جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای نوع مطالعه: علمي- ترويجي

زهرا چراغی، حبیب شهبازی شیران، سیدمهدی حسینی نیا، محمد اسکندری پویا،
دوره 17، شماره 39 - ( 6-1400 )
چکیده

چکیده
دست‌بافته‌های گلیم به عنوان یک هنر دستی زنانه در برخی از مناطق عشایری و روستایی ایران رواج دارد. این هنر، دارای تنوعی از بافت و نقوش بوده که در برخی از نقاط، مشخصۀ فرهنگ همان منطقه است. یکی از هنرهای رایج در استان لرستان، بافت گلیم با استفاده از نقوش سنتی می‌باشد که در گذر زمان دستخوش تغییرات گوناگونی شده است. از ویژگی‌های بارز این هنر در این منطقه تقارن، تنوع، انتزاعی و گرافیکی بودن نقوش می‌باشد. نقوش گلیم‌های لرستان مجموعه‌ای از دست‌بافته‌ها است که در طول سالیان متمادی؛ اعتقادات، باورها و آداب و رسوم را که نسل به نسل به آن‌ها رسیده، در خود جای داده است. هدف اصلی این پژوهش مطالعه مهم‌ترین نقوش به کار رفته در روی گلیم­های شهرستان کوهدشت با تاثیر­پذیری از فرهنگ مردم منطقه و همچنین عوامل مؤثر در پیدایش آن‌ها می‌باشد. سؤال اصلی این پژوهش بدین صورت مطرح می‌گردد که دست بافته‌های گلیم در این منطقه به چند گونه تقسیم می‌شوند؟ و کدام عوامل در ایجاد تزئینات و پیدایش نقوش گلیم مؤثر بوده­اند؟ روش تحقیق در این پژوهش، به صورت توصیفیتحلیلی می‌باشد و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه‌ای و میدانی است و به تحلیل کیفی نمونه‌های مورد مطالعه می‌پردازد. براساس نتایج مطالعات، مهم‌ترین نقوش بافته شده بر روی گلیم‌ها عباتنداز؛ نقوش آیینی و اسطوره‌ای (نقش سرو، درخت زندگی همراه با گوزن، الهه زن، کوه)، نقوش حیوانات و مرغان (بزکوهی، اسب، خروس، اردک)، نقوشی یادمانی از سوگ و سور (رقص)، نقوش گیاهی و نقوشی برگرفته از اعتقادات مذهبی (نقش حوض)، همچنین می‌توان گفت اکثر نقوش به کار رفته برروی این دست‌بافته‌ها با الهام از نقوش مفرغ‌های لرستان بوده که به صورت پیوسته تا به امروز ادامه داشته است.
َشهدخت رحیم پور، اشکان رحمانی،
دوره 17، شماره 39 - ( 6-1400 )
چکیده

دست‌بافته‌های عشایری مهم‌ترین مظهر هنر بومی و ایلی بوده و معرف بخشی از خصوصیات اجتماعی و فرهنگی زندگی عشایری است. در ایل قشقایی دست‌بافته‌‌های محفظه‌ای از تولیدات کاربردی زنان ایل است. با تغییر ساختار زندگی ایلی، اسکان ایلات و عشایر، و در ادامه‌ی مهاجرت‌ تعداد کثیری از عشایر به مناطق روستایی و شهری و جایگزینی کالاهای ارزان قیمت در تناسب با نیازهای زندگی، تولید بسیاری از بافته‌های کاربردی منسوخ شده است. این پژوهش با هدف شناسایی ویژگی‌های ساختاری و کارکردی این نوع دست‌بافته‌ها در ایل قشقایی و بررسی این تولیدات بر مبنای انسان‌شناسی هنر انجام شده است. گردآوری اطلاعات این پژوهش میدانی و کتابخانه‌ای است. یافته‌های پژوهش به روش توصیفی تحلیلی ارائه شد. بافته‌های محفظه‌ای در اندازه‌های متعدد در تناسب با نیاز زندگی ایلی به‌عنوان شاخص، زنان هنرمندان و انتخاب شیوه‌ی بافت این دست‌بافته‌ها در تناسب با کارکرد آنها تعریف شده است. شاخص، نشانه‌ی محکمی از اجرای خلاق و بیانگر عاملیت هنرمند و سرنمون، بیانگر موقعیت هنرمند است. در وضعیت موجود این دست‌بافته‌ها به‌عنوان شاخص، نقش میانی را دارند که هم میراث جامعه ایلی است و  هم عاملیتی برای تداوم فرآیند سبک بافت که تا به امروز باقی مانده است.

هدا جعفری،
دوره 17، شماره 40 - ( 7-1400 )
چکیده

گلیم بیجار گروس یکی از مشهور ترین گلیم‌های ایران در جهان است شهرت و زیبایی این دست بافته در جهان همواره این پرسش را مطرح می نماید که اشکال و تصاویر به کار رفته در این دست بافته دارای چه مفاهیمی هستند.
 نویسنده مقاله تلاش کرده است که جهت پاسخگویی به این پرسش مفاهیم طرح نگاره های اسطوره‌ای ایران باستان را در هنر گلیم بیجار مورد بررسی قرار دهد. در این راستا از پژوهش های باستان شناسی، تاریخ، گرافیک و هنر بهره برده است. هدف نویسنده بررسی مفاهیم و نمادهای اسطوره ایران باستان بر روی گلیم بیجار گروس است.
روش پژوهش تحلیلی توصیفی است.
ابزارهای پژوهش مطالعه کتب، بررسی نشریات، مقالات، مصاحبه با متخصصان، مشاهده سایت‌های معتبر، بازدید از نمایشگاه های گلیم جهت بررسی و پژوهش طرح نگاره‌ها انجام گرفته است.
جامعه هدف: از بین طراحان، بافندگان  و صاحبان نمایشگاه گلیم در شهرستان بیجار، 200 نمونه گلیم  و 23 نفر  با نمونه گیری به صورت هدفمند و انتخاب شدند و از آنان مصاحبه به عمل آمد.
تجزیه و تحلیل: با استفاده از روش تحلیل محتوا اطلاعات استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با استناد به پژوهش های انجام گرفته می توان این گونه بیان نمود:                                                                                                                        
مفهوم رمز گونه نمادها و طرح نگاره‌های اسطوره‌ای منقوش بر گلیم بیجار متاثر از تمدن‌های غرب فلات ایران، بین‌النهرین و آسیای مرکزی بوده، باورها و اندیشه های آیینی، اعتقادی، فرهنگی و مکاتب مذهبی در خلق این نماد رمزهای اسطوره ای در قالب اشکال جانوری، گیاهی و هندسی نقش داشته‌اند.

 

ناصر ساداتی، حسین کمند لو، زری پناهی،
دوره 17، شماره 40 - ( 7-1400 )
چکیده

شهرستان مهدی‌شهر (سنگسر) واقع در استان سمنان، محل اسکان اقوام سنگسری یکی از ایل‌های اصیل ایرانی است. بافت قالی در ناحیه سنگسر به دلیل زندگی چادرنشینی، قدمتی بسیار کهن داشته ولی بافت قالی شهری به احتمال، قدمتی در حدود صد سال دارد. طرح­های قالی سنگسر در طول سالیان گذشته متأثر از ذوق، سلیقه، شرایط اقلیمی و اجتماعی ساکنان این منطقه بوده و مفاهیم فرهنگی و بومی در تکامل و تنوع طرح، نقش اساسی داشته است. یکی از ویژگی‌های قالی سنگسر علی‌رغم داشتن مواد اولیه بومی و پشم­های خودرنگ، استفاده از طرح و نقش فرشهای مناطق معتبر فرش‌بافی است که در کمتر ایل و یا طایفه‌ای مشابه آن را شاهد هستیم. بافندگان سنگسری طرح‌های متنوعی همچون چهار فصل، لچک و ترنج، زیر خاکی، بته‌ای، تابلو فرش و غیره را بر اساس نقشه و یا با الگوبرداری از پشت فرش‌های شهری دیگر مناطق می‌بافتند. یکی از متنوع‌ترین طرح‌هایی که در ابعاد و انواع مختلف در این ناحیه بافته می‌شود طرح محرابی است.
سوال اصلی پژوهش این است که طرح محراب به چه صورت‌هایی در منطقه سنگسر بافته می‌شود و خاستگاه طرح‌های بافته شده در قالی­های محرابی سنگسر به کدام حوزه­های جغرافیایی برمی‌گردد؟ این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و به صورت مطالعه میدانی و اسنادی توامان انجام گرفته است و هدف از اجرای آن، علاوه بر آشنایی با شیوۀ فرش‌بافی در منطقۀ سنگسر، معرفی ویژگی‌ها و شناسایی انواع فرش‌های محرابی بافته شده، موجود و در دسترس منطقه در یکصد سال اخیر است.
یافته­های این پژوهش نشان می­دهد که بافندگان محلی بنا به سفارش و یا با الگوبرداری ‌از فرش‌های مناطقی همچون قم، اصفهان و کاشان، همدان، راور کرمان و الگوبرداری از زیور آلات سنگسرتوانسته‌اند انواع طرح‌‌های محرابی همچون محرابی گلدانی- ستون‌دار، درختی- ستون‌دار، درختی- جانوری، گلدانی- سروی، گلدانی- ترنج‌دار و محرابی دو طرفه- گلدانی را با ویژگی‌های بومی طراحی و اجرا کنند.

 
مهدیه گودرزی،
دوره 18، شماره 42 - ( 7-1401 )
چکیده

  قالی‌بافی هنری صنعتی است که در آغاز با نیاز مادی انسان به زیرانداز پدیدار شد و بعدها با حس زیبایی‌شناسی درآمیخت و به اوج رسید. در این سیر تحول از آغاز پیدایش تا رسیدن به کمال، ایران کشوری پیشتاز بوده است. ویژگی‌های فرش ایرانی موجب شد تا این طیف از دستبافته‌ها به‌عنوان نماد و شناسنامه هنری ایران در سطح جهان نیز شناخته شوند. گوناگونی در طرح‌ها و نقش‌های قالی ایران به پهنای این کشور هنرپرور است. منطقه چهارمحال و بختیاری به‌ویژه ناحیه‌ی باباحیدر، به دلیل همجواری جغرافیایی با ایل قشقایی و تأثیرپذیری دوسویه نقوش و شیوه بافت، جایگاه ویژه‌ای در مطالعه قالی‌های عشایری دارد. این پژوهش باهدف بررسی تأثیر کوچ‌نشینان قشقایی بر قالی‌های باباحیدر و همچنین شناسایی تفاوت‌ها و شباهت‌های قالی‌های این دو منطقه انجام‌شده است. در این پژوهش از روش توصیفی تحلیل استفاده گردیده و داده‌ها از طریق بازدید میدانی و اسناد کتاب‌خانه‌ای و تحلیل پیشینه پژوهشی گردآوری‌شده است. ازآنجاکه در ادبیات پژوهش نمونه مطالعات یافت شده صرفاً در ارتباط با وضعیت فرش‌بافی باباحیدر بوده و عدم مطالعه در این زمینه و یافتن شباهت­های بافت قشقایی و بابا حیدر تاکنون صورت نگرفته است بنابراین درهم‌آمیزی ظرفیت تولید فرش در این منطقه از نقوش قشقایی و بختیاری نیاز به بررسی و مطالعه دارد. یافته‌های پژوهش نشان از آن دارد که قالی‌های منطقه بابا حیدر در بسیاری از بخش‌ها ازجمله نقوش هندسی، ترنج‌های قالی و طرح کلی تحت تأثیر قشقایی‌ها قرارگرفته‌اند. با این‌حال ویژگی‌های بومی چهارمحال و بختیاری و قشقایی نیز موجب شده تا تفاوت‌هایی نیز قالی­ های این دو منطقه داشته باشند. درمجموع نتیجه پژوهش بیانگر نوعی تبادل نقش‌مایه‌ای میان دو منطقه که در عین تأثیرگذاری، استقلال هویتی قالی باباحیدر و قالی قشقایی نیز حفظ‌شده است.
حمیدرضا فروغیان،
دوره 18، شماره 42 - ( 7-1401 )
چکیده

فرش ایرانی یکی از برجسته‌ترین نمادهای فرهنگی، تاریخی و اقتصادی ایران است، و جایگاه ویژه‌ای در تاریخ و هویت ملی این کشور دارد. این هنر بی‌بدیل، با ریشه‌هایی عمیق در فرهنگ و تاریخ ایران، نه تنها به‌عنوان یک کالای هنری و کاربردی، بلکه به‌عنوان بخشی از زندگی روزمره‌ی مردم و نمادی از هویت ملی، در میان فرهنگ‌های مختلف شناخته شده است. سؤال پژوهشی این مقاله این است: «چگونه فرش ایرانی توانسته است به‌عنوان یک هنر و کالای فرهنگی، همزمان هویت ملی، ارزش های اجتماعی و تأثیرات اقتصادی را در جوامع ایران شکل دهد؟» این مقاله با رویکرد میان رشته‌ای به بررسی تاریخچه‌ی فرش ایرانی، از فرش پازیریک به‌عنوان کهن‌ترین نمونه‌ی موجود، تا شکوفایی هنر فرش‌بافی در دوران صفویه و تأثیر آن بر اقتصاد و تعاملات فرهنگی ایران در دوران معاصر پرداخته است .در بخش جامعه‌شناختی، مقاله به تحلیل نقش فرش در بازتاب باورها، ارزش‌ها و نمادهای فرهنگی جامعه ایرانی می‌پردازد. طرح‌های فرش ایرانی، مانند بته‌جقه، گل شاه‌عباسی و اسلیمی، بازتاب‌دهنده‌ی مضامین مذهبی، اسطوره‌ای و طبیعی هستند که نمایانگر نگاه عمیق ایرانیان به طبیعت، فرهنگ و تاریخ است. در جوامع سنتی، فرش نه تنها به‌عنوان یکی از اقلام ضروری در زندگی روزمره شناخته می‌شد، بلکه معیاری برای سنجش منزلت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خانواده‌ها بود. از منظر اقتصادی، فرش ایرانی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین کالاهای صادراتی، نقش به‌سزایی در ارزآوری و ایجاد فرصت‌های شغلی به‌ویژه در مناطق روستایی داشته است. صنعت فرش‌بافی با تمرکز بر کارگاه‌های خانگی، به توانمندسازی زنان و انتقال مهارت‌های نسلی کمک کرده و به حفظ و پایداری جوامع محلی انجامیده است. با این حال، این صنعت در سال‌های اخیر با چالش‌هایی از جمله رقابت با محصولات ارزان‌قیمت، تغییر الگوهای مصرف جهانی و کاهش حمایت‌های دولتی مواجه شده است. نتایج این مقاله نشان می‌دهد که فرش ایرانی، فراتر از یک اثر هنری یا کالای تجاری، میراثی فرهنگی است که نقش مهمی در شکل‌گیری و تثبیت هویت ایرانی ایفا کرده است. تأکید بر ارزش‌های تاریخی و اجتماعی این هنر، در کنار حمایت از صنعت فرش‌بافی، می‌تواند به حفظ و ترویج آن در سطح ملی و بین‌المللی کمک کند. این پژوهش، ضرورت بازنگری در سیاست‌های حمایتی و معرفی بهتر فرش ایرانی به بازارهای جهانی را یادآور می‌شود.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به گلجام؛ نشریه علمی فرش دستباف است.
بازنشر اطلاعات: استفاده از مطالب ارایه شده در این پایگاه با ذکر منبع آزاد است.
Designed & Developed by : Yektaweb