آقای حمیدرضا محبی، دکتر محمدتقی آشوری،
دوره 1، شماره 1 - ( 12-1384 )
چکیده
زیلو یکی از کهن ترین دستباف های ایرانی است که نقوش متنوع و غنی اش خود بیانگر تاریخ آن است. این تنوع و غنا در زیلوهای طرح محرابی موسوم به صف که ویژه پوشش کف شبستان مساجد بوده،بیشتر متجلی شده و به لحاظ ارتباط تنگاتنگی که با مسجد داشته،بار معنایی و دینی نمادین یافته آن سان که حتی چزیی از مجموعه مسجد تلقی می شده است. زیلوی طرح محرابی صف را می توان همچون نشانه و تجسمی از صف نماز جماعت (با در نظر گرفتن تمامی ویژگی ها و جنبه های عبادی و تعلیمی آن) بر کف شبستان مسجد برشمرد.
دکتر امیرحسین چیت سازیان،
دوره 2، شماره 4 - ( 12-1385 )
چکیده
زیبایی دوستی و نمادگرایی دو ویژگی اصیل انسانی است که از آغازین دوره های حیات او در آثار و بقایای هنرهایش نمودی خاص دارند. از جمله جایگاه های بروز و ظهور نمادها به ویژه در ایران «فرش» است. فرش چون آیینه عرش،بازتابی از نگاره ها و طرح و نقشهای نمادین با الهام از باورها،اندیشه ها و آرزوهای انسان فرش نشین است. در این پژوهش نمادگرایی در فرش ایران را به ویژه درعهد شکوفایی فرش و دوران صفویان و قاجاریان بررسی کرده ایم. در این جست و جو علاوه بر منابع مکتوب،تصاویر هشتاد فرش آن زمان،تاثیر نمادگرایی در طراحی فرش ایران را تایید نموده است. در طی این پژوهش معرفی مبانی نظری نمادگرایی در فرش و نیز ساختار آن حاصل گردیده و برای نخستین بار طبقه بندی و دسته بندی مناسبی در این رابطه ارائه شده است که می تواند آغازی برای مطالعات بیشتر و طبقه بندی های دیگر باشد.
خانم مرجان صلواتی ،
دوره 4، شماره 9 - ( 3-1387 )
چکیده
منطقه فارس یکی از مناطق مهم بافت قالی و گلیم در ایران است. یکی از عوامل مهم در تنوع و فراوانی گلیم در این منطقه، حضور مردم ترک و فارس در کنار هم است. ایل قشقایی بیشترین تولیدات منطقه فارس را به خود اختصاص داده و تنوع زیاد رنگها و نقشمایهها از خصوصیات قالیهای این ایل است. این مقاله بر روی نقش «مهرانه»[۱] یا صلیب شکسته در این بافتهها تمرکز دارد. هدف این مقاله بررسی زبان نمادین این نقشمایه در گذر زمان و ظهور آن در قالیهای ایل قشقایی است. نظر به کثرت نقشمایهها، این نوشتار علاوه بر معانی نقش مهرانه در طول زمان و فرهنگها و مذاهب مختلف، به زبان این نقش و دلالتهای تلویحی آن در بافتههای ایل قشقایی پرداخته است. معدودی ابزار نشانهشناسی در انجام این امر مورد استفاده قرار گرفته است. این تحقیق بر اساس هدف از نوع بنیادی بوده و با جستجو در کشف حقایق و واقعیتها و شناخت این نقوش به تبیین ویژگیها و صفات آنها میپردازد، اما بر اساس ماهیت و روش از نوع تاریخی و توصیفی است یعنی با استفاده از اسناد و مدارک معتبر میتوان ویژگیهای عمومی و مشترک این نقوش را تبیین کرده و به توصیف منظم آنها پرداخت، صفات آن را مطالعه و عندالزوم ارتباط بین متغیرها را بررسی کرد و از طریق تحلیل محتوی به هدف که همانا شناخت صفات و ویژگیهای نقش «مهرانه» و کاربرد آن در قالیهای ایل قشقایی است، دست یافت. منابع تصویری، مکتوب و شفاهی بودهاند.
آقای علی وندشعاری،
دوره 4، شماره 10 - ( 6-1387 )
چکیده
از قرن سیزدهم هجری (دوره قاجار)، شاهد حضور قالیهایی با عنوانِ تصویری در ایران هستیم. این نوع قالیها با طرح و ابعاد خاص خودشان، به نوعی نشان دهنده تغییر در سلیقه تولید و مصرف و نیز اثرپذیری قالیبافی ایران از دیگر هنرها و برخی تحولات اجتماعی است. هنرمندانِ قالیهای تصویری ایران، موضوعاتی همانندِ تصاویر پادشاهان کهن و تاریخی و نیز شاهانِ معاصر را بر روی این قالیها بافتهاند. در این میان، هوشنگشاه از جمله شخصیتهایی است که حضوری گسترده در میان این تولیدات و بافتهها دارد. بررسیها نشان میدهد که هوشنگشاه از جایگاه ویژهای در میان شاهان اساطیری ایران برخوردار است. او کاشف بسیاری از موارد مهم و اثرگذار در زندگی و تمدن بشری در دوره اساطیری ایران محسوب شده و از طرفی دیگر بسیاری از صفات و خصلتهای انسانی و نیکو را به او نسبت دادهاند. و همین خصوصیتها و ویژگیها به نوعی میتواند حضور تصویر این پادشاه اساطیری را در تولیدات آثار هنری از جمله قالی توجیه کند.
دکتر امیرحسین چیت سازیان،
دوره 5، شماره 12 - ( 3-1388 )
چکیده
«باغ» و «فرش» گویاترین آثار هنری ایران بوده که ریشه در فرهنگ و تمدن داشته و با طبیعیترین علایق و عواطف، اعتقادات و باورهای انسانی مأنوس هستند. درواقع هم هنرمندان باغسازی و باغآرایی و هم هنرمندان فرشبافی و طراحی فرش، زیباترین و ممتازترین تلاشها را بهمنظور تجلّی ماهرانه و مطلوب ذوق، فکر، احساس، رمز و رازهای درونی و ذهنی خود و باورهای مردم بهکار میگیرند. در این مقاله رابطه این دو هنر سنتی ارزشمند در ایران و جایگاه باغ و پردیس در طراحی فرش ایران، پس از بررسی مباحث نظری، با مقایسه نقشه و طرح باغها و فرشهای باغیِ مشخص شده کنکاش گردیده است. همنوایی طرح باغی فرش ایران با باورهای آئینی ایرانیان و هماهنگی طرح کلی قالیهای باغی با ساختار کلی باغ ایرانی از نتایج این بررسی است. نتیجه دیگر آنکه هنرهای سنتی درعین تنوع درصورت، از یک معنا سخن میگویند و بر حقیقت واحدی دلالت مینمایند.
خانم طیبه صباغپور آرانی، دکتر مهناز شایستهفر،
دوره 5، شماره 12 - ( 3-1388 )
چکیده
یکی از نقوشی که در آثار هنری ایران از دیرباز تاکنون بهکار رفته، نقشمایه ماهی است. ماهی علاوه بر زیبایی فوقالعاده در فرم، دربردارنده معانی عمیق و نمادینی است که موجب شده هنرمندان در دورههای مختلف به ترسیم و خلق دوباره آن بپردازند. از جمله این آثار هنری، قالیهای دوره صفویه است. ماهی علاوه بر نقش مهمی که در باور ایرانیان باستان و اساطیرشان داشته، در فرهنگ و اعتقادات اسلامی نیز از جایگاه خاص و قابل تأملی برخوردار است. از آنجایی که مولانا در مثنوی معنوی تفسیر خاصی از معانی نمادین ماهی ارائه داده است، در این مقاله کوشیده شده تا معانی نمادین نقشمایه ماهی در قالیهای صفویه با نظر به تفسیر مولانا مورد بررسی قرار گیرد. لذا پاسخ به سؤالات زیر، مورد نظر بوده است: (۱) ماهی در اعتقادات ایرانیان باستان و قرآن، چه جایگاهی دارد؟؛ (۲) ماهی در مثنوی معنوی، حاوی چه مفاهیم نمادینی است؟ و (۳) نقشمایه ماهی در قالیهای صفویه با نظر به مثنوی معنوی، چه مفاهیم نمادینی را در خود گنجانده است؟ بهطور کلی، این نقشمایه حامل معانی نمادین گوناگونی همچون عارف و سالک حقیقت، انسان کامل و انسان بهشتی است و گاه معنایی متفاوت با معانی مذکور، مانند زمین، جسم و انسان دنیوی مییابد. اما مفاهیم دسته اول در نقشمایه ماهی، مصداق بیشتری یافتهاند.
خانم فرزانه فرشیدنیک، دکتر رضا افهمی، دکتر حبیب اله آیت اللهی،
دوره 5، شماره 14 - ( 12-1388 )
چکیده
هنرهای سنتی گوناگون ایران را میتوان بازنمایی معنایی واحد در صور گوناگون دانست. همه آنها به مفاهیمی مشترک دلالت دارند که آمیزهای از باورهای ایرانی و اسلامی است. زبان این هنرها نمادین است و هنرمند در اثر خود با ابزار تمثیل متناسب با هر هنر سخن میگوید. طراحی قالی و هنر معماری را باید دو جایگاه تجلی نمادها در هنر ایران دانست. هدف پژوهش حاضر تمرکز بر قالیهای محرابی بهعنوان نقطه پیوند میان هنر معماری و طراحی فرش و نمایشِ نحوه تأثیرگذاری نمادهای کهن معماری بر طراحی نقوش تمثیلی فرش و نحوه جایگزینی و ترادف نمادهای دو هنر، برای نمایش مفاهیم واحد است. پژوهش حاضر بهروش توصیفی و با رویکرد مقایسه نشانهشناسانه این دو هنر از بعد تصویری و تاریخی، به تعقیب جایگزینی عناصر معماری مسجد با نقوش گیاهی نمادین مورد استفاده در قالیهای محرابی پرداخته است. بررسی این روند جانشینی از طریق بررسی شواهد موردی و نظریات محققان پیرامون بیان نمادینِ هنر ایرانی نشانگر آن است که نقش قالی محرابی که خود ریشه در ساختار سهگانه مهرابههای باستانی دارد، در سیر تحول خود برای تداعی فضای مسجد و عرش بر روی فضای محدود قالی، نگارههای گیاهی را جایگزین ساختارهای معمارانه مسجد نموده و منارهها بهواسطه ترادف تمثیلی و معنایی خود با درخت سرو، از آنجا که ریشه در زمین و سر بر آسمان دارند، بهعنوان نمادی از پیوند میان زمین و آسمان جایگزین گشتهاند، تا هدف هنرمند از هنر بهعنوان نقطه اتصال میان زمین و آسمان را برآورده سازند.
دکتر اشرف السادات موسوی لر، خانم اعظم رسولی،
دوره 6، شماره 16 - ( 6-1389 )
چکیده
برای شناخت کاربردی نمودها و نگارههای خورشید و مهر؛ بررسی آنها در زمینه تداوم و دگرگشتیشان و آیینها و اساطیر مرتبط، در تمامی حیطههای فرهنگی ایران در ادوار پیش از تاریخ، تاریخی و اسلامی و به ویژه در هنر سنتی فرش، ضرورتی اجتنابناپذیر میباشد. با تغییر آیین ماهپرستی به آیین پرستش خورشید، عناصر و نگارههای دین گذشته در عناصر مذهب جدید تجلی یافتند و نمودهای بسیاری در هنرهای مختلف؛ و به طور خاص در قالی مناطق مختلف ایران از جمله حوزه فارس، برجای گذاشتند. مهرپرستی، مهمترین آیین مرتبط با خورشید است که تبدیل به دینی جهانی میگردد و نمادهای مرتبط با این دین همواره در حوزههای مختلف هنری ایران، به خصوص قالیبافی عشایری و روستایی ایران نقش بسته است.در این مقاله به شیوه تطبیقی- تحلیلی، به روش کتابخانهای و در نگرشی کلی؛ نمودهای معنایی و بصری خورشید و مهر، در فرش و دستبافهای ایرانی مورد ارزیابی واقع شدهاند. در نهایت با بررسی تصاویر متعدد از دستبافتههای همگون با محتوای مورد نظر در سبکهای مختلف شهری، روستایی و عشایری ایران؛ تمامی نگارههای مرتبط در یک تقسیمبندی سهگانه مورد کنکاش قرار گرفتند. از دیگر نتایج این پژوهش نیز شناخت گستره جغرافیایی نگارهها میباشد.
آقای سید محمد مهدی میرزاامینی، دکتر سید جلال الدین بصام،
دوره 7، شماره 18 - ( 3-1390 )
چکیده
طرحهای فرش ایران دارای دستهبندیهای گوناگونی است که فرش ترنجی و لچک ترنج در این بین هم به لحاظ زیبایی و هم به لحاظ کثرت استفاده و تولید از جایگاه ویژهای برخوردار است. در این بین به نظر نمیرسد که ترنج در فرش ایرانی تنها بهدلیل ابعاد زیباییشناختیاش به این درجه از اهمیت و کثرت رسیده باشد؛ و در این بررسی نقش ترنج در فرش ایران از منظر نمادین و به شیوه کتابخانهای و تحلیل محتوا مورد کنکاش قرار گرفته است. ترنج بهطور آشکار هم از نظر ظاهری و هم از نظر مفهومی در فرش به درجهای از پختگی و زیبایی رسیده که در کمتر صنایع دستی دیگری بتوان شاهد آن بود. نقش ترنج در ادامه اعتقادات اسطورهای و نمادین گلستان و حوض شکل گرفته، امّا تکامل آن به شکل امروزی در اصل انعکاس ذهنیت، اندیشه و آرزوهای هنرمند مسلمان ایرانی در تجلی باغ بهشت و فضایی روحانی است. از طرفی در ترنج عینیت بخشیدن به تصورات مینوی از شکل زمینی و این دنیایی خود خارج شده و با بیانی نمادین با استفاده از نقوش تجریدی و انتزاعی، سعی در القای فضایی مقدس را دارد و اختصاصاً تأکیدش بر دنیایی لامکان و لازمان است که در قالب تصویر و فرم خاصی نمیگنجد و اینجاست که هنرمند به بیان نمادین متوسل میگردد. برای القای این مفهوم والا طراح یا بافنده، مرکز فرش را با درک تمام معانی متصف به آن و در آگاهی کامل برمیگزیند.
دکتر بهار مختاریان ، خانم شهربانو کاملی،
دوره 7، شماره 20 - ( 12-1390 )
چکیده
دستبافتههای ایلات و عشایر ایران دارای نقوش گوناگونی است که با توجه به شیوه زندگی، اعمال آیینی و اسطورهای آن مرز و بوم شکل یافته و بیانگر ارزشها و باورهای آن فرهنگ است. بر این اساس نقوش بهکار رفته در آنها دارای معانی نمادین گوناگونی است که انسان برای بیان نیازها و ارتباطات خویش به آنها پرداخته است. پژوهش حاضر در نظر دارد با معرفی یکی از شاخصترین دستبافتههای قوم ترکمن بهنام «نمازلیق» که بهعنوان عنصری کاربردی و هویتبخش برای انجام عمل آیینی نماز مورد استفاده قرار میگیرد، به جایگاه نماد در یکی از شاخصترین طرحهای نمازلیق یعنی «کعبه ناقش» بپردازد که تکرار نقش درخت- ستون و پرنده (بر رأس منارهها) است. دستیابی به ریشه و خاستگاه این عناصر نمادین و کشف مفاهیم و معنای آنها در فرهنگهای گوناگون و همچنین در شمنیسم که باور گذشته ترکمنها قبل از گرویدن به اسلام بوده است، میتواند راهگشای درک حضور این عناصر نمادین در نمازلیقهای ترکمن گردد.
خانم نعیمه جلیلیان، آقای سید ابوتراب احمدپناه،
دوره 8، شماره 22 - ( 12-1391 )
چکیده
فرش یکی از کهنترین و با سابقهترین هنرهای سنتی است که علاوه بر رفع نیازهای کاربردی، بازگو کننده اعتقادات، باورها، اساطیر و مفاهیمی از این دست است. این مفاهیم در بستر فرش با نقوشی رنگین و زیبا با الهامات ذهنی نمود مییابند. در این نوشتار، علاوه بر شناسایی نقوش حیوانی در هنر فرش روستایی حوزه همدان و دستهبندی آنها به سه دسته چهارپایان، پرندگان و آبزیان، تأثیرات دینی-اسطورهای نقوش منطقه تشریح میگردد. در بین نقوش حیوانی بهدست آمده، از میان پرندگان عقاب و طاووس، در بین آبزیان ماهی، لاکپشت و خرچنگ و از گروه چهارپایان، بز جملگی حامل مفاهیم برکت و باروری هستند.
خانم راهله عرفان منش،
دوره 8، شماره 22 - ( 12-1391 )
چکیده
مصورسازی داستانهای شاهنامه از جمله موضوعاتی است که توجه هنرمندان را در دروههای مختلف بهخود جلب کرده است. از جمله این هنرمندان میتوان طراحان قالی را نام برد. در دوره قاجار تصاویر شاهنامه بر روی فرشهای تصویری اوج میگیرد و داستانهای حماسی و نبردهای رستم از جمله داستانهایی است که بسیار مورد توجه این هنرمندان است و از میان نبردهای رستم، نبرد او با اکوان دیو توجه بیشتری به خود جلب کرده است. در فرشی که به تحلیل آن میپردازیم این نبرد در متن قالی درون قاب محرابی قرار گرفته است. سؤالی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا تصویر این داستان بر روی قالی هدفی بیش از نمایش یک نبرد داشته که درون قاب محرابی قرار گرفته است و اگر پاسخ به این سؤال مثبت است دلایل استناد به آن چیست؟ برای رسیدن به پاسخی مناسب بر اساس آرای یونگ تلاش بر آن داریم تا ابتدا به معرفی کهنالگوها پرداخته و سپس این کهنالگوها را از درون فرش مورد نظر بیرون آوریم. در این مقاله که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است برآنیم با توجه به کهنالگوی مطرح شده در روانشناسی یونگ تحلیلی متفاوت از این فرش ارائه دهیم.
آقای سید محمد مهدی میرزاامینی، آقای محمدرضا شاهپروری،
دوره 9، شماره 24 - ( 12-1392 )
چکیده
انسان از دیرباز به سبب افکار و عقاید جادویی و ابقای حیات با پدیده شکار آشنا بوده و این آشنایی در ادوار گوناگون به اشکال گوناگونی ادامه یافته است. از اینرو بدیهی است مقوله شکار در هنرهای گوناگون به طرق متنوعی انعکاس یابد. فرش از جمله هنرهایی است که به استناد آثار باقیمانده موضوع شکار را پس از عصر صفوی در خود گنجانده است و در این عصر تا درجه رفیع هنری ارتقاء یافته و به کالایی تجملی و اشرافی بدیل گشته است. ماهیت وجود نقش شکار بر فرش در دوره صفویه میتواند به دو دلیل عمده و البته کاملاً متفاوت باشد که یکی انعکاس تصویر بزم و جلال شاهانه در شکارگاههای درباری و قدرتنمایی شاهان بر روی فرش و دیگری بیان مفاهیم اساطیری و عرفانی صید و صیادی است که با تحقیقات انجام شده در فرشهای صفویه، مفاهیم نمادین همواره بخشی از دلایل وجودی نقوش آن بوده است. از طرفی نقش فرش همواره تجلیای از باغ و بهشت عدن برای ایرانیان بوده است. لذا وجود صحنه شکار در فرش که در نگاه نخست تصویری همراه با خشونت و خونریزی را تداعی مینماید چه دلیلی دارد؟ این مقاله با هدف کلی تحلیل این نقش در فرش و دستیابی به پاسخ این پرسش به سرانجام رسیده که نتایج نشان میدهد هرچند در برخی نمونهها ارتباط معناداری بین قدرتنمایی شاهانه و طرح شکارگاه بر فرش وجود دارد، اما با توجه به تلاش هنرمند طراح در ارائه تصویری ورای تصویر معمولی و زمینی و تلفیق نقش شکار در فرش با عناصری همچون فرشتگان، سیمرغ، اژدها، شیرها و حیواناتی با بالهای کوچک و تأکید بر نقش گرفتوگیر و شکار گاو توسط شیر مطمئناً دلیل وجودی این نقش چیزی جز تفریحی شاهانه است که البته همپوشانیهایی هم با آن دارد. از موارد کاربرد این تحقیق توجه به نمادشناسی و رمزپردازی طراحی فرش با الهام از عناصر غیرتزئینی است که میتواند در زمینه مفهوم معنوی فرش نقش مهمی داشته باشد و با دقت در آن طراحی معاصر فرش نیز رنگ و بویی مفهومیتر مییابد. این مقاله به روش تحلیلی-توصیفی و با روش گردآوری اطلاعات کتابخانهای و مشاهده هشت نمونه از فرشهای مرتبط با مفهوم شکار متعلق به دوره صفویه انجام شده است.
خانم آزاده پشوتنی زاده،
دوره 11، شماره 27 - ( 6-1394 )
چکیده
عنصر مشترک در فرشهای شیری فارس، شیر (نماد دلاوری) است و گاهی بدان شمشیر (نماد قدرت و جنگ)، خورشید کامل یا نیمه که تعابیری چون شمسالدین (خورشید دین/ لقب حضرت علی(ع)) را برایش در نظر میگیرند، افزوده میشود. علاوه بر تصویر شیر و خورشید، تصاویر حملۀ شیر به گاو که در هنر ایران سابقۀ طولانی دارد، به نحو دیگری در فرشهای شیری فارس جلوهگر میشود. تقویم، تغییر فصول و گردش کواکب عامل تأثیرگذاری بر نمادپردازیهای هر دوره بوده است. ایزدبانوان و ایزدان خورشیدی و آبی، در آسمان و زمین، نماد خاص خود را داشته که شکل لاهوتی و ناسوتی ایشان در ارتباط با مفاهیمی همچون حرکت اجرام سماوی (مهر/ خورشید، زهره، تیر، بهرام) و حیواناتی چون شیر و گاو میباشد؛ ازاینروی ترکیب شیر و گاو، به لحاظ صور فلکی، خاص استان فارس (اقلیم سوم) است و تصویر شیر و خورشید نیز خاص دیگر نقاط ایران (اقلیم چهارم) میباشد. تصویر شیر و خورشید اقلیم چهارم در مطابقتهای کیهانی و نجومی، در واقع ترجمۀ دیگری از شیر و گاو اقلیم سوم است.
روش تحقیق در این پژوهش تحلیلی ـ توصیفی است و گردآوری اطلاعات بهصورت کتابخانهای و اسنادی (تصویری/ آثار هنری) صورت گرفته است تا وجوه اشتراک این مهینالههگان در جوامع کهن و ریشههای هنری و تصویری مشترک میان آناهیتا، مهر، تیر و بهرام مشخص شود؛ چراکه این ایزدان، بر هم تأثیر و تأثرات متقابلی داشتهاند و نمود مینوی وظایفشان در جشنهای آفرینش، صور فلکی و سپس بر کالبد فرشهای شیری فارس ظهور یافته است.
محمدرضا شاهپروری، دکتر سید جلالالدین بصام،
دوره 12، شماره 29 - ( 6-1395 )
چکیده
فرش از جمله هنرهای ایرانی است که در تعاملی بیواسطه با طراحان و بافندگان شکل میگیرد و از این رو به پردهای تصویری برای ابراز عقاید و افکار آنان بدل میشود. این ابراز عقاید سراسر از ذهن هنرمند متأثر از فرهنگ، رسوم و آموزههای دینی حاکم بر جامعه نشئت میگیرد و در قالب آرایهها و طرحهای گوناگون خلق و بر تارک فرش نقش میبندد. بدین سبب موضوعات گوناگونی با بیانی نمادین در فرش جای گرفته است که هر یک بر مفاهیم فرهنگی و آیینی دلالت دارد. در این میان اعداد از موضوعاتی است که ریشهای ژرف در فرهنگ این مرز و بوم دارد و به دو قسم کمی و کیفی تقسیم میشده است. سویه کیفی یا به عبارت دیگر بُعد نمادین و معنادار اعداد از دیرباز مورد توجه بوده است و کاربرد اعدادگونه در هنرهای این سرزمین را میتوان نشانهای از جایگاه والای سویه نمادین اعداد طی ادوار گوناگون به شمار آورد.
این مقاله با رویکرد بررسی جایگاه و کاربرد نمادین اعداد در فرش به روش توصیفی تحلیل محتوا و شیوه جمعآوری اطلاعات به صورت کتابخانهای انجام گرفته است. نتایج حاصل از بررسیهای انجام شده نشان میدهد که اعدادی همانند یک، سه، چهار، پنج، شش، هفت و هشت در آرایهها و طرحهای گوناگون فرش با بیانی نمادین قابل مشاهده است. این کاربرد اغلب به گونهای است که سامانبندی نگارهها و طرحها بر پایه مفاهیم نمادین اعداد شکل گرفته و با معنای نمادین اعداد مذکور صادق است. افزون بر این مشاهده میشود که برخی از نقوش یا طرحهای فرش بر مبنای قالب عددیشان نامگذاری شدهاند، بدین ترتیب این امر باعث تشدید جایگاه اعداد در فرش و موجب انتقال مفاهیم نمادین این اعداد میشود که به شکل عمدی یا غیرعمدی خلق و در فرش به کار گرفته شده است. این نقوش توسط هنرمندان طراح یا بافنده به کار گرفته شده که آموزههای آیینی و فرهنگی جامعه بر آنان تأثیر گذارده و این عامل سبب خلق نقوشی بر پایه این الهام شده است.
فائزه قملاقی، ایمان زکریایی کرمانی، مهدی کشاورز افشار، بیژن اربابی،
دوره 15، شماره 36 - ( 12-1398 )
چکیده
ایران کشوری است با تاریخ و فرهنگ و هنر بسیار غنی و دارای مردمی با فرهنگ و ادیان مختلف که در کنار یکدیگر زندگی میکنند. فرش اصیل ترین هنر ایرانی، که قدمتی به بلندای تاریخ دارد و همواره بستر مناسبی برای نشاندن نقش ها و نمادهایی بوده که نمایانگر باورها ،آئین و رسوم، نمادهای مذهبی و اجتماعی و غیره را در بر داشته و دارد . قالی ایران به واسطه حضور نقش و نگارهای متفاوت بر روی آن، کالای هنری مناسب برای هدیه دادن و برقرار کردن ارتباط با افراد و جوامعی می باشد که گاه از نظر فرهنگ و دین با یکدیگر در یک رتبه و رده قرار نداشته اند.
یکی از این فرش هایی که دارای نقش و نماد مذهبی بوده، قالی اهدایی ناصرالدین شاه به پزشک یهودی خود نورمحمود می باشد. نورمحمود، پزشک یهودی دربار ناصری بود که از یک سوءقصد جان سالم به در می برد و ناصرالدین شاه این فرش را به عنوان هدیه به وی تقدیم می کند. لذا فرضیه را بر آن می گذاریم که که فرش مذکور یک قالی اهدایی معمولی ملوکانه نبوده و از قدرت برقراری ارتباط بالایی بین جوامع و ادیان مختلف برخوردار بوده است. هدف از این پژوهش آن است تا با خوانش نمادها و مفاهیم موجود بر روی قالی مورد نظر به این پرسش پاسخ دهد که: خوانش و تحلیل قالی اهدایی ناصرالدین شاه به پزشک یهودی در چه فضای گفتمانی شکل گرفته و چه روابطی بین نقوش این فرش با مولفه ها و اصول دین یهود وجود دارد؟
در این پژوهش سعی بر آن است تا با استفاده از تحلیل گفتمان که امروزه تبدیل به گرایش بین رشته ای شده، گفتگو با افراد آگاه از نقوش و مفاهیم دین یهود به خوانش این نمادها پرداخته و آنها را با کتب مقدس و اطلاعات موجود در منابع مکتوب تطبیق دهیم .
نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که نقوش موجود بر روی این فرش برگرفته از کتاب مقدس یهودیان است و هنرمند با استفاده از تکرار قسمت یا قسمتهایی از کتاب مقدس و یا با بزرگ کشیدن اشخاص مهم از نظر مذهبی که برای یهودیان اهمیت ویژه ای دارد، این تقدس و اهمیت را نشان دهد.
مفاهیم کلیدی: فرش، دین یهود، نماد و نگاره، ناصرالدین شاه، نورمحمود.
سیده معصومه شاه چراغ، علیرضا طاهری، فرنوش شمیلی، ابوالقاسم دادور، ناهید عبدی،
دوره 16، شماره 38 - ( 12-1399 )
چکیده
قالیچهی تصویری «شتر لیلی» متعلق به دورهی قاجار است که تصویر مرکزی در آن را پیکر بزرگ شتری «درون ترکیبی» اشغال نموده که در شکل بیرونی به صورت واقعگرایانه بوده و درون آن از تعداد زیادی نقوش انسانی و حیوانی کوچک تشکیل شده است. نقشپردازی برخی از موجودات به این شیوه، از دورهی تیموری در نگارگری ایران رواج یافت که اوج و محبوبیت آن در مکتب صفوی بود. این شیوه همزمان با صفویان، در هنر هند گورکانی نیز مورد توجه قرار گرفت.
در مقالهی حاضر قالیچهی «شتر لیلی» با رویکردی شمایل نگارانه و با استفاده از منابع کتابخانهای و برخی سایتهای علمی مورد توصیف و تحلیل قرار میگیرد. هدف از این تحقیق معرفی نمونهای خاص از فرش تصویری و تحلیل آن به روشی علمی میباشد. در این راستا سعی شده است تا به این سوالات پاسخ داده شود:
- رابطهی کتیبههای قالیچه با تصویر متن آن چگونه قابل خوانش است؟
- مضمون اصلی داستان در سطح تحلیل شمایل نگارانه چیست؟
- مجموعهی گونههای حیوانی تشکیل دهندهی پیکرهی شتر لیلی کنایه از چیست؟
- حضور فرشته-هارپی و اژدهای بالدار سرخ رنگ، در قالیچه به صورت نمادین به چه چیز اشاره دارند؟
کتیبههای شعری در حاشیهی قالیچه همسو با عناصر تصویری متن آن، به ماجرای عروسی لیلی با ابن سلام و وداع او با مجنون، به نقل از «مکتبی شیرازی» ارجاع دارد. اما معنای اصلی داستان در سطح دوم، غلبه و پیروزی خیر-مجنون- بر شر-ابن سلام- توسط حیوانات است. شتر «درون ترکیبی» نیز متشکل از حیواناتی میباشد که مجنون در کوه و بیابان با آن ها همنشین بوده اما در عین حال کاروان سرور عروسی را نیز در خود جای داده است. همچنین تصویر فرشته-هارپی در معنای باستانی آن نمادی از پیروزی است که به نبرد حیوانات حامی مجنون با اژدها -ابن سلام- و کشتن او اشاره دارند.
هدا جعفری،
دوره 17، شماره 40 - ( 7-1400 )
چکیده
گلیم بیجار گروس یکی از مشهور ترین گلیمهای ایران در جهان است شهرت و زیبایی این دست بافته در جهان همواره این پرسش را مطرح می نماید که اشکال و تصاویر به کار رفته در این دست بافته دارای چه مفاهیمی هستند.
نویسنده مقاله تلاش کرده است که جهت پاسخگویی به این پرسش مفاهیم طرح نگاره های اسطورهای ایران باستان را در هنر گلیم بیجار مورد بررسی قرار دهد. در این راستا از پژوهش های باستان شناسی، تاریخ، گرافیک و هنر بهره برده است. هدف نویسنده بررسی مفاهیم و نمادهای اسطوره ایران باستان بر روی گلیم بیجار گروس است.
روش پژوهش تحلیلی توصیفی است.
ابزارهای پژوهش مطالعه کتب، بررسی نشریات، مقالات، مصاحبه با متخصصان، مشاهده سایتهای معتبر، بازدید از نمایشگاه های گلیم جهت بررسی و پژوهش طرح نگارهها انجام گرفته است.
جامعه هدف: از بین طراحان، بافندگان و صاحبان نمایشگاه گلیم در شهرستان بیجار، 200 نمونه گلیم و 23 نفر با نمونه گیری به صورت هدفمند و انتخاب شدند و از آنان مصاحبه به عمل آمد.
تجزیه و تحلیل: با استفاده از روش تحلیل محتوا اطلاعات استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با استناد به پژوهش های انجام گرفته می توان این گونه بیان نمود:
مفهوم رمز گونه نمادها و طرح نگارههای اسطورهای منقوش بر گلیم بیجار متاثر از تمدنهای غرب فلات ایران، بینالنهرین و آسیای مرکزی بوده، باورها و اندیشه های آیینی، اعتقادی، فرهنگی و مکاتب مذهبی در خلق این نماد رمزهای اسطوره ای در قالب اشکال جانوری، گیاهی و هندسی نقش داشتهاند.
امید وحدانی فر، لادن دانشوری،
دوره 17، شماره 40 - ( 7-1400 )
چکیده
رایجترین هنر عشایر کرمانج بافت نوعی گلیم به نام «سفرۀ کرمانج» است که بازگوکننده داستان زندگی یا باور و عقاید آن قوم است. این هنر مختص به کرمانجزبانهای خراسان شمالی است و در شهرستانهای بجنورد، فاروج، مانه و سملقان، شیروان و اسفراین رواج دارد. اگرچه سفرۀ کردی امروزه کاربرد اصلی خود را از دست داده و به عنوان کفپوش استفاده میشود و یا جنبۀ تزئینی دارد، امّا کاربرد اوّلیۀ آن در گذشته محلّ قرار دادن نان بوده است. پژوهش حاضر به روش کتابخانهای و با هدف بررسی نمادهای موجود در نقوش گلیم سفرۀ عشایر قوم کرمانج خراسان شمالی به منظور زنده نگهداشتن نقوش و نمادهای قدیمی است که در معرض فراموشی و منسوخ شدن هستند، نگارش یافته است. یافتههای این پژوهش بیانگر آن است که نقوش به کار رفته در سفره کردی قوم مذکور از تنوّع و اهمیّت معناشناسی بالایی برخوردارند و شامل چهار گروه هندسی، گیاهی، انسانی و حیوانی است که از این میان، نقوش حیوانی بیشترین کاربرد را دارد؛ زیرا متأثّر از زندگی کوچنشینی قوم کرمانج است. در میان نقوش انسانی نقشمایه دختر بیشتر دیده میشود؛ به این دلیل که بافندگان اصلی سفرۀ کردی زنان و دختراناند. نقشمایۀ درخت به سبب تقدّس داشتن و نشانه حیات و برکت بودن پرتکرارترین نقش گیاهی است. نقوش انتزاعی و هندسی نیز جنبۀ نمادین و تزئینی دارند.
هما موسی نژاد،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده
نقش طاووس، از پر کار برد ترین نقوش نمادین، در هنر ایران و حتی جهان بوده که از گذشته، جایگاه ویژه ای در ادبیات، هنر و باور های مردم ایران داشته است. در قالی های کرمان دوره صفویه و قاجار، این نقشمایه حضور داشته است. هدف و ضرورت از این پژوهش آن است تا با شناخت نقشمایه طاووس در قالی های کرمان دوره صفویه و قاجار، ویژگی هایی چون شکل ظاهری طاووس، جایگاه، تعداد، جهت، نقش، عناصر اساطیری، مورد بررسی و بیان قرار گیرد و در انتها تفاوت های ظاهری و معنایی طاووس در دو دوره مذکور با هم مقایسه شود. با توجه به موارد گفته شده، سوال اصلی پژوهش به این صورت است که : 1) آیا شکل ظاهری و جایگاه معنایی نقشمایه طاووس، در قالی کرمان، در گذر از دوره صفویه به قاجار دستخوش دگرگونی شده، و در راستای این تغییر، تفاوتی در این نقش (ظاهر و معنا) ایجاد شده است؟ روش پژوهش، استفاده از مطالب کتابخانه ای و منابع عکس ها، استفاده از تصاویر سایت های اینترنتی معتبر مجموعه داران فرش و شیوه بیان مطالب از نوع توصیفی در قالب متن، تصاویر و جداول است. 22 نمونه قالی مورد بررسی قرار گرفته، که نحوه انتخاب قالی ها به صورت هدف مند، مربوط به دو دوره خاص صفویه و قاجار و حضور کامل نقشمایه طاووس مد نظر قرار گرفته است. 9 نمونه مربوط به دوره صفویه و 13 نمونه مربوط به دوره قاجار است. شکل ظاهری طاووس در دوره صفویه با قاجار در مقایسه با هم تغییراتی داشته است که در دوره صفویه انتزاعی و در مکان های بسته حضور دارد و در دوره قاجار، نزدیک به حالت طبیعی طاووس، آنچه که ما در طبیعت می بینیم در فضای آزاد تری حضور دارد. اما در نقش اصلی طاووس که نقش محافظت گونه و نگاه بانی از بهشت را دارد خدشه ای وارد نکرده است.
نقش طاووس، از پر کار برد ترین نقوش نمادین، در هنر ایران و حتی جهان بوده که از گذشته، جایگاه ویژه ای در ادبیات، هنر و باور های مردم ایران داشته است. در قالی های کرمان دوره صفویه و قاجار، این نقشمایه حضور داشته است. هدف و ضرورت از این پژوهش آن است تا با شناخت نقشمایه طاووس در قالی های کرمان دوره صفویه و قاجار، ویژگی هایی چون شکل ظاهری طاووس، جایگاه، تعداد، جهت، نقش، عناصر اساطیری، مورد بررسی و بیان قرار گیرد و در انتها تفاوت های ظاهری و معنایی طاووس در دو دوره مذکور با هم مقایسه شود. با توجه به موارد گفته شده، سوال اصلی پژوهش به این صورت است که : 1) آیا شکل ظاهری و جایگاه معنایی نقشمایه طاووس، در قالی کرمان، در گذر از دوره صفویه به قاجار دستخوش دگرگونی شده، و در راستای این تغییر، تفاوتی در این نقش (ظاهر و معنا) ایجاد شده است؟ روش پژوهش، استفاده از مطالب کتابخانه ای و منابع عکس ها، استفاده از تصاویر سایت های اینترنتی معتبر مجموعه داران فرش و شیوه بیان مطالب از نوع توصیفی در قالب متن، تصاویر و جداول است. 22 نمونه قالی مورد بررسی قرار گرفته، که نحوه انتخاب قالی ها به صورت هدف مند، مربوط به دو دوره خاص صفویه و قاجار و حضور کامل نقشمایه طاووس مد نظر قرار گرفته است. 9 نمونه مربوط به دوره صفویه و 13 نمونه مربوط به دوره قاجار است. شکل ظاهری طاووس در دوره صفویه با قاجار در مقایسه با هم تغییراتی داشته است که در دوره صفویه انتزاعی و در مکان های بسته حضور دارد و در دوره قاجار، نزدیک به حالت طبیعی طاووس، آنچه که ما در طبیعت می بینیم در فضای آزاد تری حضور دارد. اما در نقش اصلی طاووس که نقش محافظت گونه و نگاه بانی از بهشت را دارد خدشه ای وارد نکرده است.