گلثوم اکبری ارباطان، رسول عباسی،
دوره 15، شماره 36 - ( 12-1398 )
چکیده
در سالهای اخیر موج تحریمها بر اقتصاد ایران سایه انداخته است که با هدف کاهش توان مالی، رفاه ملی و یأس و ناباوری، جبهه تقابلی جدیدی پیش روی اقتصاد ایران باز کرده است. با توجه به اهمیت و نقش ویژه بافت فرش و جایگاه آن در اقتصاد کشور، شناسایی و مطالعه مشکلات اخیر بافندگان فرش دستبافت همگام با تحریم ضروری مینماید. این پژوهش با این هدف به شیوه توصیفی از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختارمند به تدوین و اعتباریابی چارچوبی مفهومی با روش تحلیل مضمون پرداخته است. جامعه آماری شامل قالیبافان شهر آرباطان در استان آذربایجان شرقی هستند که از بین آنها 20 نفر قالیباف به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و در این مطالعه مشارکت کردند. یافتههای پژوهش نشان میدهد چالشهای یادشده در قالب چهار مضمون اصلی شامل چالشهای فردی، چالشهای تولید، چالشهای فروش و چالشهای متولیان و 33 مضمون فرعی قابل دستهبندی است. در انتها با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهادهایی چون توسعه تسهیلات مالی حمایتی با بهرهی کم، نظاممند کردن و سازماندهی مکانیسمهای فراوری مواد اولیه در داخل کشور و تبلیغات مناسب در بازارهای جهانی در جهت حل مشکلات قالیبافان ارائه شده است.
هما موسی نژاد، محمد شاکر اردکانی،
دوره 16، شماره 37 - ( 6-1399 )
چکیده
هنر-صنعت فرش دستباف یکی از پرکاربردترین صنایعدستی ایران محسوب میشود. فرش دستباف با وجود سابقه تاریخی و قدمت کهنی که دارد به لحاظ شناخت موضوعی و محتوایی به ویژه با نگاهی علمی، جای پژوهش گستردهای دارد. توجه ویژه به عوامل ادراکی و نگرشی مشتریان فرش دستباف، میتواند کمک شایانی به تولید و بازاریابی این هنر اصیل کند؛ بنابراین هدف پژوهش، بررسی و تحلیل نقش عوامل سهگانه اعتماد، آگاهی از قیمت و قصد همرنگی بر ریسک ادراکشده در خرید فرش دستباف کرمان و تأثیر این ریسک بر نگرش و قصد خرید فرش دستباف کرمان است. جامعه آماری پژوهش، کلیه مشتریان فرش دستباف کرمان بوده است که به روش نمونهگیری در دسترس، 100 نفر از آنها بهعنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدهاند. اطلاعات پژوهش با استفاده از منابع کتابخانهای و اینترنتی در بخش نظری و پرسشنامههای استاندارد در بخش میدانی جمعآوری شده است. پایایی و روایی پرسشنامهها بر مبنای مقادیر آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و AVE تأیید گردیده است. برای تجزیهوتحلیل دادهها در بخش توصیفی از نرمافزار SPSS و در بخش استنباطی جهت آزمون مدل و فرضیات به روش مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) با رویکرد حداقل مربعات جزئی از نرمافزار Smart PLS2 استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان داد بر مبنای شاخصهای برازش، مدل پژوهش برازش مناسب و نسبتاً خوبی دارد. همچنین نتایج نشان داد ریسک ادراکشده بر نگرش و قصد خرید مشتریان به میزان 36/0 و 27/0 تأثیرگذار است. همچنین نگرش مشتریان نیز به میزان 43/0 بر قصد خرید مؤثر میباشد. بر اساس نتایج بهدستآمده از بین سه عامل مؤثر بر کاهش ریسک ادراکشده مشتریان، بیشترین تأثیر کاهشی را اعتماد به میزان 49/0 و سپس آگاهی از قیمت (27/0) داشته است و اثر کاهشی قصد همرنگی بر ریسک ادراکشده معنادار نبوده است.
علیرضا شیری، غلام رضا هاشم زاده خوراسگانی، نسرین آخوندی، فضل الله جمالو،
دوره 17، شماره 39 - ( 6-1400 )
چکیده
صنعت فرش دستباف به سبب عوامل عدیده درونی و بیرونی با معضلات متعددی روبه رو شده است.استفاده از روش های علمی،مدون و از پیش برنامه ریزی شده که با مددجویی از آن ها بتوان تاثیرات این عوامل را از بین برده و یا کاهش داد،می تواند باعث رونق گیری این صنعت موثر بر فرهنگ،اقتصاد و زندگی اجتماعی باشد.یکی از این روش های علمی،ارائه مدل تکوین و توسعه محصول می باشد.مدل تکوین محصول به منظور حصول اطمینان از تحقق خواسته ها و رضایت مشتریان درقبال محصول و فرآیندهای مورد استفاده،افزایش کیفیت و کاهش ضایعات از فاز جمع آوری خواسته های مشتریان تا تولید و رسیدن محصول به دست مشتری نهایی و حتی نظارت بر خدمات پس از فروش وجمع آوری بازخورد،الگوها،استاندارد ها،رویه ها و روش ها و مراحلی ارائه می دهد. از سویی دیگر،فرآیند تولید و توسعه محصولات جدید به سبب افزایش مخاطره های جهانی،تغییر سریع نیاز و خواسته های مشتریان و افزایش ریسک پذیری دستخوش تغییر و تحولات بسیار گردیده است. به طوری که توجه به استراتژی های چابک سازی را در فرآیند های تولید مطرح ساخته است. هدف از این پژوهش ارائه مدل اختصاصی تکوین محصول برای صنعت فرش دستباف ایران با رویکرد چابکی می باشد.این پژوهش از لحاظ هدف،کاربردی و از نوع توصیفی-پیمایشی است. در این تحقیق ابتدا به وسیله مطالعات کتابخانه ای،به بررسی مدل های تکوین و توسعه محصول، خدمات و مدل های تولید چابک پرداخته و سپس با استفاده از آرای خبرگان و روش دلفی فازی به غربال شاخص های مستخرج از مدل های بررسی شده،پرداخته شده است،که حاصل این مهم رسیدن به 47 شاخص برگزیده از منظر خبرگان از بین 147 شاخص کلی است.در ادامه از آنجا که ماهیت تولید فرش دستباف با ماهیت تولید اغلب محصولات صنایع دیگر متفاوت می باشد،به دستیابی به شاخص های اختصاصی اقدام ورزیده شد.به همین منظور با استفاده از مصاحبه های پرسش باز و اشباع نظریه (گلوله برفی) اقدام به جمع آوری داده های تازه با انجام مصاحبه با خبرگان مبادرت ورزیده شد.این کار تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت.در مرحله بعد با مددجویی از روش داده بنیاد به استخراج کد ها از میان متون مصاحبه های پرسش باز پرداخته شد.نتیجه این روش نیز دست یافتن به 31 شاخص تازه بود.در پایان نیز با استفاده از تلفیق شاخص های به دست آمده از هر دو روش به ارائه مدل اختصاصی این صنعت با استفاده از نرم افزار Atlas.ti نسخه 8 پرداخته شد.مدل به دست آمده شامل 8 بعد اصلی،7بعد فرعی و 47 زیر شاخص است.
میثم ابراهیمی، عباس علی رستگار، محسن شفیعی نیک آبادی،
دوره 17، شماره 40 - ( 7-1400 )
چکیده
یکی از الگوهای مهمیکه میتواند به توسعه صنعت بومی و پرارزش فرش دستباف کمک کند که هم ابعاد هنری آن تماما حفظ شده و هم با افزایش بهروری، باعث عدم تقلید این هنر توسط رقبا شود، الگوی مبتنی بر خوشه صنعتی میباشد. هدف از انجام این پژوهش آن است که با بررسی ذهنیتها و عقاید مشارکت کنندگان به شناسایی عوامل بازدارنده تشکیل خوشه صنعتی فرش دستباف خراسان شمالی بپردازیم. در انجام این پژوهش، از روش شناسی کیو به عنوان یکی از روشهای آمیخته استفاده گردید. مشارکت کنندگان این پژوهش، تعداد 10 نفر از مدیران، کارشناسان و تولیدکنندگان فرش دستباف خراسان شمالی بودند که با موضوع تحقیق ارتباط مستقیم داشتند. فضای گفتمان پژوهش حاضر از منابع گوناگونی جمع آوری گردید و پس از ارزیابی و جمع بندی فضای گفتمان، از میان 134 عبارت کیو، در نهایت 52 عبارت به عنوان نمونه عبارات کیو(دسته کیو)، پس از نظرسنجی از خبرگان انتخاب شد. پس از جمع آوری اطلاعات حاصل از مرتب سازی کیو، این اطلاعات با روش تحلیل عاملی کیو تحلیل گردید. تحلیل توزیع نشان داد که میتوان تعداد 3 الگوی ذهنی متمایز(نبود حمایت و زیرساخت مناسب، نبود حمایت و واحدهای مکمل، شرایط بافندگان) را در میان مشارکت کنندگان تحقیق در مورد عوامل بازدارنده تشکیل خوشه صنعتی فرش دستباف خراسان شمالی شناسایی نمود که جمعا در حدود 62.8 درصد از واریانس کل را تبیین نمودند. اهمیت و اولویت بندی موانع شناسایی شده بر اساس الگوهای ذهنی به دست آمده صورت گرفت و در نهایت راهکارهایی برای برطرف نمودن موانع شناسایی شده پیشنهاد شد تا بتواند در پیاده سازی الگوی خوشه صنعتی در صنعت فرش دستباف، مثمر ثمر واقع شود.
خانم ریحانه کثیری، فرهاد باباجمالی، دکتر محمد طغرایی،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده
اکثراً موانع توسعه و همینطور کاهش تولید و صادرات فرش دستباف در بُعد اقتصادی به عواملی همچون عدم وجود بازاریابی، بیثباتی نرخ ارز، تحریمهای بینالمللی، دستمزد و هزینه مواد اولیه تولید و عدم حمایت دولت، نسبت داده شده است. در این پژوهش ضمن پذیرفتن این عوامل در فرشدستباف و اثرات قابل ملاحظه آنها، به موضوع بسیار مهم کارکرد تشکلها بر اساس رویکرد اقتصادنهادگرا، در این حوزه پرداخته شده است. هدف این پژوهش بررسی کارکرد تشکلها بر اساس نظریه داگلاس سی. نورث، اقتصاددان نهادگرایی، در فرشدستباف، دوره جمهوری اسلامی ایران است. گردآوری مطالب به روش کتابخانهای (اسنادی) و گردآوری دادهها از روش مصاحبه عمیق استفاده شده است و سپس با روش تحلیل کیفی با رویکرد تماتیک مورد بررسی قرار گرفته و سعی شده است مؤلفهها مخصوصاً نهادهای تأثیرگذار در ابتدا شناسایی و سپس مورد تجزیهوتحلیل قرار گیرد. همچنین برای اندازه تعداد مصاحبهها از اشباع نظری استفاده شده است و مصاحبهها تا زمانی که ایده جدیدی کشف نشد ادامه یافت نمونههای مورد مصاحبه بر اساس تخصصهای لازم و سوالات نیز بر همین اساس تدوین شده است که به شیوه کدگذاری با نرم افزار maxQDA کدگذاری، مقولهبندی و تجزیه و تحلیل شده است که نتایج قابل ملاحظهای از آن بدست آمده است. بررسیهای این پژوهش نشان میدهد؛ از چالشهای مهم نهادی نبود جامعهمدنی قدرتمند است، و عدم فعالیت تشکلها، الف: هزینه مبادله را بالا میبرد (عدم انسجام سراسری اصناف و اتحادیههای فرش دستباف برای حل مشکلات خود). ب: حقوق قشرهای مختلف جامعه که بر اساس چانهزنی محقق میشود را به گروههای سیاسی و یا امیال سیاستمداران میسپارد. ج: در جامعهی دسترسیباز، دسترسی به رانت مولد اقتصادی برای همگان و نه صرفاً فرادستان است که این مهم نیاز به برابری حقوقی و آزادی و استقلال تشکلها و سازمانهای مستقل است و اگر این جامعه مدنی پرقدرت وجود نداشته باشد دسترسیباز امکان پذیر نخواهد بود.
مریم رنجبر، امیرحسین چیت سازیان، اسماعیل مزروعی نصرآبادی،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده
فرش دستبافت در سالهای اخیر جایگاه جهانی خود را از دست داده است. مشکلات متعددی باعث این موضوع شدهاند. یکی از موارد مهم، مشخص نبودن بهرهوری کارگاههای تولید فرش دستبافت است. روشهای موجود اندازهگیری بهرهوری، کمی هستند. در صنعت فرش دستبافت دستیابی به دادههای کمی یا امکانپذیر نیست یا به سختی امکانپذیر است. تاکنون تحقیقی برای ارزیابی کیفی بهرهوری انجام نشده است در نتیجه این تحقیق با هدف ارائه روشی برای ارزیابی بهرهوری کارگاههای متمرکز تولید فرش دستبافت به صورت کیفی صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق و شیوه نمونه گیری در مراحل اول و دوم تحقیق عبارتند از: خبرگان فرش دستبافت، قضاوتی؛ تولیدکنندگان فرش دستبافتِ دارای کارگاه بافت در شهر اصفهان و تصادفی. برای تعیین شاخصهای ارزیابی بهرهوری، از روش دلفی در مرحله اصلی و مقدماتی و برای ارزیابی بهرهوری، از آزمون تی یک نمونهای استفاده شده است. در این تحقیق به عنوان نتیجه، روشی برای ارزیابی بهرهوری ارائه گردید که برای ارزیابی بهرهوری قابلیت اجرا در کلیه کارگاههای متمرکز تولید فرش دستبافت را دارد. در این پژوهش برای بهره وری دو بُعد اثربخشی و کارایی منظور گردیده است. سرمایه، مواد، تجهیزات، روش، مدیریت و نیروی انسانی ، شاخصهای کارایی بوده و تحقق اهداف و رضایت مشتری شاخصهای اثربخشی اند. نتایج آزمون تی یک نمونهای بیانگر این است که بهرهوری، ابعاد و مؤلفههای آن از حد متوسط بیشتر اما از حد ایدهآل کمتر میباشند.