جستجو در مقالات منتشر شده


192 نتیجه برای فرش

علی دادخواه، بهاره تقوی نژاد،
دوره 17، شماره 40 - ( 7-1400 )
چکیده

     فرش تشعیر از جمله آثار استاد عیسی بهادری در زمینه طراحی نقشه فرش است که دارای ویژگی های خاص ساختاری و بصری است. این فرش که با یک موضوع واحد و به سه شکل متفاوت طراحی و بافته شده؛ بیش از پیش توانایی های این هنرمند خلاق را آشکار می سازد؛ لذا تجزیه و تحلیل بصری این سه گانه با رویکرد تطبیقی، هدف مقاله مذکور به شمار می رود. گردآوری اطلاعات با استناد به تحقیقات میدانی (مصاحبه و عکاسی از آثار) و منابع مکتوب انجام شده و روشی توصیفی- تحلیلی  و رویکردی تطبیقی دارد و در صدد پاسخگوی به این پرسش اصلی است: وجوه اشتراک و افتراق ویژگی های ساختاری طرح و نقش، در سه فرش با موضوع تشعیر اثر عیسی بهادری کدام است؟ نتایج مطالعات حاکی از آن است که علاوه بر مشابهت در بخش هایی از گردش های اسلیمی، تکرار تعدادی از نقشمایه ها نیز در هر سه نمونه مشترک است که از آن جمله می توان به وجود حیوانات (بزکوهی، آهو، ببر، شیر، خرس)، پرندگان(قرقاول، هدهد، شاهین)، جانوران اساطیری (سیمرغ و اژدها)، طرح گلدان و صحنه گرفت و گیر بین سیمرغ و قرقاول اشاره نمود. اما علاوه بر این وجوه مشترک، ساختار فرش از حیث وجود یا عدم وجود ترنج و سرترنج و فرم آن ها (بیضی، دایره)، رنگ آمیزی زمینه و حاشیه و حتی چگونگی به تصویر کشیده شدن موجودات و عناصر گیاهی در هر یک از فرش ها؛ دارای ارزش های بصری منحصر به فردی است که نمونه های فرش تشعیر را علی رغم موضوع واحد؛ از یکدیگر متمایز ساخته و روندی رو به رشد را در طراحی این سه اثر، آشکار می سازد.
 
لیلا فرهبد، ابوالفضل داودی، تورج فشندکی،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده



چکیده
ترسیمات ساده هندسی جزو اولین اشکالی بودند که در هنر و معماری ایران از آن استفاده شده است. هنرمندان ایرانی بوسیله اشکال مختلف اندیشه‌ها،مفاهیم و باورها خود رانشان داده اند. در آثار هنری اشکال  هندسی دارای تنوع زیادی هستند. ایجاد گونه های متنوع در اشکال حوض، نماد تکاپوهای معنایی و زیباشناختی برای حُسن بهره وری از آب بوده و انعکاس زیباشناختی خاصی در  بناهای ایرانی دارد.  هدف این پژوهش بررسی ساختاری اشکال مختلف حوض در فرش، نگارگری و معماری منظر ایران است . پژوهش فوق به روش توصیفی- تطبیقی و با بهره گیری از منابع اسنادی (کتابخانه ای) انجام شده است.  
یافته‌ها نشانگر این است که معماری گاهی منبع الهام برای نقوش و طرح های فرش و نگارگری بوده است، بنابراین هندسه جز اصلی ترین وجوه مشترک بین این سه هنر است. همچنین بین معماری، فرش و نگارگری  از گذشته  تا کنون نمادهای مشترک وجود داشته است که هر کدام دارای معانی خاص و ویژه ای بوده اند.
نتایج این پژوهش نماینگر این نکته اشت که اشکال و عنصر حوض در اکثر فرش ها برگرفته از معماری باغ ایرانی بوده و بیشتر به اشکال چهارگوش و دایره مرکزی دیده شده است. نگارگر ایرانی نیز سندی مهم و با ارزش و جلو های بی نظیر از باغ ایرانی را به نمایش گذاشته است. در نتیجه اشکال حوض در نگاره ها و قالی های ایرانی تأکید بر مرکزیت حوض، شبکه آبرسانی جریان آب، تقارن، طبیعت گرایی، هماهنگی بین عناصر موجود در معماری و تفکیک فضاها تأکید دارد.


 
خانم ریحانه کثیری، فرهاد باباجمالی، دکتر محمد طغرایی،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده

اکثراً موانع توسعه و همینطور کاهش تولید و صادرات فرش دستباف در بُعد اقتصادی به عواملی همچون عدم وجود بازاریابی، بی­ثباتی نرخ ارز، تحریم­های بین­المللی، دستمزد و هزینه مواد اولیه تولید و عدم حمایت دولت، نسبت داده شده است. در این پژوهش ضمن پذیرفتن این عوامل در فرش‌دستباف و اثرات قابل ملاحظه آن‌ها، به موضوع بسیار مهم کارکرد تشکل‌ها بر اساس رویکرد اقتصادنهادگرا، در این حوزه پرداخته‌ شده است. هدف این پژوهش بررسی کارکرد تشکل‌ها بر اساس نظریه داگلاس سی. نورث، اقتصاددان نهادگرایی، در فرش‌دستباف، دوره جمهوری اسلامی ایران است. گردآوری مطالب به روش کتابخا‌نه­ای (اسنادی) و گردآوری داده‌ها از روش مصاحبه عمیق استفاده شده است و سپس با روش تحلیل کیفی با رویکرد تماتیک مورد بررسی قرار گرفته و سعی شده است مؤلفه‌ها مخصوصاً  نهادهای تأثیرگذار در ابتدا شناسایی و سپس مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گیرد. همچنین برای اندازه تعداد مصاحبه‌ها از اشباع نظری استفاده شده است و مصاحبه‌ها تا زمانی که ایده جدیدی کشف نشد ادامه یافت نمونه‌های مورد مصاحبه بر اساس تخصص‌های لازم و سوالات نیز بر همین اساس تدوین شده است که به شیوه کدگذاری با نرم افزار maxQDA کدگذاری، مقوله‌بندی و تجزیه و تحلیل شده است که نتایج قابل ملاحظه‌ای از آن بدست آمده است. بررسی­های این پژوهش نشان می­دهد؛ از چالش‌های مهم نهادی نبود جامعه‌مدنی قدرتمند است، و عدم فعالیت تشکل‌ها، الف: هزینه مبادله را بالا می­برد (عدم انسجام سراسری اصناف و اتحادیه­های فرش دستباف برای حل مشکلات خود). ب: حقوق قشرهای مختلف جامعه که بر اساس چانه‌زنی محقق می­شود را به گروه­های سیاسی و یا امیال سیاست­مداران می­سپارد. ج: در جامعه­ی دسترسی­باز، دسترسی به رانت مولد اقتصادی برای همگان و نه صرفاً فرادستان است که این مهم نیاز به برابری حقوقی و آزادی و استقلال تشکل­ها و سازمان­های مستقل است و اگر این جامعه مدنی پرقدرت وجود نداشته باشد دسترسی‌باز امکان پذیر نخواهد بود.
 
مریم رنجبر، امیرحسین چیت سازیان، اسماعیل مزروعی نصرآبادی،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده

فرش دستبافت در سال‌های اخیر جایگاه جهانی خود را از دست داده است. مشکلات متعددی باعث این موضوع شده‌اند. یکی از موارد مهم، مشخص نبودن بهره‌وری کارگاه‌های تولید فرش دستبافت است. روش‌های موجود اندازه‌گیری بهره‌وری، کمی هستند. در صنعت فرش دستبافت دستیابی به داده‌های کمی یا امکان‌پذیر نیست یا به سختی امکان‌پذیر است. تاکنون تحقیقی برای ارزیابی کیفی بهره‌وری انجام نشده است در نتیجه این تحقیق با هدف ارائه روشی برای ارزیابی بهره‌وری کارگاه‌های متمرکز تولید فرش دستبافت به صورت کیفی  صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق و شیوه نمونه گیری در مراحل اول و دوم تحقیق عبارتند از: خبرگان فرش دستبافت، قضاوتی؛ تولیدکنندگان فرش دستبافتِ دارای کارگاه بافت در شهر اصفهان و تصادفی. برای تعیین شاخص‌های ارزیابی بهره‌وری، از روش دلفی در مرحله اصلی و مقدماتی و برای ارزیابی بهره‌وری، از آزمون تی یک نمونه‌ای استفاده شده است. در این تحقیق به عنوان نتیجه، روشی برای ارزیابی بهره‌وری ارائه گردید که برای ارزیابی بهره‌وری قابلیت اجرا در کلیه کارگاه‌های متمرکز تولید فرش دستبافت را دارد. در این پژوهش برای بهره وری دو بُعد اثربخشی و کارایی منظور گردیده است. سرمایه، مواد، تجهیزات، روش، مدیریت و نیروی انسانی ، شاخص‌های کارایی بوده  و تحقق اهداف و رضایت مشتری شاخص‌های اثربخشی اند. نتایج آزمون تی یک نمونه‌ای بیانگر این است که بهره‌وری، ابعاد و مؤلفه‌های آن از حد متوسط بیشتر اما از حد ایده‌آل کمتر می‌باشند.


اعظم رسولی،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده

ویژگیهای بیانی فرش دستباف بهعنوان شاخصترین گونه هنرهای سنتی ایران، در بستر سنتهای جمعی تعریف میگردد. اما برخی هنرمندان ایرانی و غیر ایرانی از آن برای آفرینش هنر معاصر که خصلتی فردگرایانه دارد، بهره گرفتهاند. پژوهش حاضر قصد دارد تا با هدف واکاوی ظرفیت و قابلیتهای بیانی فرش در هنرهای معاصر، به نحوه و چگونگی بازنمود فرش به مثابه متن در ان آثار و دلالتهای ارجاعی، معنایی و کارکردی آن بپردازد. از اینرو رویکرد ترامتنیت ژنت که رویکردی مبتنی بر متن و روابط میان متنی است برای خوانش آثار دو هنرمند، محمود صالح محمدی و النا هرزگ که به واسطه تناسب با موضوع تحقیق به صورت هدفمند انتخاب شدهاند، مورد استفاده قرار گرفتهاست. ماهیت پژوهش حاضر توسعهای و به روش توصیفیتحلیلی و با اتکا به دادههای کیفی بر گرفته از مطالعات کتابخانهای- اسنادی و  مشاهده انجام گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که در آثار این هنرمندان، فرش به مثابه یک متن در ترکیب با متون و بافت هنر معاصر به عنوان بینامتنی برای بیان فردگرایانه و تجسمی و با اشاره به مفاهیمی فراتر از خود  مورد استفاده قرار گرفته است و در نوعی رابطه پیرامتنی به ابزار بیان ایدهها و مفاهیم مورد نظر هنرمند و به سرمتنی در حوزه هنر معاصر بدل شده است و هر دو هنرمند در قالب اثر خود با اتکا به شناخت ماهیت و دلالتهای معنایی و قابلیتهای بیانی و تجسمی فرش ایران و ترکیب آن با ایدههای برگرفته از فرهنگهای گوناگون، از فرش به عنوان قالبی برای بیان ایده فردی خود و پدید آوردن یک اثر تجسمی معاصر بهره گرفتهاند.



مریم متفکرآزاد، شهریار شکرپور، رضا افهمی،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده

این پژوهش سعی بر آن دارد تا با پاسخ به این سوال اساسی که ویژگیهای زیبایی شناختی قالی های محرابی و به ویژه قالی محرابی تبریز با توجه به نمونه های موجود در موزه فرش ایران کدام موارد هستند؟ به اصول و مبانی زیبایی شناختی قالی های محرابی پرداخته و آنها  را معرفی نماید.
نتایج پژوهش حاکی از آن است که ساختار زیبایی شناختی قالی های محرابی با وجود عناصر زیبایی شناختی و ترکیب عواملی چون طرح،نقش و رنگ، گویای مفاهیم رمزی و نمادین بوده اند. با توجه به نقشمایه های به کار رفته در این نوع از قالیها چون محراب، قندیل، ستون، گلدان و... می توان به مفهوم رایج در قالی ایرانی که نهایتا به بهشت ازلی و مکانی برای نمایش ذات باریتعالی ختم میشود، دست یافت. در این قالیها با وجود پایبندی به عناصر سنتی قالی ایرانی و کاربست مناسب نقشمایه ها با توجه به مفاهیم آنها، تنوع و نوآوری در طرح و رنگ نیز نمایان است. در نمونه های مورد مطالعه استفاده از نقشمایه های تجریدی چون گردشهای اسلیمی و گلهای ختایی در بخشهای مختلف قالی چون متن و حاشیه ها و ترکیب مناسب آنها با نقشمایه های نمادینی چون محراب ستوندار و قندیل و گلدان و.. حائز اهمیت است. این تحقیق از نظر زمانی یک پژوهش تاریخی و از نظر هدف توصیفی- تحلیلی بوده. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی می باشد. در این پژوهش 8 نمونه از تصاویر قالی محرابی تبریز موزه فرش ایران به شیوه توصیفی- تحلیلی مورد مطالعه قرارگرفته است.
مجتبی دورودی، سهیل دلشاد، زهرا گلمحمدی،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده

در گفتار پیش‌رو به بررسی دو قالی از دوران قاجار متأخر (حوالی سال 1315 هجری قمری) پرداخته می‌شود که یکی از آنها امروزه زینت‌بخش موزه فرش در تهران است و دیگری در مکانی نامعلوم در کشور آمریکاست. این دو فرش که طراح آن فرصت‌الدوله شیرازی است از چندین منظر دارای اهمیّت هستند. نخست اینکه طرح‌های موجود در آن از آثار تاریخی، حاصل بازدید طراح از اصل آثار است و دوم اینکه طراح با نسخه‌برداری پاره‌ای از کتیبه‌های میخی هخامنشی تلاش نموده از این آثار مکتوب هم در نقوش این دو قالی استفاده کند. موضوع مهم بعدی بستر تاریخی تولید این دو قالی در دوران قاجار متأخر است. فرصت شیرازی بعنوان طراح این نقوش نخستین ایرانی به شمار می‌آید که در دوران معاصر به یادگیری خطّ و زبان فارسی باستان مبادرت ورزیده است و این دو فرش ازجمله نخستین فرش‌هایی هستند که در طراحی‌شان از ترکیب توأمان آثار تاریخی و خط میخی فارسی‌باستان استفاده شده است. اینکه آثار تاریخی و خطوط میخی ترسیم شده بر این دو فرش تا چه اندازه حاصل انتقال یک به یک مشاهدات طراح از آثار بر روی نقش فرش‌ها است و تا چه اندازه طراح در تهیۀ طرح‌های این دو فرش از ذوق و قریحۀ شخصی خود استفاده کرده از‌ جمله پرسش‌های پژوهش حاضر به‌شمار می‌روند. با اینکه در نگاه کلی هر دو فرش به یکدیگر شبیه هستند امّا در طراحی آن‌ها تفاوت‌هایی دیده می‌شود که سبب می‌گردد هر کدام از این دو فرش در جای خود یگانه و منحصربه‌فرد باشند. بنابراین یکی دیگر از اهداف پژوهش حاضر بررسی این تفاوت‌ها است. فرصت‌الدوله بر اماکنی که در هر دو فرش دیده می‌شود توضیحاتی نیز افزوده است که این توضیحات در پاره‌ای از موارد ریشه در باورهای عامیانه مردم آن روزگار دارند.
 
حمیدرضا فروغیان،
دوره 18، شماره 42 - ( 7-1401 )
چکیده

فرش ایرانی یکی از برجسته‌ترین نمادهای فرهنگی، تاریخی و اقتصادی ایران است، و جایگاه ویژه‌ای در تاریخ و هویت ملی این کشور دارد. این هنر بی‌بدیل، با ریشه‌هایی عمیق در فرهنگ و تاریخ ایران، نه تنها به‌عنوان یک کالای هنری و کاربردی، بلکه به‌عنوان بخشی از زندگی روزمره‌ی مردم و نمادی از هویت ملی، در میان فرهنگ‌های مختلف شناخته شده است. سؤال پژوهشی این مقاله این است: «چگونه فرش ایرانی توانسته است به‌عنوان یک هنر و کالای فرهنگی، همزمان هویت ملی، ارزش های اجتماعی و تأثیرات اقتصادی را در جوامع ایران شکل دهد؟» این مقاله با رویکرد میان رشته‌ای به بررسی تاریخچه‌ی فرش ایرانی، از فرش پازیریک به‌عنوان کهن‌ترین نمونه‌ی موجود، تا شکوفایی هنر فرش‌بافی در دوران صفویه و تأثیر آن بر اقتصاد و تعاملات فرهنگی ایران در دوران معاصر پرداخته است .در بخش جامعه‌شناختی، مقاله به تحلیل نقش فرش در بازتاب باورها، ارزش‌ها و نمادهای فرهنگی جامعه ایرانی می‌پردازد. طرح‌های فرش ایرانی، مانند بته‌جقه، گل شاه‌عباسی و اسلیمی، بازتاب‌دهنده‌ی مضامین مذهبی، اسطوره‌ای و طبیعی هستند که نمایانگر نگاه عمیق ایرانیان به طبیعت، فرهنگ و تاریخ است. در جوامع سنتی، فرش نه تنها به‌عنوان یکی از اقلام ضروری در زندگی روزمره شناخته می‌شد، بلکه معیاری برای سنجش منزلت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خانواده‌ها بود. از منظر اقتصادی، فرش ایرانی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین کالاهای صادراتی، نقش به‌سزایی در ارزآوری و ایجاد فرصت‌های شغلی به‌ویژه در مناطق روستایی داشته است. صنعت فرش‌بافی با تمرکز بر کارگاه‌های خانگی، به توانمندسازی زنان و انتقال مهارت‌های نسلی کمک کرده و به حفظ و پایداری جوامع محلی انجامیده است. با این حال، این صنعت در سال‌های اخیر با چالش‌هایی از جمله رقابت با محصولات ارزان‌قیمت، تغییر الگوهای مصرف جهانی و کاهش حمایت‌های دولتی مواجه شده است. نتایج این مقاله نشان می‌دهد که فرش ایرانی، فراتر از یک اثر هنری یا کالای تجاری، میراثی فرهنگی است که نقش مهمی در شکل‌گیری و تثبیت هویت ایرانی ایفا کرده است. تأکید بر ارزش‌های تاریخی و اجتماعی این هنر، در کنار حمایت از صنعت فرش‌بافی، می‌تواند به حفظ و ترویج آن در سطح ملی و بین‌المللی کمک کند. این پژوهش، ضرورت بازنگری در سیاست‌های حمایتی و معرفی بهتر فرش ایرانی به بازارهای جهانی را یادآور می‌شود.
 
سیده اکرم اولیائی طبائی، امیرحسین چیت سازیان،
دوره 18، شماره 42 - ( 7-1401 )
چکیده

 شعر فارسی و فرش‌دست‌بافت، دو‌ واژه تأثیرگذار در شکل‌گیری فرهنگ‌ایرانی از گذشته‌های دور بودند و تعامل و ارتباط این دو به‌نحوی بوده‌که ضمن ارزش‌آفرینی بیشتر برای یکدیگر، تاکنون موجب غنی‌تر شدن فرهنگ ایرانی نیز شده‌اند. ارتباط و تعامل بین شعر فارسی با فرش دست‌بافت ایران به شکل‌های مختلفی وجود داشته و آگاهی و شناخت نسبت به این تعاملات از ضروریات تحقیق پیش‌رو است. هدف اصلی از انجام آن نیز، تحلیل محتوی و مضمون اشعار متنوع بافته شده در فرش‌ها است که می‌تواند به نوعی به دسته‌بندی تعامل انواع شعر با طرح یا نقش فرش، کارکرد یا کاربرد فرش، وحتی ارتباط سبک و دوره زمانی که اشعار سروده شده و در فرش بافته شده‌اند، تقسیم شود. این تحقیق از حیث هدف توسعه‌ای و از لحاظ رویکرد از نوع کیفی و توصیفی است و روش گردآوری داده‌ها به صورت کتابخانه‌ای و میدانی است. جامعه آماری فرش‌های دست‌بافت ایرانی موجود بعد از دوره صفوی تا عصر حاضر که در آن‌ها اشعار فارسی بافته شده‌اند را دربر می‌گیرد و تعداد نمونه نیز حدود30 عدد از فرش‌های موجود در مجموعه‌های شخصی و موزه‌ها را شامل می‌شود.
 یافته‌ها نشان می‌دهد که بعد از اسلام و رواج مذهب تشیع در دوره صفوی، اشعار نیز به عنوان بخشی از طرح و نقش فرش که گاه توسط شاعران بزرگ و گاهی توسط مردمی عادی و شاعران گمنام سروده می‌شدند؛ در فرش‌ها نیز بافته شدند. به گونه‌ای که تلاش می‌شد تا اشعار و نقوش فرش با یکدیگر همخوانی داشته باشند و گاهی نیز این ابیات بسته به‌کاربری فرش در فضای مورد استفاده، انتخاب می‌شدند. ضمن اینکه از دوره صفوی به بعد توجه شعرا به قالب شعری غزل و مثنوی نیز بیشتر شد و این‌گونه ابیات با تصاویر مرتبط در فرش‌ها بافته شدند.

 
صفا نقاش چیره دست، زهرا احمدی ،
دوره 18، شماره 42 - ( 7-1401 )
چکیده

کیف‌‌فرش به‌عنوان یکی از جلوه‌های هنری و کاربردی در صنایع دستی، ریشه‌ای عمیق در فرهنگ‌های مختلف دارد و در ایران جایگاهی ویژه یافته است. این محصول تلفیقی از هنر بافندگی سنتی و طراحی مدرن است که نه ‌تنها کارکردی مصرفی دارد، بلکه حامل پیام‌های فرهنگی، زیبایی‌شناختی و تاریخی نیز هست. در سطح جهانی، مطالعاتی درباره‌ی بازآفرینی فرش‌های قدیمی در قالب محصولات جدید مانند کیف، کفش و دکوراسیون داخلی انجام شده است که نشان‌دهنده‌ی روند جهانی‌شدن صنایع دستی و بازتعریف آن‌ها در قالب محصولات مدرن است. با این حال، خلأ پژوهشی در زمینه‌ی بررسی تاریخی کیف‌‌فرش در ایران و سایر کشورها، و تحلیل فرهنگی، سبکی، عملکردی و کاربردی آن همچنان پابرجا است. پژوهش حاضر با روشی توصیفی- تاریخی و از نوع کیفی، بدون فرضیه، با هدف بررسی تاریخی و فرهنگی پیدایش و تحول کیف‌‌فرش در ایران و جهان انجام شده است. ابزار گردآوری اطلاعات به‌صورت کتابخانه‌ای و اسنادی بوده و تلاش شده است تا با رویکردی میان‌رشته‌ای، پیوند میان هنر سنتی و طراحی مدرن در سیر تاریخی این محصول تحلیل شود. در ابتدا، مروری بر تاریخچه‌‌ی طراحی کیف در جوامع مختلف صورت گرفته و سپس به تاریخچه‌ی طراحی کیف‌فرش در جهان پرداخته شده است. در ادامه، بستر فرهنگی و اجتماعی ایران مورد بررسی قرار گرفته تا روند تحول کیف‌فرش از منظر کاربردی، زیبایی‌شناختی و عملکردی تحلیل شود. نقش عوامل اجتماعی مانند سبک زندگی، نقش زنان در تولید صنایع دستی، و مناسبات قومی و فرهنگی، همچنین تأثیر تعاملات تجاری و فرهنگی بر تنوع سبک‌ها و فرم کیف‌فرش، از جمله محورهای اصلی این پژوهش است. یافته‌ها نشان می‌دهد که کیف‌فرش نه‌تنها یک کالای مصرفی، بلکه نمادی از هویت فرهنگی و هنری است. بهترین نماد تحول تاریخی آن را می‌توان در اقوام عشایر ایران یافت؛ جایی که این محصول بخشی از زندگی روزمره و باورهای فرهنگی آنان را بازتاب می‌دهد.

 
فاطمه سلطانی چایباغی،
دوره 18، شماره 42 - ( 7-1401 )
چکیده

فرش دست‌بافت ایران، هنری کهن و میراثی زنده از فرهنگ، طبیعت و ذوق ایرانی است. کیفیت و اصالت این هنر تا حد زیادی وابسته به نوع مواد اولیه و شیوه‌های رنگرزی سنتی است که در هر منطقه از کشور، ویژگی‌های خاص خود را دارد. این پژوهش با هدف بررسی علمی و توصیفیِ مواد اولیه و رنگ‌های طبیعی مورد استفاده در فرش دست‌بافت ایران و تحلیل نقش آن‌ها در حفظ اصالت و توسعه‌ی اقتصادی این هنر انجام شده است. روش تحقیق، ترکیبی از مطالعات کتابخانه‌ای و مشاهدات میدانی در چند منطقه‌ی بافت، از جمله آذربایجان (مراغه)، کاشان و خراسان است. یافته‌ها نشان می‌دهد که استفاده از پشم طبیعی با چربی متعادل، ابریشم خالص و رنگ‌های گیاهی مانند روناس، نیل، اسپرک و پوست گردو، موجب درخشندگی، دوام و ثبات رنگی بالای فرش‌های سنتی می‌شود. علاوه بر ارزش هنری، تداوم شیوه‌های بومی رنگرزی می‌تواند به‌عنوان راهبردی برای ایجاد اشتغال خانگی و توسعه‌ی پایدار جوامع محلی مورد استفاده قرار گیرد. این مقاله ضمن مرور چالش‌های کنونی رنگرزی سنتی، راهکارهایی برای احیا و استانداردسازی آن ارائه می‌کند.
 
الهه حقگو، وحیده حسامی،
دوره 18، شماره 42 - ( 7-1401 )
چکیده

فرش دست‌باف از دیرباز تا به امروز جایگاه خود را در ردیف هنرهای ایران حفظ کرده و از ارزش بالایی برخوردار است. هنرمندان ایرانی نقش مهمی در حفظ این هنر ایفا کرده‌اند و با ایجاد خلاقیت در طرح و نقش باعث شده‌اند تا علاوه ‌بر جنبه‌ی زیبایی، مفاهیم متعددی نیز به خود بگیرند که می‌تواند نشأت گرفته از باورها، عقاید و اسطوره‌ها باشد. یکی از طرح‌های مهم که از دوره‌ی قاجاریه متداول شد، طرح‌های تصویری است که نمونه‌های بی‌نظیر آن را می‌توان در فرش‌های هوشنگ شاه و حضرت سلیمان مشاهده کرد. در این پژوهش که به صورت توصیفی- تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای و سایت‌های معتبر صورت گرفته، 4 نمونه از شاهنامه‌ی صفوی و ۱۲ نمونه تخته فرش انتخاب شده تا با تحلیل فرش‌های هوشنگ شاه و حضرت سلیمان به دو پرسش پاسخ دهد که: 1- نقش دیو از منظر طراحی و رنگ‌بندی در فرش‌های دوره‌ی قاجار چگونه است؟ 2- چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی میان دیوان در فرش و نگارگری عصر صفوی وجود دارد؟ در بحث طراحی دیو‌ها در فرش‌های تصویری دوره‌ی قاجار به صورت نیمه برهنه، خال‌دار و با جثه‌ی کوچک یا بزرگ به تصویر در‌آمده‌اند و اغلب به رنگ سفید هستند. با بررسی و مقایسه‌ی دیوان در فرش‌های تصویری با نگاره‌های شاهنامه مشخص شد که از لحاظ پوشش دارای دامنی بوده (بر خلاف نگاره‌های شاهنامه که هم دیو برهنه و هم نیمه برهنه وجود دارد) و اغلب به صورت زاویه‌دار و هندسی ترسیم شده‌اند و به ندرت زیور‌آلات دیده می‌شود. از لحاظ رنگ‌بندی نیز بیشترین رنگی که هم در فرش و هم در شاهنامه می‌توان مشاهده کرد، رنگ سفید است؛ گرچه تنوع در هر دو گونه (فرش و شاهنامه) دیده می‌شود.
 


صفحه 10 از 10    
10
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به گلجام؛ نشریه علمی فرش دستباف است.
بازنشر اطلاعات: استفاده از مطالب ارایه شده در این پایگاه با ذکر منبع آزاد است.
Designed & Developed by : Yektaweb