشی ملموس تر از بقیه دانشگاه ها بود. به منظور بررسی وضعیت اشتغال فارغ التحصیلان سمینارها و همایش های متعددی برگزار شد و سعی شد که این موضوع ریشه یابی شود. اکثر دلایل عدم موفقیت، یا بهتر بگوییم موفقیت کمتر این دوره ها در هدایت دانشجویان به سمت بازار کار، به جهت گیری اشتباه در تدوین برنامه آموزشی، کمبود مدرس مناسب، کمبود منابع علمی، کمبود امکانات آزمایشگاهی و کارگاهی، عدم تناسب محیط آموزشی برای تربیت دانش آموختگان مناسب برای ورود به بازار کار از یک طرف و از طرف دیگر دلایل موضع گرفتن بازار کار در مقابل دانش آموختگان فرش، آماده نبودن شرایط جذب دانش آموختگان در بازار کار، روند نزولی صادرات و تولید فرش دستباف و تأمین نشدن خواست بازار کار از دانش آموختگان اعلام می شد.&lt;br&gt;
&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;پرده دوم:&lt;/strong&gt;&lt;br&gt;
به مصداق از این ستون به آن ستون فرج است، یکی از مطالبات دانشجویان از مسئولین امر راه اندازی دوره های تحصیلات تکمیلی بود. هرچند که راه اندازی دوره های آموزش عالی مخالفانی داشت، لیکن مخالفان ورود به تحصیلات تکمیلی بیشتر و جدی تر از آنها بود. تعداد زیادی از موافقان دوره های کاردانی و کارشناسی، با ورود فرش به سطح کارشناسی ارشد مخالف بودند. از سوی دیگر تعداد قابل توجهی دانش آموخته فرش در جامعه حضور داشتند که نیاز اجتماعی ایشان برای ادامه تحصیل فشار زیادی به مجموعه دست اندرکار فرش وارد می کرد. در کنار این دانش آموختگان نیز کارشناسانی بودند که به دلایل کارشناسی مختلفی با این امر موافقت داشتند.&lt;br&gt;
موافقان تحصیلات تکمیلی به نیاز دوره های آموزش عالی به مدرس، نیاز جامعه علمی فرش برای تربیت محقق، نیاز دانش آموزان و دانشجویان به مؤلفین کتاب و مقاله در زمینه فرش اشاره داشتند. سوابق تولید علم در زمینه فرش نشان می دهد که در طول سالیان زیادی که تحقیق در زمینه فرش از سوی غربی ها آغاز شد نزدیک به یک هزار عنوان کتاب و چندین عنوان فصلنامه به زبان غیر فارسی تولید و منتشر شده است. در حالی که در ایران کمتر از دویست کتاب در زمینه فرش تولید شده بود و از این تعداد حدود ۱۵ درصد آن کتب تحقیقی و دست اول و مابقی کتب تکراری و بعضاً ضعیف بوده است. در زمینه مجلات هم تقریباً تمامی مجلاتی که منتشر می شده اند به دلیل فقر مالی و یا فقر منبع و مؤلف متوقف شدند. فصلنامه گلجام، از جمله معدود مجلاتی است که به صورت کاملاً علمی و با انجام مراحل داوری دقیق بر روی مقالات ارسالی موفق به انتشار بیست و یکمین شماره خود می شود. به این دلیل تربیت دانشجویان در مقطع تحصیلات تکمیلی می تواند به عنوان تربیت اشخاصی که در زمینه تولید علم اقدام خواهند کرد جایگاه ایران را در جهان ارتقا دهند.&lt;br&gt;
از سوی دیگر، عده ای از موافقین تحصیلات تکمیلی با اشاره به ضعف ها و کاستی های موجود در بازار فرش معتقد بودند که راه اندازی این دوره ها می تواند فکر جدیدی به مجموعه بازار فرش ایران تزریق نماید و جای کار برای سایر دانش آموختگان بازتر شود. با ورود دانش آموختگان تحصیلات تکمیلی در برخی شاخه هایی که به شدت احساس ضعف می شود می توان گام های اساسی برای رفع معضلات فرش کشور برداشت. این شاخه ها عبارتند از تولید فرش، طراحی، رنگرزی و بازاریابی و حضور در بازارهای جهانی.&lt;br&gt;
مخالفین تحصیلات تکمیلی نیز به نوبه خود از جنبه آموزشی و بازار کار مخالفت خود را بیان می داشتند. به اعتقاد این افراد، همان گونه که در ۱۵ سال گذشته که آموزش عالی فرش راه اندازی شد و در زمینه تأمین استاد و کتاب درسی قدم جدی برداشته نشد اطمینانی برای اینکه برای دوره های تحصیلات تکمیلی این معضل- که اتفاقاً بزرگ تر می نماید- به وجود نیاید نیست، بلکه برعکس می توان با اطمینان گفت که این دوره ها با کمبود استاد مواجه شده و موجب سردرگمی بیشتر دانشجویان شود. برخی اظهار می داشتند که آیا قرار است دوره های کارشناسی ارشد یک طراح را طراح تر کند یا یک رنگرز را رنگرزتر کند، یا به عبارت دیگر قرار است در این دوره چه چیزی به دانشجو آموخته شود که در دوره های پیش به وی ارائه نشده است. همچنین بدبینی این عده به بازار کار که از تجربه قبلی سرچشمه می گیرد اعلام می کند که دانش آموختگان این رشته چه تضمینی دارند که بازار کار از آنها استقبال کند. این دسته از دانش آموختگان احتمالاً مشکلات بیشتری در ورود به بازار نسبت به کاردان ها و کارشناس ها خواهند داشت.&lt;br&gt;
در هر صورت همانند گذشته، کارشناسانی بودند که با واقع بینی بیشتر بین این دو دیدگاه کاملاً متفاوت دیدگاه های میانه را مطرح می کردند و معتقد بودند که با برنامه ریزی بهتر از دوره های قبل می توان مشکلات کمتری ایجاد نمود و به این ترتیب به تدریج ایده راه اندازی دوره های تحصیلات تکمیلی فرش در میان مسئولین مقبولیت بیشتری پیدا کرد.&lt;br&gt;
&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;پرده سوم:&lt;/strong&gt;&lt;br&gt;
از سوی دانشگاه های مختلف مانند کاشان، هنر تهران، هنر اصفهان، تبریز و شاید دانشگاه های دیگر تحرکاتی در زمینه تدوین دوره کارشناسی ارشد فرش آغاز شد. با شروع این اقدامات پراکنده و نداشتن موضع روشن و مشخص از سوی مسئولین وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برای سامان دادن به این حرکت، مشخص شد که موافقین و افراد میانه زیادی به سامان یافتن موضوع خوش بین بودند. جلسات پراکنده ای که در طول چند سال برگزار شد بالاخره منتج به نتیجه شد و برنامه درسی پیشنهادی دانشگاه کاشان تهیه و به وزارت عتف عرضه شد. در اینجا قابلیت های شخصی مجموعه کارشناسان و مدیران دانشگاه کاشان نقش اساسی در هماهنگی تدوین دوره و کسب موافقت از مسئولین فرش کشور و مسئولین آموزش عالی برای تصویب این دوره داشت. دفتر برنامه ریزی آموزش عالی وزارت که نقش اساسی در هدایت و هماهنگی تدوین برنامه های آموزشی دارد نتوانست به درستی از عهده این مهم برآید و تشتت حاصل از برنامه های موجود از نقایص این کار به شمار می آید.&lt;br&gt;
در سال ۱۳۹۰ و پس از آن که با تلاش انجمن علمی فرش و تعدادی از دانشگاه ها، نظر موافق وزارت عتف بر لزوم راه اندازی دوره های تحصیلات تکمیلی فرش جلب شد برنامه درسی تهیه شده توسط دانشگاه کاشان برای بررسی در اختیار گروهی که به پیشنهاد انجمن علمی فرش معرفی شده بود قرار گرفت. امید می رفت که علیرغم سستی هایی که قبلاً در کار دفتر برنامه ریزی آموزش عالی مشاهده شده بود، این بار پذیرفته اند که کار باید با هماهنگی و به صورت اصولی انجام شود. طی یک ماه بررسی، اشکالاتی که در برنامه ارائه شده وجود داشت مشخص و قرار شد که اصلاحات برنامه توسط اعضای گروه که نمایندگانی از دانشگاه های مختلف بودند به دفتر برنامه ریزی آموزش عالی ارائه شود. متأسفانه با پدیده نادر مدیریت این دفتر، برنامه ارائه شده بدون اینکه اجازه استمرار بررسی در این گروه داشته باشد و یا حتی در گروه هنر وزارت عتف مطرح شود، صرفاً با این ادعا که رئیس دانشگاه کاشان مدافع این برنامه است، توسط مدیر دفتر و با مسئولیت شخص ایشان (این جمله از ایشان است) به شورای برنامه ریزی درسی ارائه و به تصویب رسید. هرچند که این موضوع مورد اعتراض این انجمن (و احتمالاً گروه هنر وزارت عتف) قرار گرفت ولی پاسخ مدیرکل محترم دفتر این بود که این اعتراضات برای ایشان ارزشی ندارد (این جمله هم قریب به مضمون از ایشان است).&lt;br&gt;
&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;پرده چهارم:&lt;/strong&gt;&lt;br&gt;
در مهر سال ۱۳۹۰ بر اساس مجوز وزارت عتف، نخستین گروه دانشجویان کارشناسی ارشد فرش در دانشگاه تبریز پذیرفته شدند و مشغول به تحصیل. از آنجا که برنامه درسی به مهر شورای برنامه ریزی درسی وزارت عتف ممهور نشده بود بنابراین برای تحصیل دانشجویان این مقطع به صورتی که بعدها برای آنها مشکلی پیش نیاید با تدبیر مسئولین دانشگاه هنر اسلامی تبریز سرفصل هایی که قرار بود متعاقباً به صورت رسمی ابلاغ شود به دانشجویان ارائه شد. در سال ۱۳۹۱ با تغییراتی برنامه مصوب شده در شورای برنامه ریزی درسی مجدداً مصوب شد و به مهر این شورا ممهور شد. قطعاً استادان، مدیران گروه های فرش و دانشجویان با کم و کاستی های برنامه ابلاغ شده به خوبی آشنایی پیدا کرده اند.&lt;br&gt;
&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;کلام آخر:&lt;/strong&gt;&lt;br&gt;
در اینجا قصد نقد این برنامه نیست، ولی مشخص است که پرده آخر به پرده اول وصل می شود و این دور درجا زدن در آموزش عالی مشخص نیست که چه زمانی قرار است خاتمه یابد. هنوز راهبرد کلان وزارت عتف برای این دوره مشخص نیست، هنوز استادان برای ارائه این دوره ها به خوبی تجهیز نشده اند، هنوز منابع علمی کافی در دسترس دانشجویان این مقطع نیست، هنوز دانشگاه ها برای ارائه این دوره به اندازه کافی تجهیز نشده اند، هنوز بازار برای ورود دانش آموختگان این مقطع آمادگی ندارد و هنوز های زیادی که از قبل می دانستیم و می گفتیم ولی گوش شنوایی وجود نداشت.&lt;br&gt;
آیا اکنون که این دوره ها به لطف خدا راه افتاده است وظیفه استادان و دانشجویان و مدیران گروه فرش مانند سابق است؟ به نظر می رسد که این بار باید برخورد دیگری داشت و راه اندازی این دوره را باید به فال نیک گرفت و از فرصت به وجود آمده حداکثر بهره را گرفت. باید تلاش کنیم تا نقاط ضعف را برطرف کنیم. استادان با تعمق بیشتر در سرفصل دروس و آمادگی بهتر، مطالب جدیدی که نیاز دانشجویان است را استخراج کرده و ارائه نمایند و همچنین در تألیف کتب علمی و درسی مورد نیاز تلاش نمایند. دانشجویان با علم و آگاهی یافتن از وضعیت موجود آستین همت بالا زده و خود برای شناسایی و کمک به رفع کمبودها اقدام کنند. مدیران گروه فرش با ایجاد ارتباط با مسئولین فرش و آموزش عالی زمینه های برطرف کردن مشکلات بیرونی دانشگاه را فراهم نمایند. دست آخر این که مسئولین فرش و آموزش عالی سعی نمایند که بجای ارائه آمار عملکرد فعالیت خود، هزینه های مالی و انسانی فراوانی که برای تربیت این دانشجویان صورت می گیرد به درستی راهبری شود و گرهی از گره مشکلات فرش کشور را باز کند.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>سیدجلال الدین بصام</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>چالش فن‌آوری در فرش دست‌باف</title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=474&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;فرش دست باف یک محصول مهم تولیدی ایران است که عمدتاً با هدف صادرات تولید می شود و به دلیل جنبه های فوق العاده قوی هنری، علاقمندان زیادی در سطح جهان به خصوص در کشورهای غربی دارد. مؤلفه های هنری با آمیخته ای از فرهنگ، آداب، رسوم، مذهب و معماری ایرانی-اسلامی همراه با تنوع بالا در طرح ها و نقوش و رنگ ها، فرش دست باف ایرانی را از یک کفپوش ساده و تجاری کاملاً متمایز کرده و نام و نشان تجاری باارزشی در اذهان حک کرده است. این محصول همانند سایر تولیدات در بستر زمان و برای پاسخگویی به نیاز تولیدکنندگان از فن آوری بهره می برد. اگرچه ضریب نفوذ فن آوری در فرش با کندی قابل محسوسی رشد می کند. موضوع این نوشتار پیرامون استفاده از فن آوری در مرحله بافت از زنجیره تأمین است که با اختلاف نظر زیاد همراه بوده است. در سایر حلقه های زنجیره تأمین از جمله ریسندگی، چله کشی، رنگرزی، طراحی و نقاشی، پرداخت، تبلیغات، بازاریابی، فروش و صادرات با حساسیت های متفاوتی از فن آوری استفاده می شود. در این مقاله سعی می شود با موشکافی ابعاد موضوع و با استفاده از نظرات خبرگان به ویژه دست اندرکاران تشکل های تولیدی و صادراتی و دانشگاهی داخلی و خارجی (اتحادیه واردکنندگان فرش دست باف ایرانی در اروپا) و معاونت فن آوری ریاست جمهوری با انجام جلسات متعدد در وزارت بازرگانی سابق و مرکز ملی فرش، اثر استفاده از دستگاه های مکانیکی بافت به جای بافندگان مورد بررسی قرار گیرد. بدیهی است به دلیل تفاوت دیدگاه ها در این ارتباط، نگارنده با استفاده از مباحث مطرح شده در نهایت خود به جمع بندی می پردازد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
						<author>فیصل مرداسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>طبقه‌بندی و بررسی روند تغییرات طرح قابقابی در قالی‌های روستایی چهارمحال و بختیاری </title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=475&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;قالی های منطقۀ چهارمحال و بختیاری تنوع بسیاری از نظر طرح و رنگ دارند. یکی از مطرح ترین این طرح ها، طرح قابی بوده که خود دارای انواع مختلفی است. طرح های قابی به دو شکل خشتی و قابقابی ارائه می شوند. در این بررسی سعی بر آن خواهد بود تا طرح قابقابی و انواع آن در قالی های روستایی منطقه بررسی شده و پس از طبقه بندی آنها، اجزای تشکیل دهنده طرح قابقابی و سیر تحول آن مورد بررسی قرار گیرد. انواع طرح های قابقابی در منطقه عبارتند از: قابی ساده، قابی حقه ای (سرو کاج)، قابی حسن خانی ، قاب پاپیونی، قاب سماوری و قابی گل فرنگ. سؤالات مطرح شده در این بررسی عبارتند از: طرح قابی از چه زمانی در منطقه به کار گرفته شد؟ انواع طرح های قابی در منطقه کدامند؟ تفاوت های موجود در نگاره های پرکننده، ساختار و اتصالات قاب در مکان های مختلف استان چهارمحال و بختیاری کدامند؟ سیر تحول آن ها در گذر زمان به چه شکل بوده است؟ و متنوع ترین نمونه ها به کدام منطقه اختصاص دارد؟ همچنین سعی بر آن خواهد بود تا با روش کتابخانه ای و میدانی به طبقه بندی و بررسی قالی های قابقابی در منطقه پرداخته شود. به این منظور شکل قاب، تزیینات جداره ها، بست های ارتباط دهندۀ بین قاب ها، رنگ بندی و چیدمان رنگی قاب ها، تزیینات درون قاب و چگونگی توزیع قاب ها در فرش های قابقابی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>پیوند توفیقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش‌مایه «پرنده» در فرش «طرح خشتی» چهارمحال و بختیاری</title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=476&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نقش پرنده همواره از جایگاه مهمی در آثار ادبی، تاریخی و هنری ایران برخوردار بوده است. پرندگان، در پهنه هنرهای این سرزمین و از جمله هنر صناعی فرش، به اشکال گوناگون نمایش داده شده اند. نقش مایه پرنده چه به صورت تجریدی و یا طبیعت گرایانه در فرش های تمام مناطق ایران حضور یافته است. در این نوشتار، ابتدا به جایگاه پرنده در ادبیات و هنر ایران پرداخته شده و سپس مفاهیم پرنده و حضور آن در فرش خشتی چهارمحال و بختیاری بررسی گردیده است. این مقاله یک پژوهش توصیفی است که برای جمع آوری اطلاعات نظری از روش کتابخانه ای و اسنادی&amp;ndash; تاریخی، منابع مکتوب و تصاویر بهره گرفته  شده  است. در طی آن با ارائه تصاویری از نقش مایه پرنده بر فرش خشتی چهارمحال و بختیاری، به بررسی محتوایی و تصویری آن بر این فرش ها پرداخته شده است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
						<author>ندا فخر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه نقوش دستبافته های خراسان شمالی و استفاده از آنها در طراحی نشانه</title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=477&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;طراحی نشانه، از مباحث پایه ای و علمی هنر گرافیک است که بنا به ویژگی های ذاتی خود، ارتباط وسیعی با دیگر بخش های هنر گرافیک برقرار می کند. از جمله مشخص ترین این ویژگی ها، رابطه آنی و دیداری این نشانه ها با مخاطب است که در پس نشانه های زیبا و جذاب، همزمان باطن های معنوی و دقیقی را به مخاطب ارائه می کند. فرش ایرانی یکی از بهترین دلایل ماندگاری خود را مرهون رمز و رازهای نهفته در نقوشی است که با بیانی شیوا، فرهنگ ها، سنت ها، شادی ها و آلام مردمی که خالق آن هستند را به تصویر می کشد. دست بافته های ایرانی و نقوش به کار رفته در آنها در هر نقطه از کشورمان متنوع و قابل تعمق بوده و ابعاد تازه ای از هنر غنی، دیرینه و پر از اسرار این سرزمین کهن را می گشاید؛ به خصوص نقوش به کار رفته در دست بافته های منطقه خراسان شمالی که از غنای خاصی برخوردار است. بدیهی است این خصوصیات برای طراح گرافیک این امکان را فراهم می آورد تا با استفاده از نقش مایه های نمادین به کار رفته در این دست بافته ها، ارتباط معناداری را در قالب هنری پر مخاطب که نظیر یک رسانه چند سویه عمل می کند، به منصه ظهور برسانند. تحقیق حاضر از نوع کاربردی بوده و سعی شده تا با توجه به ویژگی های معنوی و درونی دست بافته های خراسان شمالی امکان طراحی نشانه از میان نقوش بررسی شود.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>داریوش کاظم پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه سیر تحول فرش‌های جنگ در افغانستان</title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=478&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&amp;nbsp;از پیامدهای جنگ طولانی در افغانستان ظهور بافته ای به نام &amp;laquo;فرش جنگ&amp;raquo; است. در این مقاله سیر تحول فرش جنگ افغانستان با روش توصیفی- تحلیلی مورد مطالعه قرار گرفته و داده های تحقیق به صورت کتابخانه ای و مشاهده ای گردآوری شده است. نتایج تحقیق نشان داد که فرش جنگ افغانستان از آغاز پیدایش تاکنون به سه نسل متفاوت قابل تقسیم است. در نسل اول فرش جنگ که به دوره جنگ شوروی با مجاهدین افغان باز می گردد، هنوز تداوم سنت فرش بافی افغانستان مشاهده می شود. اما از حدود ۱۹۹۰ تا به امروز نقش مایه های سنتی جلوه کمتری در این فرش داشته است. در نسل دوم فرش های جنگ که اغلب توسط پناهندگان افغان بافته شده است، به تدریج تصویر سلاح ها و ادوات نظامی در کنار نقوش سنتی بافته شده و در نهایت سهم بیشتری از فضای فرش را به  خود اختصاص می دهند. نسل سوم فرش جنگ که طرح و نقش آن حوادث یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ در آمریکا و عواقب آن را نمایش می دهد، جلوه  ای به شدت سیاسی به خود می گیرد و در مقابل با کاهش کیفیت مواجه می گردد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
						<author>حسام کشاورز</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه تطبیقی نقوش فرش سده نخست عصر صفوی با نگارگری همان دوره مورد‌کاوی: مقایسه تطبیقی دو قالی </title>
						<link>http://icsa.ir/goljaam/browse.php?a_id=479&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;یکی از دوره های شکوفایی صنعت قالی ایران و گسترش بازرگانی آن به عصر صفوی و به خصوص قرن های دهم و یازدهم هجری قمری مربوط می شود. توجه بیشتر حکومت به  مقوله هنر و هنرمندان و گسترش امکانات از یک سو، و توجه و رغبت سایر استادان هنر از جمله تذهیب کاران و نگارگران به طراحی های زیبا و دقیق قالی در کنار پیشرفت صنعت رنگرزی از سوی دیگر، باعث شد که قالی بافی در آن زمان در زمینه هنر و صنعت، مقامی ویژه پیدا کند. حال سؤال اصلی پژوهش این است که طراحان قالی ایران در مناطق جغرافیایی مختلف و در زمان های گوناگون و در بافته های متنوع چه کسانی بودند؟ و منبع اصلی الهام هنرمندان قالی در طراحی آن دوره چه بوده است؟ فرضیه اصلی این است که نگارگران بزرگ برخی از قالی های عصر صفوی را طراحی می کردند. با توجه به گستره موضوع، در این مقاله به روش تطبیقی دو نمونه از قالی هایی که از آن دوره باقی مانده اند با نگاره های همان دوره مورد مطالعه گرفت. با بررسی آثار هنری به جا مانده از آن دوره، مشاهده می شود که اکثر هنرها، از جمله هنرهای سنتی و معماری، با یکدیگر قرابت نزدیکی داشتند که نشان دهنده مدیریت هنری واحد در نظام فرهنگی آن عصر بود و این مسئولیت به عهده نگارگران و معماران برجسته نهاده شده بود. توجه به مطابقت نگاره ها با نقش مایه های قالی در همان دوره نشان می دهد به احتمال زیاد نگارگران بزرگی از جمله کمال الدین بهزاد، آقامیرک اصفهانی و سلطان محمد عراقی و... در طراحی برخی از این قالی ها دست داشته اند و قالی های نفیسی برای دربار صفوی مستقیماً زیر نظر این استادان بافته شده است. و از طرف دیگر با تربیت طراحان قالی که این طراحان ادامه دهنده شیوه استادان خود بودند، به نوعی تأثیر غیرمستقیمی بر تحول نقش مایه های قالی در عرصه تولید و صادرات داشته اند. به طوری که طراحان قالی در مراکز تولیدی از آثار و طراحی های این استادان الهام می گرفتند.&lt;/div&gt;
</description>
						<author>صمد نجارپور جباری</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
