285 نتیجه برای نوع مطالعه: علمی - پژوهشي
سعیده رفیعی، داود شادلو،
دوره 17، شماره 40 - ( 7-1400 )
چکیده
در دهه گذشته، رنگزاهای طبیعی زیستسازگار با خواص ضدمیکروبی جهت حفاظت از الیاف رنگرزی شده در فرش های دستبافت در مقابل میکروارگانیسمها بسیار مورد توجه قرار گرفته اند. در این پژوهش، از برگ 6 گیاه بومی استان فارس اعم از بادام کوهی (ارژن)، پسته کوهی (بنه)، انجیر کوهی، آویشن شیرازی، انگور عسکری شیرازی و گردو به عنوان رنگزای طبیعی برای رنگرزی پشم در حضور هشت دندانه فلزی مختلف استفاده شده است. طیفهای انعکاسی نمونه های رنگ شده به وسیله دستگاه اسپکتروفوتومتر انعکاسی مورد بررسی قرار گرفت. علاوه براین، مشخصههای رنگی، روشنایی نمونههای رنگ شده، تنوع فامهای رنگی در حضور دندانههای مختلف، ثباتنوری و شستشوی نمونهها و همچنین خاصیت ضد باکتری پشم رنگرزی شده ارزیابی شد. نتایج اسپکتروسکوپی انعکاسی نشان داد که الیاف رنگ شده با برگ گیاهان بادام کوهی (ارژن)، انگور، آویشن و انجیر مقادیرa* منفی وb* مثبت داشتند که تایید کننده ته رنگ سبز و زرد آنهاست. در حالیکه، الیاف رنگ شده با برگ درختان بنه و گردو مقادیرa* وb* مثبت داشتند که ته رنگ قرمز و زرد این نمونه ها را اثبات میکند. الیاف پشم رنگ شده با برگ بادام کوهی (ارژن)، انجیر و آویشن در حضور دندانههای فلزی مختلف بیشترین تنوع فام را ایجاد کردند. فامهای عاجی، کرم، سبز، قهوه ای، زیتونی، نارنجی، آجری و بنفش بر روی الیاف پشم در حضور برگ این گیاهان به همراه دندانههای مخلتف ایجاد شد. ثبات نوری و شستشویی الیاف رنگ شده با تمام رنگزاهای ذکر شده قابل قبول بودند. پشم رنگرزی شده با عصاره برگ آویشن و بنه حداکثر درصد بازداری (99%) را در مقابل دو نوع باکتری اشرشیاکلی و استافیلوکوکوسآرئوس نشان داد.
میثم ابراهیمی، عباس علی رستگار، محسن شفیعی نیک آبادی،
دوره 17، شماره 40 - ( 7-1400 )
چکیده
یکی از الگوهای مهمیکه میتواند به توسعه صنعت بومی و پرارزش فرش دستباف کمک کند که هم ابعاد هنری آن تماما حفظ شده و هم با افزایش بهروری، باعث عدم تقلید این هنر توسط رقبا شود، الگوی مبتنی بر خوشه صنعتی میباشد. هدف از انجام این پژوهش آن است که با بررسی ذهنیتها و عقاید مشارکت کنندگان به شناسایی عوامل بازدارنده تشکیل خوشه صنعتی فرش دستباف خراسان شمالی بپردازیم. در انجام این پژوهش، از روش شناسی کیو به عنوان یکی از روشهای آمیخته استفاده گردید. مشارکت کنندگان این پژوهش، تعداد 10 نفر از مدیران، کارشناسان و تولیدکنندگان فرش دستباف خراسان شمالی بودند که با موضوع تحقیق ارتباط مستقیم داشتند. فضای گفتمان پژوهش حاضر از منابع گوناگونی جمع آوری گردید و پس از ارزیابی و جمع بندی فضای گفتمان، از میان 134 عبارت کیو، در نهایت 52 عبارت به عنوان نمونه عبارات کیو(دسته کیو)، پس از نظرسنجی از خبرگان انتخاب شد. پس از جمع آوری اطلاعات حاصل از مرتب سازی کیو، این اطلاعات با روش تحلیل عاملی کیو تحلیل گردید. تحلیل توزیع نشان داد که میتوان تعداد 3 الگوی ذهنی متمایز(نبود حمایت و زیرساخت مناسب، نبود حمایت و واحدهای مکمل، شرایط بافندگان) را در میان مشارکت کنندگان تحقیق در مورد عوامل بازدارنده تشکیل خوشه صنعتی فرش دستباف خراسان شمالی شناسایی نمود که جمعا در حدود 62.8 درصد از واریانس کل را تبیین نمودند. اهمیت و اولویت بندی موانع شناسایی شده بر اساس الگوهای ذهنی به دست آمده صورت گرفت و در نهایت راهکارهایی برای برطرف نمودن موانع شناسایی شده پیشنهاد شد تا بتواند در پیاده سازی الگوی خوشه صنعتی در صنعت فرش دستباف، مثمر ثمر واقع شود.
سامرا سلیم پور ابکنار،
دوره 17، شماره 40 - ( 7-1400 )
چکیده
هر قالی دستبافت زبانی دارد و میراث دار پیامهای فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و احساسات درونی بافندۀ خویش است. بنابراین، آگاهی از پیامهایی که یک قالی می تواند از گذشته به عصر حاضر پیشکشی کند، مستلزم خوانش زبان نمادین طرح و نقشمایه های آن قالی است. با این وجود، از آن جایی که در اغلب موارد اطلاعاتی پیرامون معانی مکنون در یک قالی به عنوان یک اثر هنری در دسترس نیست، ناگزیر باید از یک روش منطقی و نظام مند جهت گذر از تصویر و رسیدن به مفهوم واقعی بهره جُست. پژوهش پیش رو، در تلاش برای افشای پیامهای نهفته در ورای نگاره های یک قالیچۀ حاجیجلیلی با طرح محرابی است که دارای دو ویژگی برجسته می باشد: اولاً درخت زندگی موجود در میانۀ قالی از نوع تلفیقی است و ثانیاً بافنده آن را با ظرافت خاصی به شیوه اَبرش حقیقی رنگ آمیزی نموده است؛ مواردی که به ندرت در سایر قالیچه های محرابی به چشم میخورند. بر این اساس، این مطالعه در پی یافتن پاسخ به این سوالات است که: مفاهیم نمادینی که در پس طرح، نقش و رنگ قالیچه مذکور پنهان شده اند، کدامند و چگونه می توان به آنها دست یافت؟ و همچنین زبان نمادین نقوش از طریق چه ارتباطی به معنایی غایی اشاره دارند؟ بدین ترتیب، هدف این جُستار استفاده از الگوی آیکونولوژی پانوفسکی جهت یافتن لایه های معنایی و خوانش نگاره های شناسایی شده در سه مرحله «توصیف پیش آیکونوگرافی، تحلیل آیکونوگرافی و تفسیر آیکونولوژی» است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و به کمک گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسناد مکتوب نگاشته شده است. نتایج تحلیل آیکونوگرافی که از بهم پیوستن زنجیرۀ معانی پنهان شده در پس نقشمایه ها شکل گرفته است بر «وقفی یا نذری بودن» قالیچه مذکور گواهی می دهند. از سویی دیگر، بر اساس تفسیر آیکونولوژی نیز مشخص شد که هنرمند طراح و بافندۀ این قالیچه دانسته یا نادانسته اثری را خلق نموده که بر نیاز انسان زمینی (یا همان نمازگزار) جهت دستیابی به تکامل معنوی از طریق سیر و سلوک در کُنه دایره هستی و عروجی روحانی تاکید دارد.
امید وحدانی فر، لادن دانشوری،
دوره 17، شماره 40 - ( 7-1400 )
چکیده
رایجترین هنر عشایر کرمانج بافت نوعی گلیم به نام «سفرۀ کرمانج» است که بازگوکننده داستان زندگی یا باور و عقاید آن قوم است. این هنر مختص به کرمانجزبانهای خراسان شمالی است و در شهرستانهای بجنورد، فاروج، مانه و سملقان، شیروان و اسفراین رواج دارد. اگرچه سفرۀ کردی امروزه کاربرد اصلی خود را از دست داده و به عنوان کفپوش استفاده میشود و یا جنبۀ تزئینی دارد، امّا کاربرد اوّلیۀ آن در گذشته محلّ قرار دادن نان بوده است. پژوهش حاضر به روش کتابخانهای و با هدف بررسی نمادهای موجود در نقوش گلیم سفرۀ عشایر قوم کرمانج خراسان شمالی به منظور زنده نگهداشتن نقوش و نمادهای قدیمی است که در معرض فراموشی و منسوخ شدن هستند، نگارش یافته است. یافتههای این پژوهش بیانگر آن است که نقوش به کار رفته در سفره کردی قوم مذکور از تنوّع و اهمیّت معناشناسی بالایی برخوردارند و شامل چهار گروه هندسی، گیاهی، انسانی و حیوانی است که از این میان، نقوش حیوانی بیشترین کاربرد را دارد؛ زیرا متأثّر از زندگی کوچنشینی قوم کرمانج است. در میان نقوش انسانی نقشمایه دختر بیشتر دیده میشود؛ به این دلیل که بافندگان اصلی سفرۀ کردی زنان و دختراناند. نقشمایۀ درخت به سبب تقدّس داشتن و نشانه حیات و برکت بودن پرتکرارترین نقش گیاهی است. نقوش انتزاعی و هندسی نیز جنبۀ نمادین و تزئینی دارند.
علی دادخواه، بهاره تقوی نژاد،
دوره 17، شماره 40 - ( 7-1400 )
چکیده
فرش تشعیر از جمله آثار استاد عیسی بهادری در زمینه طراحی نقشه فرش است که دارای ویژگی های خاص ساختاری و بصری است. این فرش که با یک موضوع واحد و به سه شکل متفاوت طراحی و بافته شده؛ بیش از پیش توانایی های این هنرمند خلاق را آشکار می سازد؛ لذا تجزیه و تحلیل بصری این سه گانه با رویکرد تطبیقی، هدف مقاله مذکور به شمار می رود. گردآوری اطلاعات با استناد به تحقیقات میدانی (مصاحبه و عکاسی از آثار) و منابع مکتوب انجام شده و روشی توصیفی- تحلیلی و رویکردی تطبیقی دارد و در صدد پاسخگوی به این پرسش اصلی است: وجوه اشتراک و افتراق ویژگی های ساختاری طرح و نقش، در سه فرش با موضوع تشعیر اثر عیسی بهادری کدام است؟ نتایج مطالعات حاکی از آن است که علاوه بر مشابهت در بخش هایی از گردش های اسلیمی، تکرار تعدادی از نقشمایه ها نیز در هر سه نمونه مشترک است که از آن جمله می توان به وجود حیوانات (بزکوهی، آهو، ببر، شیر، خرس)، پرندگان(قرقاول، هدهد، شاهین)، جانوران اساطیری (سیمرغ و اژدها)، طرح گلدان و صحنه گرفت و گیر بین سیمرغ و قرقاول اشاره نمود. اما علاوه بر این وجوه مشترک، ساختار فرش از حیث وجود یا عدم وجود ترنج و سرترنج و فرم آن ها (بیضی، دایره)، رنگ آمیزی زمینه و حاشیه و حتی چگونگی به تصویر کشیده شدن موجودات و عناصر گیاهی در هر یک از فرش ها؛ دارای ارزش های بصری منحصر به فردی است که نمونه های فرش تشعیر را علی رغم موضوع واحد؛ از یکدیگر متمایز ساخته و روندی رو به رشد را در طراحی این سه اثر، آشکار می سازد.
لیلا فرهبد، ابوالفضل داودی، تورج فشندکی،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده
چکیده
ترسیمات ساده هندسی جزو اولین اشکالی بودند که در هنر و معماری ایران از آن استفاده شده است. هنرمندان ایرانی بوسیله اشکال مختلف اندیشهها،مفاهیم و باورها خود رانشان داده اند. در آثار هنری اشکال هندسی دارای تنوع زیادی هستند. ایجاد گونه های متنوع در اشکال حوض، نماد تکاپوهای معنایی و زیباشناختی برای حُسن بهره وری از آب بوده و انعکاس زیباشناختی خاصی در بناهای ایرانی دارد. هدف این پژوهش بررسی ساختاری اشکال مختلف حوض در فرش، نگارگری و معماری منظر ایران است . پژوهش فوق به روش توصیفی- تطبیقی و با بهره گیری از منابع اسنادی (کتابخانه ای) انجام شده است.
یافتهها نشانگر این است که معماری گاهی منبع الهام برای نقوش و طرح های فرش و نگارگری بوده است، بنابراین هندسه جز اصلی ترین وجوه مشترک بین این سه هنر است. همچنین بین معماری، فرش و نگارگری از گذشته تا کنون نمادهای مشترک وجود داشته است که هر کدام دارای معانی خاص و ویژه ای بوده اند.
نتایج این پژوهش نماینگر این نکته اشت که اشکال و عنصر حوض در اکثر فرش ها برگرفته از معماری باغ ایرانی بوده و بیشتر به اشکال چهارگوش و دایره مرکزی دیده شده است. نگارگر ایرانی نیز سندی مهم و با ارزش و جلو های بی نظیر از باغ ایرانی را به نمایش گذاشته است. در نتیجه اشکال حوض در نگاره ها و قالی های ایرانی تأکید بر مرکزیت حوض، شبکه آبرسانی جریان آب، تقارن، طبیعت گرایی، هماهنگی بین عناصر موجود در معماری و تفکیک فضاها تأکید دارد.
هما موسی نژاد،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده
نقش طاووس، از پر کار برد ترین نقوش نمادین، در هنر ایران و حتی جهان بوده که از گذشته، جایگاه ویژه ای در ادبیات، هنر و باور های مردم ایران داشته است. در قالی های کرمان دوره صفویه و قاجار، این نقشمایه حضور داشته است. هدف و ضرورت از این پژوهش آن است تا با شناخت نقشمایه طاووس در قالی های کرمان دوره صفویه و قاجار، ویژگی هایی چون شکل ظاهری طاووس، جایگاه، تعداد، جهت، نقش، عناصر اساطیری، مورد بررسی و بیان قرار گیرد و در انتها تفاوت های ظاهری و معنایی طاووس در دو دوره مذکور با هم مقایسه شود. با توجه به موارد گفته شده، سوال اصلی پژوهش به این صورت است که : 1) آیا شکل ظاهری و جایگاه معنایی نقشمایه طاووس، در قالی کرمان، در گذر از دوره صفویه به قاجار دستخوش دگرگونی شده، و در راستای این تغییر، تفاوتی در این نقش (ظاهر و معنا) ایجاد شده است؟ روش پژوهش، استفاده از مطالب کتابخانه ای و منابع عکس ها، استفاده از تصاویر سایت های اینترنتی معتبر مجموعه داران فرش و شیوه بیان مطالب از نوع توصیفی در قالب متن، تصاویر و جداول است. 22 نمونه قالی مورد بررسی قرار گرفته، که نحوه انتخاب قالی ها به صورت هدف مند، مربوط به دو دوره خاص صفویه و قاجار و حضور کامل نقشمایه طاووس مد نظر قرار گرفته است. 9 نمونه مربوط به دوره صفویه و 13 نمونه مربوط به دوره قاجار است. شکل ظاهری طاووس در دوره صفویه با قاجار در مقایسه با هم تغییراتی داشته است که در دوره صفویه انتزاعی و در مکان های بسته حضور دارد و در دوره قاجار، نزدیک به حالت طبیعی طاووس، آنچه که ما در طبیعت می بینیم در فضای آزاد تری حضور دارد. اما در نقش اصلی طاووس که نقش محافظت گونه و نگاه بانی از بهشت را دارد خدشه ای وارد نکرده است.
نقش طاووس، از پر کار برد ترین نقوش نمادین، در هنر ایران و حتی جهان بوده که از گذشته، جایگاه ویژه ای در ادبیات، هنر و باور های مردم ایران داشته است. در قالی های کرمان دوره صفویه و قاجار، این نقشمایه حضور داشته است. هدف و ضرورت از این پژوهش آن است تا با شناخت نقشمایه طاووس در قالی های کرمان دوره صفویه و قاجار، ویژگی هایی چون شکل ظاهری طاووس، جایگاه، تعداد، جهت، نقش، عناصر اساطیری، مورد بررسی و بیان قرار گیرد و در انتها تفاوت های ظاهری و معنایی طاووس در دو دوره مذکور با هم مقایسه شود. با توجه به موارد گفته شده، سوال اصلی پژوهش به این صورت است که : 1) آیا شکل ظاهری و جایگاه معنایی نقشمایه طاووس، در قالی کرمان، در گذر از دوره صفویه به قاجار دستخوش دگرگونی شده، و در راستای این تغییر، تفاوتی در این نقش (ظاهر و معنا) ایجاد شده است؟ روش پژوهش، استفاده از مطالب کتابخانه ای و منابع عکس ها، استفاده از تصاویر سایت های اینترنتی معتبر مجموعه داران فرش و شیوه بیان مطالب از نوع توصیفی در قالب متن، تصاویر و جداول است. 22 نمونه قالی مورد بررسی قرار گرفته، که نحوه انتخاب قالی ها به صورت هدف مند، مربوط به دو دوره خاص صفویه و قاجار و حضور کامل نقشمایه طاووس مد نظر قرار گرفته است. 9 نمونه مربوط به دوره صفویه و 13 نمونه مربوط به دوره قاجار است. شکل ظاهری طاووس در دوره صفویه با قاجار در مقایسه با هم تغییراتی داشته است که در دوره صفویه انتزاعی و در مکان های بسته حضور دارد و در دوره قاجار، نزدیک به حالت طبیعی طاووس، آنچه که ما در طبیعت می بینیم در فضای آزاد تری حضور دارد. اما در نقش اصلی طاووس که نقش محافظت گونه و نگاه بانی از بهشت را دارد خدشه ای وارد نکرده است.
خانم ریحانه کثیری، فرهاد باباجمالی، دکتر محمد طغرایی،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده
اکثراً موانع توسعه و همینطور کاهش تولید و صادرات فرش دستباف در بُعد اقتصادی به عواملی همچون عدم وجود بازاریابی، بیثباتی نرخ ارز، تحریمهای بینالمللی، دستمزد و هزینه مواد اولیه تولید و عدم حمایت دولت، نسبت داده شده است. در این پژوهش ضمن پذیرفتن این عوامل در فرشدستباف و اثرات قابل ملاحظه آنها، به موضوع بسیار مهم کارکرد تشکلها بر اساس رویکرد اقتصادنهادگرا، در این حوزه پرداخته شده است. هدف این پژوهش بررسی کارکرد تشکلها بر اساس نظریه داگلاس سی. نورث، اقتصاددان نهادگرایی، در فرشدستباف، دوره جمهوری اسلامی ایران است. گردآوری مطالب به روش کتابخانهای (اسنادی) و گردآوری دادهها از روش مصاحبه عمیق استفاده شده است و سپس با روش تحلیل کیفی با رویکرد تماتیک مورد بررسی قرار گرفته و سعی شده است مؤلفهها مخصوصاً نهادهای تأثیرگذار در ابتدا شناسایی و سپس مورد تجزیهوتحلیل قرار گیرد. همچنین برای اندازه تعداد مصاحبهها از اشباع نظری استفاده شده است و مصاحبهها تا زمانی که ایده جدیدی کشف نشد ادامه یافت نمونههای مورد مصاحبه بر اساس تخصصهای لازم و سوالات نیز بر همین اساس تدوین شده است که به شیوه کدگذاری با نرم افزار maxQDA کدگذاری، مقولهبندی و تجزیه و تحلیل شده است که نتایج قابل ملاحظهای از آن بدست آمده است. بررسیهای این پژوهش نشان میدهد؛ از چالشهای مهم نهادی نبود جامعهمدنی قدرتمند است، و عدم فعالیت تشکلها، الف: هزینه مبادله را بالا میبرد (عدم انسجام سراسری اصناف و اتحادیههای فرش دستباف برای حل مشکلات خود). ب: حقوق قشرهای مختلف جامعه که بر اساس چانهزنی محقق میشود را به گروههای سیاسی و یا امیال سیاستمداران میسپارد. ج: در جامعهی دسترسیباز، دسترسی به رانت مولد اقتصادی برای همگان و نه صرفاً فرادستان است که این مهم نیاز به برابری حقوقی و آزادی و استقلال تشکلها و سازمانهای مستقل است و اگر این جامعه مدنی پرقدرت وجود نداشته باشد دسترسیباز امکان پذیر نخواهد بود.
مریم رنجبر، امیرحسین چیت سازیان، اسماعیل مزروعی نصرآبادی،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده
فرش دستبافت در سالهای اخیر جایگاه جهانی خود را از دست داده است. مشکلات متعددی باعث این موضوع شدهاند. یکی از موارد مهم، مشخص نبودن بهرهوری کارگاههای تولید فرش دستبافت است. روشهای موجود اندازهگیری بهرهوری، کمی هستند. در صنعت فرش دستبافت دستیابی به دادههای کمی یا امکانپذیر نیست یا به سختی امکانپذیر است. تاکنون تحقیقی برای ارزیابی کیفی بهرهوری انجام نشده است در نتیجه این تحقیق با هدف ارائه روشی برای ارزیابی بهرهوری کارگاههای متمرکز تولید فرش دستبافت به صورت کیفی صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق و شیوه نمونه گیری در مراحل اول و دوم تحقیق عبارتند از: خبرگان فرش دستبافت، قضاوتی؛ تولیدکنندگان فرش دستبافتِ دارای کارگاه بافت در شهر اصفهان و تصادفی. برای تعیین شاخصهای ارزیابی بهرهوری، از روش دلفی در مرحله اصلی و مقدماتی و برای ارزیابی بهرهوری، از آزمون تی یک نمونهای استفاده شده است. در این تحقیق به عنوان نتیجه، روشی برای ارزیابی بهرهوری ارائه گردید که برای ارزیابی بهرهوری قابلیت اجرا در کلیه کارگاههای متمرکز تولید فرش دستبافت را دارد. در این پژوهش برای بهره وری دو بُعد اثربخشی و کارایی منظور گردیده است. سرمایه، مواد، تجهیزات، روش، مدیریت و نیروی انسانی ، شاخصهای کارایی بوده و تحقق اهداف و رضایت مشتری شاخصهای اثربخشی اند. نتایج آزمون تی یک نمونهای بیانگر این است که بهرهوری، ابعاد و مؤلفههای آن از حد متوسط بیشتر اما از حد ایدهآل کمتر میباشند.
مریم متفکرآزاد، شهریار شکرپور، رضا افهمی،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده
این پژوهش سعی بر آن دارد تا با پاسخ به این سوال اساسی که ویژگیهای زیبایی شناختی قالی های محرابی و به ویژه قالی محرابی تبریز با توجه به نمونه های موجود در موزه فرش ایران کدام موارد هستند؟ به اصول و مبانی زیبایی شناختی قالی های محرابی پرداخته و آنها را معرفی نماید.
نتایج پژوهش حاکی از آن است که ساختار زیبایی شناختی قالی های محرابی با وجود عناصر زیبایی شناختی و ترکیب عواملی چون طرح،نقش و رنگ، گویای مفاهیم رمزی و نمادین بوده اند. با توجه به نقشمایه های به کار رفته در این نوع از قالیها چون محراب، قندیل، ستون، گلدان و... می توان به مفهوم رایج در قالی ایرانی که نهایتا به بهشت ازلی و مکانی برای نمایش ذات باریتعالی ختم میشود، دست یافت. در این قالیها با وجود پایبندی به عناصر سنتی قالی ایرانی و کاربست مناسب نقشمایه ها با توجه به مفاهیم آنها، تنوع و نوآوری در طرح و رنگ نیز نمایان است. در نمونه های مورد مطالعه استفاده از نقشمایه های تجریدی چون گردشهای اسلیمی و گلهای ختایی در بخشهای مختلف قالی چون متن و حاشیه ها و ترکیب مناسب آنها با نقشمایه های نمادینی چون محراب ستوندار و قندیل و گلدان و.. حائز اهمیت است. این تحقیق از نظر زمانی یک پژوهش تاریخی و از نظر هدف توصیفی- تحلیلی بوده. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی می باشد. در این پژوهش 8 نمونه از تصاویر قالی محرابی تبریز موزه فرش ایران به شیوه توصیفی- تحلیلی مورد مطالعه قرارگرفته است.
تکتم جلالیان راد، آقای محمدرضا خیرالهی،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده
در شهر تهران، به خصوص حومه آن قالیهایی در دوره قاجار، در کارگاههای متمرکز و نیمه متمرکز تولید شده است. قالیهایی که بیشتر دسترنج استادکاران و بافندگان مهاجر از شهرهای یزد، اصفهان، تبریز و کرمان است. قالیهایی که با تبعیت از فنون بافت شهرهای مذکور و مواد اولیهی با کیفیت موجود در شهر تهران با شرایط، امکانات و سلایق این شهر، بافته شده و نشان میدهد که بین سبک قالی تهران و شهرهای مذکور پیوندهایی در طرح، نقش و رنگبندی ایجاد شده است.
هدف اصلی تحقیق، شناسایی طرح و نقشه قالی تهران در دوره قاجار است. سوال اصلی مقاله این است که: پایه و اساس طرح و نقشه قالی تهران چه بوده و ویژگیهای ظاهری آن کدامند؟ این تحقیق با رویکرد پژوهش کیفی از نوع توصیفی - تحلیلی بوده و جامعه آماری آن از نمونه قالیهای انتخابی موجود در موزهها، بازار تهران و مجموعههای شخصی افراد و تصاویر موجود در منابع معتبر است که توسط اساتید فن اصالت و قدمت آنها محرز شده است. با توجه به منابع محدود و اطلاعات مختصر مکتوب درباره قالی تهران این تحقیق به روش میدانی، مصاحبه و مشاهده انجام گرفته است.
نتایج تحقیق حاکی از آن است که بافندگان مهاجر ساکن در شهر تهران و حومه آن، علاوه بر تولیدات مناطق اصلی و بومی خود، طرح قالی شهرهایی همچون اصفهان، تبریز، کرمان و مناطق صاحب سبک که مقبولیت نسبی و عمومی به همراه داشته را نیز بافتهاند. همچنین بررسی قالیهای معدود موجود از آن دوره نشان میدهد، اواخر دوره قاجار همراه با شکوفایی و رونق قالی شهری تهران بوده است.
آناهیتا مقبلی، زهره اسدپور،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده
بافتههای داری تولید شده توسط زنان شهرستان قاینات در استان خراسانجنوبی از نظر اصالت، کیفیت، نقوش و کاربرد بسیار باارزش هستند. در این میان وجود دستبافتهای به نام پَلاس توجه هر علاقمندی به این حوزه را به خود جلب می کند. نقوش این زیرانداز تابع نقشه ای از پیش تعیین شده نبوده و در ذهن پلاسباف جای دارد. هدف این مقاله ابتدا معرفی این دستبافته ارزشمند و زیبایی های پنهان شده در نقوش آن بوده و به دنبال یافتن پاسخ برای این سوالات است که: پلاسهای دستبافت شهرستان قاینات متشکل از چه نقوشی است؟ عوامل موثر بر خلق و ایجاد نقوش پلاسهای دستبافت شهرستان قاینات چیست؟ این تحقیق که به روش توصیفی – تحلیلی انجام گردیده، آنچه از ذهن بافنده بر زمینه پلاس انعکاس یافته را با استفاده از روش میدانی، تصویربرداری از نمونه ها، مصاحبه با هنرمندان ومطالعه مستنداتکتابخانه ای، استخراج، ثبت و دستهبندی نموده است. نتایج پژوهش نشان میدهد طرح و نقش در پلاس های شهرستان قاینات در سه دسته گیاهی، جانوری و هندسی دستهبندی می شوند. در بطن نقوش گلیم (پلاس) که آمیخته با زندگی است تاثیر و اهمیت زیستروزانه، اقلیم و طبیعت را می توان دید. بررسی ها نشان میدهد پلاس ها نوعی کارکرد تعویذگونه داشته و جایی برای ثبت و ضبط نماد تجسمی چشمزخم و دفع نیروهایشر بوده اند. تاثیر مهاجرت، تنوعقومی و تعاملاتفرهنگی با مناطق همجوار شامل استانهای سیستان و بلوچستان، کرمان و خراسانرضوی نیز در نقوش کاملا مشهود است.
مجتبی دورودی، سهیل دلشاد، زهرا گلمحمدی،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده
در گفتار پیشرو به بررسی دو قالی از دوران قاجار متأخر (حوالی سال 1315 هجری قمری) پرداخته میشود که یکی از آنها امروزه زینتبخش موزه فرش در تهران است و دیگری در مکانی نامعلوم در کشور آمریکاست. این دو فرش که طراح آن فرصتالدوله شیرازی است از چندین منظر دارای اهمیّت هستند. نخست اینکه طرحهای موجود در آن از آثار تاریخی، حاصل بازدید طراح از اصل آثار است و دوم اینکه طراح با نسخهبرداری پارهای از کتیبههای میخی هخامنشی تلاش نموده از این آثار مکتوب هم در نقوش این دو قالی استفاده کند. موضوع مهم بعدی بستر تاریخی تولید این دو قالی در دوران قاجار متأخر است. فرصت شیرازی بعنوان طراح این نقوش نخستین ایرانی به شمار میآید که در دوران معاصر به یادگیری خطّ و زبان فارسی باستان مبادرت ورزیده است و این دو فرش ازجمله نخستین فرشهایی هستند که در طراحیشان از ترکیب توأمان آثار تاریخی و خط میخی فارسیباستان استفاده شده است. اینکه آثار تاریخی و خطوط میخی ترسیم شده بر این دو فرش تا چه اندازه حاصل انتقال یک به یک مشاهدات طراح از آثار بر روی نقش فرشها است و تا چه اندازه طراح در تهیۀ طرحهای این دو فرش از ذوق و قریحۀ شخصی خود استفاده کرده از جمله پرسشهای پژوهش حاضر بهشمار میروند. با اینکه در نگاه کلی هر دو فرش به یکدیگر شبیه هستند امّا در طراحی آنها تفاوتهایی دیده میشود که سبب میگردد هر کدام از این دو فرش در جای خود یگانه و منحصربهفرد باشند. بنابراین یکی دیگر از اهداف پژوهش حاضر بررسی این تفاوتها است. فرصتالدوله بر اماکنی که در هر دو فرش دیده میشود توضیحاتی نیز افزوده است که این توضیحات در پارهای از موارد ریشه در باورهای عامیانه مردم آن روزگار دارند.
سپهر قاسمی، مجیدرضا مقنی پور،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده
شهرستان ملایر مهمترین مرکز قالیبافی استان همدان میباشد، فرهنگ قالیبافی در این منطقه با زندگی مردم آمیخته شده و تاثیرات بسیاری از فرهنگ مردم منطقه را در خود جای داده است، بهطوری که ملایر را می توان به عنوان یکی از قطبهای مهم قالیبافی به در غرب کشور را نامید؛ چرا که قالیها و قالیچههای این منطقه دارای طرحها و نقوش منحصر به فرد و شناسنامه داری هستند که اکثراً به سبک روستایی تولید میشوند. اگرچه تا حدودی الگوبرداریهایی از طرح ها و نقوش برخی مناطق همجوار از جمله اراک و بیجار نیز در بافتههای ملایر قابل ردیابی است. مسئله اصلی در این پژوهش شناسایی و معرفی ویژگیهای فرمی طرحها و نقوش رایج و اصیل قالیها و قالیچههای منطقه ملایر است. نوع پژوهش توصیفی و روش اجرای آن توصیفی-تحلیلی بوده و جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانهای و میدانی (در قالب مصاحبه و کارت مشاهده) میباشد. نتایج این پژوهش آشکار ساخت که نقوش قالیها و قالیچههای ملایر غالباً در فرم های شکسته و هندسی، در قالب الگوهای طرحیِ اصیلی چون؛ نقش ماهی که در بسیاری از مناطق با پیشوندهایی نظیر چهار، سگ، رودباری، علمدار و هراتی به کار میرود(ویژه مناطق تک پود باف)، نقش چهارچنگ، نقش پیچ جوزان، نقش شال ماهی (ویژه مناطق دو پود باف)، نقشه پنجه نباتی و نقش برجسته در زمینههای رنگی لاکی، سفید و سرمهای قابل شناسایی هستند.
سیده اکرم اولیائی طبائی، امیرحسین چیت سازیان،
دوره 18، شماره 42 - ( 7-1401 )
چکیده
شعر فارسی و فرشدستبافت، دو واژه تأثیرگذار در شکلگیری فرهنگایرانی از گذشتههای دور بودند و تعامل و ارتباط این دو بهنحوی بودهکه ضمن ارزشآفرینی بیشتر برای یکدیگر، تاکنون موجب غنیتر شدن فرهنگ ایرانی نیز شدهاند. ارتباط و تعامل بین شعر فارسی با فرش دستبافت ایران به شکلهای مختلفی وجود داشته و آگاهی و شناخت نسبت به این تعاملات از ضروریات تحقیق پیشرو است. هدف اصلی از انجام آن نیز، تحلیل محتوی و مضمون اشعار متنوع بافته شده در فرشها است که میتواند به نوعی به دستهبندی تعامل انواع شعر با طرح یا نقش فرش، کارکرد یا کاربرد فرش، وحتی ارتباط سبک و دوره زمانی که اشعار سروده شده و در فرش بافته شدهاند، تقسیم شود. این تحقیق از حیث هدف توسعهای و از لحاظ رویکرد از نوع کیفی و توصیفی است و روش گردآوری دادهها به صورت کتابخانهای و میدانی است. جامعه آماری فرشهای دستبافت ایرانی موجود بعد از دوره صفوی تا عصر حاضر که در آنها اشعار فارسی بافته شدهاند را دربر میگیرد و تعداد نمونه نیز حدود30 عدد از فرشهای موجود در مجموعههای شخصی و موزهها را شامل میشود.
یافتهها نشان میدهد که بعد از اسلام و رواج مذهب تشیع در دوره صفوی، اشعار نیز به عنوان بخشی از طرح و نقش فرش که گاه توسط شاعران بزرگ و گاهی توسط مردمی عادی و شاعران گمنام سروده میشدند؛ در فرشها نیز بافته شدند. به گونهای که تلاش میشد تا اشعار و نقوش فرش با یکدیگر همخوانی داشته باشند و گاهی نیز این ابیات بسته بهکاربری فرش در فضای مورد استفاده، انتخاب میشدند. ضمن اینکه از دوره صفوی به بعد توجه شعرا به قالب شعری غزل و مثنوی نیز بیشتر شد و اینگونه ابیات با تصاویر مرتبط در فرشها بافته شدند.
فائزه خزائی، آرزو پایدارفرد،
دوره 18، شماره 42 - ( 7-1401 )
چکیده
رنگ به عنوان یکی از مهمترین عناصر ظاهری در هنرهای سنتی، دارای مفاهیم باطنی خاص و نمادین است هنرمندان طبق حکمت اسلامی به رنگها توجه ویژهای داشتهاند. با در نظرگرفتن تصوف و تشیع و نبود نگاه ویژه به رنگشناسی قالیهای محرابی بهویژه قالی محرابی بلینی، میتوان ارتباط ضمنی موجود در دیدگاه حکمت اسلامی را نسبت به مقوله رنگ به کار بست. سوال اصلی این پژوهش ماهیت رنگها در قالی محرابی بلینی آناتولی با توجه به دیدگاه حکمت اسلامی است، بر این اساس مقاله حاضر تاویل رنگ در قالی محرابی بلینی آناتولی واقع در موزه مترپولیتن در زمینه حکمت اسلامی را بررسی میکند. از بنیانهای عمیقی که این هنر بر آن استوار است، فهم مکاشفات عرفانی است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با تکیه برمنابع کتابخانهای بوده است. نتایج مشخص میکند که در قالی مورد بحث تمام تضادهای هفتگانه وجود دارد. وسعت سطوح به نفع رنگ قرمز بوده و باعث درخشانتر شدن رنگ سبز مرکز است. رنگ سفید و مشکی حاشیه تأثیر رنگها را بیشتر کرده و در عین کم بودن پهنا خود نیز به زیبایی نمایان است. اعتبار حکمت اسلامی در نظام رنگهای قالی محرابی بلینی آناتولی، بهطور تمثیلی رســیدن به خداوند و ســفر روحانی انسان را متجلی میسازند و همچون پیامبر یا امام درونی به عابد جهت داده و او را به سمت مرکز میکشانند؛ یعنی هنرمند سعی در نمایاندن معنا در صورت داشته است.
نیما سعیدی، محمد مهدی موحدی، فریده حق شناس کاشانی،
دوره 18، شماره 42 - ( 7-1401 )
چکیده
امروزه یکی از مهمترین راهکارهای توسعه توان رقابتی سازمانها، بهرهگیری از استراتژیهای سازمانی درست میباشد. در این راستا، سازمانهایی موفقتر خواهند بود که از طریق تحلیل محیطی، استراتژیهای مناسبی تدوین نموده و بهدرستی پیادهسازی کنند. یکی از صنایع توانمند کشور، صنعت فرش بوده که متاسفانه بهدلیل عدم برخورداری از برنامهریزیهای مناسب، نتوانسته از پتانسیل خود بهره گیرد. بدین منظور در تحقیق حاضر، مدلی برای استراتژیهای صنعت فرش دستبافت با رویکرد دادهبنیاد کلاسیک پرداخته شد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 14 نفر از مدیران ارشد فعال در صنعت فرش و در بخش کمی شامل کلیه کارکنان این صنعت به تعداد 425 نفر بودند که 203 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. در ابتدا از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و طی فرایند کدگذاری، مدل نهایی تحقیق شامل ابعاد هوشمندی رقابتی (دربرگیرنده مؤلفههای مقابله با هوشمندی سیاه و رقیبگرایی)، استراتژیهای بازاریابی (دربرگیرنده مؤلفههای نفوذ در بازارهای جدید، ترویج و بازارگرایی) و انعطافپذیری استراتژیک (دربرگیرنده مؤلفههای انعطافپذیری فعال و انعطافپذیری منفعل) و 23 شاخص به دست آمد. سپس با بهرهگیری از تکنیک تاپسیس فازی، استراتژیهای مورد نظر رتبهبندی شدند که درنهایت، کاهش بهای تمامشده، کپیشدن برند و کپیشدن طرح و نقش فرشهای ایرانی بهترتیب بهعنوان مهمترین استراتژیها شناسایی شدند. ضمن اینکه انعطافپذیری استراتژیک بهعنوان مهمترین بعد این صنعت انتخاب شد. بنابراین به مدیران این صنعت میتوان پیشنهاداتی جهت سازگاری هرچه بیشتر با سلایق و نیازهای مشتریان در بازارهای بینالمللی و مقابله با رقبای جهانی ارائه داد. همچنین بر اساس رتبهبندی، پیشنهاداتی مبتنی بر کاهش هزینههای حملونقل پیشنهاد میشود.
ماه گل عرب بور بور،
دوره 18، شماره 42 - ( 7-1401 )
چکیده
دوره صفویه یکی از مهم ترین دوران تاریخ ایران در هنر و صنعت به ویژه قالیبافی است که در آن اشکال هندسی در هنر قالی گسترده شده و با ضابطه ای منطقی به کمال خود می رسد. از سوی دیگر هنر معماری نیز در این دوره به اوج تزئینات خارجی می رسد. با عنایت به وجه مشترک هنرها در جنبۀ نمادین آن ها ؛ این مطالعه با هدف واکاوی مفاهیم مشترک رنگ و نقش در تزئینات گنبد شیخلطفالله اصفهان و قالی شیخصفی اردبیل به عنوان دو شاهکار هنر صفوی انجام پذیرفت. در این مطالعه با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی و ترسیم دیجیتال نقوش در نرمافزارهای راینو و فتوشاپ، الگوهای تزیینی هر اثر استخراج و طبقهبندی گردید. در راستای دستیابی به هدف تحقیق، دو سوال اصلی مطرح می گردد که: 1- نقوش و رنگ های بکاررفته در این دو اثر کدامند؟ و 2-چه مفاهیم مشترکی بین آن ها وجود دارد؟ یافتهها نشان می دهد که مفهوم محوری وحدت در کثرت از طریق نقوش حلزونی در هر دو اثر تجسم یافته است: در گنبد با همگرایی به سمت رأس و در قالی با هدایت نگاه به مرکز ترنج. شناسایی رنگهای نمادین لاکی (نماد حیات و تشیع) و طلایی (نماد نور الهی) در حاشیههای گنبد و متن قالی، گویای کاربرد هدفمند این رنگها برای انتقال مفاهیم اعتقادی مشترک است. همچنین نقوش گیاهی چون گل شاهعباسی (نماد جاودانگی) و اسلیمیهای دهاناژدری (نماد محافظت) اگرچه در فرم متفاوتاند، در بازتاب مفاهیم عرفانی همسو هستند. این پژوهش مؤید آن است که هنرمند صفوی از زبان بصری یکپارچه برای بیان مفاهیم کیهانشناختی بهره جسته است.
الهام گلعذار، ایمان زکریائی کرمانی،
دوره 18، شماره 42 - ( 7-1401 )
چکیده
قالیهای تصویری ایرانی، افزون بر جنبهی تزئینی، واجد ابعاد روایی، فرهنگی و سیاسی نیز هستند. یکی از نمونههای برجستهی این هنر، قالی تصویری میرزا کوچکخان جنگلی است که تصویر قهرمان گونهای از میرزا را در مرکز خود به نمایش میگذارد و با کتیبههای حاشیهای همراه است. این کتیبهها شامل اشعاری به گویش محلی و مضامین حماسی هستند که از نظر سبک و محتوا به منطقهی کاشان تعلق دارند و بازتابی از گفتمان مقاومت ملی به شمار میآیند. این پژوهش با رویکردی بینامتنی و نشانهشناختی، با هدف بررسی تعامل میان خوشنویسی، اشعار حاشیهای و تصویر مرکزی در این قالی انجامگرفته و نقش معناساز خط نستعلیق را در شکلدهی به پیام تصویری اثر تحلیل میکند. روش تحقیق بر پایهی مطالعهی توصیفی- تحلیلی و تحلیل محتوای اثر است. یافتهها نشان میدهند که خوشنویسی در این اثر نهتنها عنصری تزئینی، بلکه عاملی مفهومی و روایی است که درک مخاطب از تصویر را هدایت کرده و پیامهای اجتماعی، سیاسی و ایدئولوژیک اثر را تقویت میکند. از این منظر، قالی میرزا کوچکخان نمونهای موفق از تلفیق هنر سنتی و گفتمان مقاومت ملی محسوب میشود.
الهه حقگو، وحیده حسامی،
دوره 18، شماره 42 - ( 7-1401 )
چکیده
فرش دستباف از دیرباز تا به امروز جایگاه خود را در ردیف هنرهای ایران حفظ کرده و از ارزش بالایی برخوردار است. هنرمندان ایرانی نقش مهمی در حفظ این هنر ایفا کردهاند و با ایجاد خلاقیت در طرح و نقش باعث شدهاند تا علاوه بر جنبهی زیبایی، مفاهیم متعددی نیز به خود بگیرند که میتواند نشأت گرفته از باورها، عقاید و اسطورهها باشد. یکی از طرحهای مهم که از دورهی قاجاریه متداول شد، طرحهای تصویری است که نمونههای بینظیر آن را میتوان در فرشهای هوشنگ شاه و حضرت سلیمان مشاهده کرد. در این پژوهش که به صورت توصیفی- تحلیلی و با بهرهگیری از منابع کتابخانهای و سایتهای معتبر صورت گرفته، 4 نمونه از شاهنامهی صفوی و ۱۲ نمونه تخته فرش انتخاب شده تا با تحلیل فرشهای هوشنگ شاه و حضرت سلیمان به دو پرسش پاسخ دهد که: 1- نقش دیو از منظر طراحی و رنگبندی در فرشهای دورهی قاجار چگونه است؟ 2- چه شباهتها و تفاوتهایی میان دیوان در فرش و نگارگری عصر صفوی وجود دارد؟ در بحث طراحی دیوها در فرشهای تصویری دورهی قاجار به صورت نیمه برهنه، خالدار و با جثهی کوچک یا بزرگ به تصویر درآمدهاند و اغلب به رنگ سفید هستند. با بررسی و مقایسهی دیوان در فرشهای تصویری با نگارههای شاهنامه مشخص شد که از لحاظ پوشش دارای دامنی بوده (بر خلاف نگارههای شاهنامه که هم دیو برهنه و هم نیمه برهنه وجود دارد) و اغلب به صورت زاویهدار و هندسی ترسیم شدهاند و به ندرت زیورآلات دیده میشود. از لحاظ رنگبندی نیز بیشترین رنگی که هم در فرش و هم در شاهنامه میتوان مشاهده کرد، رنگ سفید است؛ گرچه تنوع در هر دو گونه (فرش و شاهنامه) دیده میشود.