جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای رشادی

آقای حجت اله رشادی، دکتر محسن مراثی،
دوره 7، شماره 20 - ( پاییز و زمستان 1390 )
چکیده

تحولات گسترده‌ای که در هنر ایران در دوره قاجار رخ داد، در نهایت به تصویری شدن غالب گونه‌های هنری منجر گردید. فرش نیز همچون سایر صورت‌های هنری پذیرای تصاویر شد و فرش‌های موسوم به فرش‌های تصویری در فرش‌بافی ایران به‌وجود آمدند. هرچند که در این‌گونه فرش‌ها تصویر غالباً در متن ظاهر می‌شد و بیشترین تأثیر را بر متن فرش‌ها بر جای نهاد، اما در عین حال حاشیه و جایگاه آن نیز دستخوش تغییر و تحولاتی گردید. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که در این دوره با وجود تعدیل شدن حاشیه‌های فرش‌های تصویری، حاشیه هیچگاه حذف نشده است و همواره به‌عنوان جزئی ثابت و جدا‌ناشدنی به‌حساب می‌آمده است. گرچه در پاره‌ای از فرش‌ها تناسبات رایج حاشیه رعایت نشده است، ولی همواره هویت محل بافت را به همراه داشته است. این پژوهش به شیوه توصیفی ـ تحلیلی صورت گرفته است. جامعه آماری آن ۷۹ فرش تصویری دوره قاجار بوده و شیوه گردآوری اطلاعات به‌صورت ترکیب شیوه کتابخانه‌ای و مشاهده‌ای بوده است. 

سمیه صالحی، حجت اله رشادی، حسین نوروزی قره قشلاق،
دوره 15، شماره 35 - ( بهار و تابستان 1398 )
چکیده

در تعریف و شناخت اصالت فرش، اکتفا به ویژگی­های ظاهری از جمله رنگ و طرح و نقش و مشخصات فنی بافت مانند نوع گره و چله­کشی و ... و غافل ماندن از ویژگی­های ناملموسی مانند آداب و سنن جامعه بافت و وضعیت تاریخی، اجتماعی و اقتصادی آن جامعه، موجب عدم شناخت کامل و جامع آن فرش و شاخصه­های اصالت آن می­گردد.
در این پژوهش با هدف یافتن تعریفی کامل­تر از شاخصه­های اصالت در فرش که علاوه بر ویژگی­های کالبدی آن بستر شکل­گیری فرش را هم در بر بگیرد، مفهوم اصالت در حفاظت از میراث فرهنگی و تاریخی که هم به شاخصه­های ملموس و هم ناملموس اثر توجه دارد مبنای پژوهش قرار گرفته و با استفاده از روش تحقیق کیفی و راهبرد تحلیل محتوا و استنتاج منطقی به تحلیل مفاهیم اصالت در میراث فرهنگی طبق کنوانسیون­های بین­المللی پرداخته و سپس با بسط دادن آن به ویژگی­های فرش در نهایت به استخراج شاخصه­های اصالت فرش در دو قالب ملموس و ناملموس پرداخته شده است.
در نهایت چنین نتیجه شده است که فرش می­تواند در جستجوی اصالت خود به مانند آثار میراث فرهنگی و تاریخی طبق آراء کنوانسیون­های بین­المللی حفاظت از میراث فرهنگی در بستر شکل­گیری خود و در ابعاد گوناگون منطقه بافت مورد تحلیل قرار گرفته و شاخصه­های ناملموس آن هم مورد کنکاش قرار گیرد.
سمیه صالحی، حجت اله رشادی، حسین نوروزی قره قشلاق،
دوره 16، شماره 37 - ( بهار و تابستان 1399 )
چکیده

سلطان­آباد نام یکی از مناطق مشهور قالیبافی ایران است که بعدها به اراک تغییر نام یافت و در گذشته فرش­هایی به سبک روستایی در این منطقه تولید می­شده است. در دوره قاجار با فراهم آمدن زمینه فعالیت شرکت­های چندملیتی مانند زیگلر در این منطقه، سلطان­آباد به یکی از قطب­های تولید و صادرات فرش ایران تبدیل می­شود. این روند موجب تغییر سبک قالی این منطقه از روستایی به شهری می شود و شیوه تولید از تولید برای خود(خودفرمایی) به تولید طبق سفارش (کارفرمایی)تغییر پیدا می‌کند. در این میان زنان که وظیفه بافت این قالی­ها را به عهده داشته­اند با رونق بازار فرش منطقه خود، نقش اقتصادی و اجتماعی جدیدی می­یابند.
 اما برخلاف رشدی که باتوجه به رونق اقتصادی و اشتغال و درآمدزایی برای قالیبافان انتظار می­رفت، این تحولات، تاثیراتی متفاوت بر قالیبافی این منطقه و در نتیجه جایگاه اقتصادی و اجتماعی زنان قالیباف سلطان­آباد برجای می‌گذارد. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی به جستجوی آن­ تأثیرات پرداخته شده است نتایج نشان می‌دهد در مسیر گذار از خویش بافی(خودفرمایی) به سفارش بافی(کارفرمایی)، آزادی و احساس زن قالیباف را نسبت به رنگ­پردازی و نقش­اندازی قالی خود نادیده گرفته و اختیار وی در خلق و آفرینش قالی­اش از وی سلب شده است میتوان اینگونه بیان کرد که تحولات اجتماعی و اقتصادی این دوره نهایتا منجر به عدم تحقق حقوق اقتصادی و اجتماعی زنان قالیباف این منطقه و تنزل شأن ­اجتماعی حرفه قالیبافی شده است که کم و بیش تاکنون ادامه دارد.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به گلجام؛ نشریه علمی فرش دستباف است.
بازنشر اطلاعات: استفاده از مطالب ارایه شده در این پایگاه با ذکر منبع آزاد است.
Designed & Developed by : Yektaweb