جستجو در مقالات منتشر شده


84 نتیجه برای قالی

علی پیری، محمدکاظم حسنوند، مرتضی فرهادیه،
دوره 16، شماره 38 - ( 12-1399 )
چکیده

موضوع شکار و گرفت و گیر حیوانات در دوره صفویه در ترکیب ­بندی­ های گوناگون در نقشه­ های قالی بازتاب یافته است و با نقشه­ های افشان، ترنجی و لچک و ترنج تلفیق شده است. یکی از نمونه­ های قابل توجه قالی با نقشه لچک و ترنج شکارگاه، قالی محفوظ در موزه پولدی پتزولی میلان است. در این قالی­ صحنه­ های پر جنب و جوش شکار  به تصویر کشیده­ شده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین روش طراحی نقشه این قالی صورت گرفته است. روش انجام پژوهش به­ صورت توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات به­ صورت کتابخانه ­ای است. تجزیه و تحلیل داده­ های این پژوهش به­ صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل ساختاری و بر اساس استانداردهای موجود حاکم بر طراحی قالی ایران در دوره صفویه صورت گرفته است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می­ دهد که نقشه این قالی دارای طرحی دولایه است. طراحی لایه اول که طرح لچک و ترنج است به­ روش یک چهارم صورت گرفته و با ایجاد تغییر در جزییات طرح به صورت یک دوم در آمده است و در لایه دوم، صحنه شکار به ­صورت سراسری به یک دوم نقشه قالی افزوده شده است. اجزای مورد استفاده در نقشه این قالی عبارتند از: ترنج، کتیبه، سرترنج، لچک، زمینه، حاشیه و صحنه شکار که نقش غالب در زمینه این قالی­ را به خود اختصاص می­ دهد. واگیره ترنج به­ روش یک شانزدهم طراحی شده و پس از سه بار تکرار به­ صورت یک چهارم در آمده است. سپس توسازی ترنج به ­روش یک چهارم انجام شده است. پس از تکمیل واگیره ترنج، کتیبه و سرترنج به­ صورت یک دوم به آن افزوده شده و همان بخش به­ عنوان لچک قالی مورد استفاده قرار گرفته و زمینه با نقوش ختایی تزیین شده است. این قالی دارای چهار ردیف حاشیه است. حاشیه خارجی و حاشیه اصلی به روش واگیره ­ای انعکاسی و دو حاشیه داخلی به روش واگیره­ ای انتقالی (سرهم سوار) طراحی شده است.
بنت الهدی یعقوبی، محمد خراسانی زاده،
دوره 16، شماره 38 - ( 12-1399 )
چکیده

فرش «بهرام گور و هفت گنبد» موجود در موزه فرش ایران، از قالی‌های تصویری دوره قاجار است که یکی از داستان‌های «هفت پیکر» نظامی گنجوی، در خصوص ازدواج بهرام با شاهزادگان هفت اقلیم را روایت می‌کند. این فرش تا به حال، از جهات مختلفی مورد مطالعه قرار گرفته، ولی به پیوند این فرش با معماری قاجاری توجهی نشده است. در این مقاله، سعی بر آن است که، عناصر و آرایه‌های معماری موجود در فرش استخراج شده وبه این پرسش پاسخ داده شود که: سبک معماری رایج دوران قاجار، چه نمودهایی در فرش «بهرام گور و هفت گنبد» داشته است؟ روش این تحقیق، توصیفی – تحلیلی و تاریخی، و گردآوری مطالب و اسناد، به شیوه کتابخانه‌ای بوده است. در این پژوهش، پس از بررسی داستان بهرام گور و هفت گنبد، برخی ویژگی‌های معماری عصر قاجار بیان شده و پس از آن، عناصر معماری این عصر، با تصاویر منقوش فرش نام‌برده، مقایسه شده‌اند. بسیاری از ویژگی‌های سبک‌شناسانه معماری قاجاری از قبیل: مناره‌های باریک، گنبدهای پیازی‌شکل، ستون‌های مزین، پنجره‌های ارسی، بادگیر، کوشک و کتیبه‌ها، به شیوه‌ای هنرمندانه در این فرش ترسیم شده و طراح این اثر به‌خوبی توانسته، طرز فکر و سبک زندگی اشراف‌زادگان قاجار که احتمالأ سفارش‌دهندگان یا مشتریان این فرش بوده‌اند، را نمایان سازد و در قالب تار و پود فرش، شرایط اجتماعی، فرهنگی و هنری عصر خود را به نمایش بگذارد. به طور کلی می‌توان،  فرش «بهرام گور و هفت گنبد» را حلقه واسطی میان ادبیات غنایی، نگارگری ، هنر قالی‌بافی و معماری دانست.
سیده معصومه شاه چراغ، علیرضا طاهری، فرنوش شمیلی، ابوالقاسم دادور، ناهید عبدی،
دوره 16، شماره 38 - ( 12-1399 )
چکیده

قالیچه‏ی تصویری «شتر لیلی» متعلق به دوره‏ی قاجار است که تصویر مرکزی در آن را پیکر بزرگ شتری «درون ترکیبی» اشغال نموده که در شکل بیرونی به صورت واقع‏گرایانه بوده و درون آن از تعداد زیادی نقوش انسانی و حیوانی کوچک تشکیل شده است. نقش‏پردازی برخی از موجودات به این شیوه، از دوره‏ی تیموری در نگارگری ایران رواج یافت که اوج و محبوبیت آن در مکتب صفوی بود. این شیوه همزمان با صفویان، در هنر هند گورکانی نیز مورد توجه قرار گرفت.
در مقاله‏ی حاضر قالیچه‏ی «شتر لیلی» با رویکردی شمایل‏‏ نگارانه و با استفاده از منابع کتابخانه‏ای و برخی سایت‏های علمی مورد توصیف و تحلیل قرار می‏گیرد. هدف از این تحقیق معرفی نمونه‏ای خاص از فرش تصویری و تحلیل آن به روشی علمی می‏باشد. در این راستا سعی شده است تا به این سوالات پاسخ داده شود:
  1. رابطه‏ی کتیبه‏های قالیچه با تصویر متن آن چگونه قابل خوانش است؟
  2. مضمون اصلی داستان در سطح تحلیل شمایل نگارانه چیست؟
  3. مجموعه‏ی گونه‏های حیوانی تشکیل دهنده‏ی پیکره‏ی شتر لیلی کنایه از چیست؟
  4. حضور فرشته-هارپی و اژدهای بال‏دار سرخ رنگ، در قالیچه به صورت نمادین به چه چیز اشاره دارند؟
کتیبه‏های شعری در حاشیه‏ی قالیچه همسو با عناصر تصویری متن آن، به ماجرای عروسی لیلی با ابن سلام و وداع او با مجنون، به نقل از «مکتبی شیرازی» ارجاع دارد. اما معنای اصلی داستان در سطح دوم، غلبه و پیروزی خیر-مجنون- بر شر-ابن سلام- توسط حیوانات است. شتر «درون ترکیبی» نیز متشکل از حیواناتی می‏باشد که مجنون در کوه و بیابان با آن ها همنشین بوده اما در عین حال کاروان سرور عروسی را نیز در خود جای داده است. همچنین تصویر فرشته-هارپی در معنای باستانی آن نمادی از پیروزی است که به نبرد حیوانات حامی مجنون با اژدها -ابن سلام- و کشتن او اشاره دارند.

مهنوش محبی، دکتر مهران هوشیار، دکتر هانیه نیکخواه، دکتر رضا مبین،
دوره 16، شماره 38 - ( 12-1399 )
چکیده

هنر ایران تا قبل از شروع روابط با کشورهای غربی ­­ویژگی­های خاص و منحصر به فرد خود را داشت. عوامل مختلفی در به­ وجود ­آمدن طرح­های تصویری و اقتباسی از هنر غرب تاثیر­گذار بود. اختراع دوربین عکاسی، چاپخانه­ها و چاپ کتاب­های تصویری و آشنایی هنرمندان با آثار هنرمندان غیر ایرانی از جمله عواملی بود که تصویر­گرایی را وارد هنر ایران و به­ ویژه فرش کرد. قالی "رقص الهه" یکی از نمونه­های قالی تصویری و از آثار حسن­خان­ شاهرخی است که برخی نقوش آن از گوبلنی متعلق به ناصر­الدین شاه در تالار کاخ گلستان، مربوط به دوره­ی لویی چهاردهم اقتباس شده­است. این پژوهش بر آن است تا با هدف شناخت ساختار و فرم پیکره­ها و روش­های بهره­مندی طراح در ترسیم پیکره­های موجود در قالی "رقص الهه" به پرسش­های زیر پاسخ دهد:
1-ویژگی­های ساختاری پیکره­های موجود در قالی "رقص الهه" چیست؟
2-حسن­خان­ شاهرخی برای ترسیم پیکره­ها در قالی "رقص الهه" از چه اصول و روش­هایی بهره­گرفته و تبعیت نموده­است؟
پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و گردآوری اطلاعات به روش مطالعات اسنادی، منابع کتابخانه­ای و مشاهده­ی آثار موزه­ای است. این مقاله از لحاظ هدف، بنیادی و از لحاظ چیستی، کیفی است. جامعه­ی هدف ، قالی "رقص الهه"­ی موجود در موزه­ی فرش ایران است. نتیجه­ی حاصل نشان ­می­دهد در قالی رقص الهه ، 7پیکر انسانی دیده می­شود که 5 پیکره در متن قالی و 2 پیکره در حاشیه­ی قالی و در قاب­هایی قرار دارند که به صورت قرینه، تکرار شده­اند. در این قالی انتقال احساس حرکت توسط ریتم بصری صورت گرفته و ریتم به صورت تکاملی از یک پیکره با وضعیت و حالتی تازه­تر به پیکره­های بعدی رسیده است. حسن­خان ­شاهرخی، طراح قالی تصویری "رقص الهه"، یکی از افراد پرکار و صاحب­ سبک در طراحی قالی کرمان است که گاهی به دلیل پذیرش قالی­های سفارشی و فرمایشی ناگزیر بود از رسم روز و متداول در کشورهای غربی پیروی نماید.

واژگان کلیدی: تحلیل ساختاری، قالی تصویری، رقص الهه، قالی کرمان،حسن­خان­ شاهرخی
مجیدرضا مقنی پور، اشکان رحمانی، محمود کارگر،
دوره 17، شماره 39 - ( 6-1400 )
چکیده

حکومت صفویه را می­توان بنیانگذار دولت به معنی اجتماعی آن دانست که به­واسطۀ آن در سایۀ یک ساختار اداری نسبتاً متمرکز، موسسات و مناصبِ اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و مذهبی­ای به فعالیت مشغول بودند که تا قبل از آن جایگاه رسمی­ای در حکومتها و دربارها نداشتند. همچنین در این دوره با سیاست­گذاریهای فرهنگی مناسب و امنیت نسبی شهرها و روستاها، زمینه­های لازم برای شکوفایی و رونق بسیاری از هنرها و فنون فراهم آمد و قالی یکی از شاخص­ترین این هنرها بود. هدف اصلی در این مقاله واکاوی جنبه­های مختلف اهمیت قالی برای دربار صفوی و به تبع آن شناسایی انواع مختلف ارتباط حکومت مرکزی با تولید این محصول است. رویکرد پژوهش تاریخی و روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی می­باشد. برای نیل به اهداف پژوهش، ضمن استناد به منابع تاریخی و پژوهشی معتبر، نمونه قالی­های آن دوره نیز مورد مطالعه قرار گرفته است.
در روند انجام این پژوهش، اهمیت فعالیت پیشه­های مرتبط با تولید و عرضۀ ­قالی در دورۀ صفوی و دلایل نظارت حکومت بر ­آنها از جنبه­های مختلف مورد بـررسی قـرار گرفت و نقش مستقیم و غیر­مستقیمِ مناصبی همچون باشی , مُشرف در این فرایند روشن گردید. همچنین با بررسی و تحلیل نمونه قالی­های تولید شده در آن دوران، و نیز واکاوی اسناد و مدارک بر­جای مانده، می­توان وجود روابطی حرفه­ای میان هنرمندان فعال در عرصۀ کتابت و طراحی منسوجات با جامعۀ تولید­کنندۀ قالیهای درباری را بازسازی نمود.
 
سید محمد رضا طبسی، ایمان زکریایی کرمانی،
دوره 17، شماره 39 - ( 6-1400 )
چکیده

چکیده:
یکی از قالی های هوشنگ شاهی که دارای برخی از عناصر تصویری متفاوت با دیگر قالی‌های این دسته ‌می‌باشد، قالی موسوم به هوشنگ شاه با دیپلمات‌های فرنگی است‌. حضور توامان پادشاه اسطوره ای ایران و فرنگی هایی در البسه ای مدرن در این قالی و نیز چگونگی ارتباطی که می­تواند بین عناصر کنشگر این متن باشد، مسئله ای است که تا کنون کمتر مورد توجه بوده است. فرض اصلی پژوهش آن است که عناصر تصویری این قالی دارای ویژگی‌ها و معانی است که با رجوع به پیش متن‌های مرتبط، امکان بازخوانی متن، درک سویه های ارتباطی کنشگران و تفسیر اجتماعی آن فراهم می گردد. هدف پژوهش رسیدن به درکی از چرایی درهم آمیزی گذشته و حال، شناخت عناصر تصویری متمایز موجود، فهم روابط کنشگران و شناسایی پیش متن هایی است که بر نقوش این قالی موثر بوده است. روش پژوهش و چهارچوب نظری نشانه شناسی اجتماعی تصویر گونتر کرس و تئو ون لییون است. عمده نتایج این مقاله شامل تغییر زمان کتیبه درج شده بر روی قالی، تاثیر پذیری اشیاء بازنموده شده از تخت های سلطنتی و معماری ستون های ایوان تخت مرمر در عصر قاجار، بازتولید مفاهیم فره ایزدی و قبله‌ی عالم، آرزو برای بازگشت به اقتدار پادشاهان اساطیری، احتمال تاثیر پذیری از پیش متن­هایی چون سنگ نگاره های باستانی، نگارگری ایرانی،ادبیات کلاسیک و داستان های عامیانه فارسی، شناخت دلایل همجواری و ارتباط کنشگران ناهمگون با طرح سناریو های احتمالی، قرابت ظهور عناصر مدرنیته با دربار، ارتباط انتخاب هوشنگ شاه به عنوان اولین قانون گذار با جریان قانون خواهی در ایران، الهام پذیری حاشیه داخلی قالی از حاشیه آثار چاپی، اهمیت ترکیب بندی و دقت در بکار گیری رنگ‌ها و خطوط در ایجاد معنا، دسته بندی و طبقه بندی شخصیت ها، تاثیر قاب بندی در نمایاندن مفهوم ما و دیگری و اهمیت بازنمایی تصویر در عصر قاجار می باشد.

 
مهدیه ضیاءالدینی دشتخاکی، محبوبه اسلامی زاده، سکینه تاج الدینی،
دوره 17، شماره 39 - ( 6-1400 )
چکیده


 پس از گذشت چند صباحی از حمله قاجاریان به کرمان، ابراهیم­خان ظهیرالدوله به عنوان حاکم این شهر انتخاب شد. با آغاز حکومت ابراهیم­خان در کرمان، ساخت بناهای سودمند و بهبود معیشت مردم در دستور کار وی قرار گرفت. پس از آن، هنرهایی همچون قالیبافی که رونق خود را از دست داده بودند، مجدداً احیاء گردیدند. بناهای ساخته شده، با کاشیهای الوان آرایش می­یافتند و خانه­ها با قالیهای دستباف آراسته می­شدند. بنابراین این هنرها از جایگاه ویژه­ای برخوردار گردیدند. با توجه به رونق این هنرها این سوال مطرح می­شود که آیا در تزئین کاشیهای بکار رفته در ابنیه این دوره از جمله مدرسه ابراهیم­خان و نقشه­های قالی کرمان، وجوه تشابهی وجود دارد و به فرض وجود تشابهات، این تأثیر و تأثرات تا چه حد بوده است؟ پاسخ به این پرسشها، سیر تحول و تطور نقوش و نحوه تغییر کارکرد آنها در هنرهای مختلف را نشان می­دهد. روش انجام این پژوهش تحلیلی-تطبیقی است و با مطالعه منابع کتابخانه ای و بررسی تصاویر؛ سعی در شناسایی، طبقه بندی، تحلیل و تطبیق نقوش دارد.درنهایت، ارزیابی عناصر و موتیف­های بکار رفته در طراحی­ها، در این دو شاخه از هنر، حکایت از وجوه تشابه و افتراق در استفاده از نقوش دارد. 
ساحل عرفان منش،
دوره 17، شماره 39 - ( 6-1400 )
چکیده

در کشور ترکیه، شهر هِرِکه در اواخر قرن 19 میلادی قالیچه­هایی موسوم به محرابی رواج می­یابند که ملهم از قالیچه­های دوره صفویِ موجود در موزه توپقاپی هستند. در هرکه این قالیچه­ها در کارگاه­های سلطنتی با تغییراتی در متن کلامی و دیداری در مقیاس وسیع تکثیر می­یابد. از جمله قالیچه­هایی که به­نظر می­رسد از نظر شکل ظاهری تأثیر بسیاری بر قالیچه­های این دوره گذاشته، قالیچه­ای است از دوره صفوی، که در موزه توپقاپی نگهداری می­شود. این قالیچه با تغییرات مختصری در متن دیداری و کلامی در هِرِکه بسیار بازتولید می­شود. نمونه­ای از این بازتولید قالیچه­ای است که «زاره پنیامین» طراحی کرده است. در متن کلامیِ قالیچه­ی «زاره»، کلام فارسی جایگاه ویژه­ای دارد و همچنین قالیچه­ی موجود دارای امضای هنرمند است؛ در حالی­که متن کلامی قالیچه دوره صفوی به عربی و فاقد امضاست. از آنجا که این قالیچه­ها در دو فرهنگ و زمان متفاوت بافته شده­اند حال سوال این است: گفتمان غالب در جامعه چه نقشی در تغییرات نشانه­های کلامی و دیداریِ قالیچه بازتولید شده از قالیچه محفوظ در موزه توپقاپی داشته است؟ برای رسیدن به پاسخی مناسب به روش توصیفی-تطبیقی، قالیچه­های مذکور در هر دو دوره با یکدیگر تطبیق داده شده و گفتمان غالب در هر دو دوره بررسی شد. از مقایسه موجود این نتیجه حاصل گشت که قالیچه دوره صفوی بیانگر اندیشه عارفانه آن دوران است؛ در حالیکه اعمال تغییرات جزئی در قالیچه و بازتولید آن توسط زاره، به قالیچه نه به­عنوان دستبافته­ای جهت سلوک و عبادت، بلکه به­عنوان کالایی برای بیان اندیشه­های اومانیستی، ملی­گرایی و بازنمایی دوران طلایی امپراتوری عثمانی توجه شده است.
 
ناصر ساداتی، حسین کمند لو، زری پناهی،
دوره 17، شماره 40 - ( 7-1400 )
چکیده

شهرستان مهدی‌شهر (سنگسر) واقع در استان سمنان، محل اسکان اقوام سنگسری یکی از ایل‌های اصیل ایرانی است. بافت قالی در ناحیه سنگسر به دلیل زندگی چادرنشینی، قدمتی بسیار کهن داشته ولی بافت قالی شهری به احتمال، قدمتی در حدود صد سال دارد. طرح­های قالی سنگسر در طول سالیان گذشته متأثر از ذوق، سلیقه، شرایط اقلیمی و اجتماعی ساکنان این منطقه بوده و مفاهیم فرهنگی و بومی در تکامل و تنوع طرح، نقش اساسی داشته است. یکی از ویژگی‌های قالی سنگسر علی‌رغم داشتن مواد اولیه بومی و پشم­های خودرنگ، استفاده از طرح و نقش فرشهای مناطق معتبر فرش‌بافی است که در کمتر ایل و یا طایفه‌ای مشابه آن را شاهد هستیم. بافندگان سنگسری طرح‌های متنوعی همچون چهار فصل، لچک و ترنج، زیر خاکی، بته‌ای، تابلو فرش و غیره را بر اساس نقشه و یا با الگوبرداری از پشت فرش‌های شهری دیگر مناطق می‌بافتند. یکی از متنوع‌ترین طرح‌هایی که در ابعاد و انواع مختلف در این ناحیه بافته می‌شود طرح محرابی است.
سوال اصلی پژوهش این است که طرح محراب به چه صورت‌هایی در منطقه سنگسر بافته می‌شود و خاستگاه طرح‌های بافته شده در قالی­های محرابی سنگسر به کدام حوزه­های جغرافیایی برمی‌گردد؟ این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و به صورت مطالعه میدانی و اسنادی توامان انجام گرفته است و هدف از اجرای آن، علاوه بر آشنایی با شیوۀ فرش‌بافی در منطقۀ سنگسر، معرفی ویژگی‌ها و شناسایی انواع فرش‌های محرابی بافته شده، موجود و در دسترس منطقه در یکصد سال اخیر است.
یافته­های این پژوهش نشان می­دهد که بافندگان محلی بنا به سفارش و یا با الگوبرداری ‌از فرش‌های مناطقی همچون قم، اصفهان و کاشان، همدان، راور کرمان و الگوبرداری از زیور آلات سنگسرتوانسته‌اند انواع طرح‌‌های محرابی همچون محرابی گلدانی- ستون‌دار، درختی- ستون‌دار، درختی- جانوری، گلدانی- سروی، گلدانی- ترنج‌دار و محرابی دو طرفه- گلدانی را با ویژگی‌های بومی طراحی و اجرا کنند.

 
فاطمه باقری زاده، عبداله میرزایی،
دوره 17، شماره 40 - ( 7-1400 )
چکیده

قالی­های عشایری استان فارس یکی از مهم­ترین تولیدات عشایری ایران ضمن برخورداری از پیوندهای فرهنگی و جغرافیایی، نمودی از هویت، فرهنگ، آداب­ و ­رسوم، ادبیات و هنرهای بومی و کاربردی ایلات هستند. در سال­های اخیر نفوذ سلیقه و معیارهای بازار در مؤلفه­های بصری و فنی قالی­های عشایری فارس تأثیرات قابل­توجهی داشته است. مسئله اصلی پژوهش، فاصله­گرفتن قالی­های عشایر فارس از بنیان­های معرفتی و فرهنگی خویش تحت­تأثیر پدیده بازاری­شدن می­باشد. هدف از پژوهش، شناخت عوامل زمینه­ساز تغییرات هویتی و فرهنگی در قالی­های عشایر فارس با هدف فراهم آوردن بستری مناسب برای اتخاذ راهکارهای لازم توسط نهادهای متولی می­باشد. سؤالات پژوهش معطوف به، الف: شناخت عوامل بازاری­شدن و ب: شناخت تبعات بازاری­شدن قالی­های عشایر فارس هستند. پژوهش از نوع کیفی و با نمونه­گیری هدفمند و تحلیل­50 نمونه قالی عشایر فارس به روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از داده­های حاصل از منابع کتابخانه­ای و انجام مصاحبه­های کیفی به انجام رسید. نتایج نشان دادند: در چند دهه اخیر اجرای طرح اصلاحات­­ارضی، اسکان­­اجباری عشایر و جریان آموزش عشایر موجب تغییر در سبک­زندگی و تغییر انگیزه های تولید بافندگان از رویکرد تولید برای خود به تولید با هدف عرضه در بازار گردید. از تبعات بازاری­شدن قالی­های عشایر فارس، رواج تولید قالی با نقشه­های سفارشی، مهجور ماندن نقوش ذهنی بافندگان، نفوذ نقوش غیربومی، اولویت دادن به سلیقه مخاطب و تغییر در شیوه­های تولید نظیر انبوه­بافی هستند که منجر به کم­رنگ شدن مبانی هویتی و اصالت­های بومی و فرهنگی قالی­های تک­نسخه و منحصربه ­فرد عشایر می­شود. این تغییرات تحت ­عنوان بازاری­ شدن مفهوم ­سازی و در نتایج معرفی گردید.

سید محمد رضا طبسی، ایمان زکریایی کرمانی زکریایی کرمانی،
دوره 17، شماره 40 - ( 7-1400 )
چکیده

چکیده
قالی‌های تصویری که در عصر قاجار قابلیت‌های خود را برای انعکاس سویه‌های مختلف تجدد ازجمله مفهوم ملّی‌گرایی نشان داده است در عصر پهلوی هم منعکس‌کنندۀ وجوه دیگری از این مفهوم‌ است. هدف از این پژوهش شناخت وجوه متنوع مفهوم ملّی‌گرایی در قالی‌های تصویری عصر پهلوی است و سؤال اصلی‌ پژوهش آن است که وجوه ملّی‌گرایانۀ منعکس‌شده بر قالی‌های تصویری عصر پهلوی دارای چه مشخصه‌‌ها و دلالت‌‌‌هایی است؟ روش پژوهش، کیفی و از نوع تاریخی‌تطبیقی است. یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که مفهوم ملّی‌گرایی در پیکره مطالعاتی، متأثر از وجه مرکب سه‌گانه جغرافیایی، باستان‌شناسی و درمانی و نیز وجه انشایی متأثر از اشعار و شعارهای رایج و  همچنین وجه پیشینه‌جویی، در مفاخر و مشاهیر علم و ادب‌ است که در دو وجه اول با مفهوم شاه، سلطنت و گاه مذهب‌ پیوندی مستقیم دارد و وجه پادشاهانه آن برجسته می‌شود و در مفهوم آخر، این پیوند بیشتر مفهومی میهنی به خود‌ می‌گیرد. از دیگر سو، یافته‌‌ها بیانگر ‌تأثیر نهادهای نوین آموزشی و فرهنگی در پیکره مطالعاتی است و مشخص می شود که استفاده از نشان شیر و خورشید به‌عنوان نشانی ملّی‌گرایانه، با توجه زمینه مورد استفاده از آن دارای وجوه هویتی، دولتی و مردمی در قالی‌های تصویری است. از دیگر نتایج این پژوهش وجود ارتباطی پایاپای، بین نقش و کتیبه‌های قالی‌های ملّی‌گرایانه با تحولات عصر پهلوی به‌نحو هم‌زمانی و با تحولات عصر قاجار به شکل درزمانی است. به طور کلی می توان گفت بازشناسی تاریخی ملی گرایی در پیکره مطالعاتی وابسته به درک رابطه در هم تنیده ای است که بین نهاد های نو بنیاد در عصر پهلوی و زمینه های اجتماعی آن وجود داشته است.
 
سامرا سلیم پور ابکنار،
دوره 17، شماره 40 - ( 7-1400 )
چکیده

هر قالی دست­بافت زبانی دارد و میراث ­دار پیام­های فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و احساسات درونی بافندۀ خویش است. بنابراین، آگاهی از پیام­هایی که یک قالی می­ تواند از گذشته به عصر حاضر پیشکشی کند، مستلزم خوانش زبان نمادین طرح و نقش­مایه ­های آن قالی است. با این وجود، از آن جایی که در اغلب موارد اطلاعاتی پیرامون معانی مکنون در یک قالی به عنوان یک اثر هنری در دسترس نیست، ناگزیر باید از یک روش منطقی و نظام ­مند جهت گذر از تصویر و رسیدن به مفهوم واقعی بهره جُست. پژوهش پیش رو، در تلاش برای افشای پیام­های نهفته در ورای نگاره ­های یک قالیچۀ حاجی­جلیلی با طرح محرابی است که دارای دو ویژگی برجسته می­ باشد: اولاً درخت زندگی موجود در میانۀ قالی از نوع تلفیقی است و ثانیاً بافنده آن را با ظرافت خاصی به شیوه اَبرش حقیقی رنگ­ آمیزی نموده است؛ مواردی که به ندرت در سایر قالیچه­ های محرابی به چشم می­خورند. بر این اساس، این مطالعه در پی یافتن پاسخ به این سوالات است که: مفاهیم نمادینی که در پس طرح، نقش و رنگ قالیچه مذکور پنهان شده ­اند، کدامند و چگونه می ­توان به آنها دست یافت؟ و همچنین زبان نمادین نقوش از طریق چه ارتباطی به معنایی غایی اشاره دارند؟ بدین ترتیب، هدف این جُستار استفاده از الگوی آیکونولوژی پانوفسکی جهت یافتن لایه­ های معنایی و خوانش نگاره ­های شناسایی شده در سه مرحله «توصیف پیش آیکونوگرافی، تحلیل آیکونوگرافی و تفسیر آیکونولوژی» است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و به کمک گردآوری اطلاعات کتابخانه ­ای و اسناد مکتوب نگاشته شده است. نتایج تحلیل آیکونوگرافی که از بهم پیوستن زنجیرۀ معانی پنهان شده در پس نقش­مایه ­ها شکل گرفته­ است بر «وقفی یا نذری بودن» قالیچه مذکور گواهی می­ دهند. از سویی دیگر، بر اساس تفسیر آیکونولوژی نیز مشخص شد که هنرمند طراح و بافندۀ این قالیچه دانسته یا نادانسته اثری را خلق نموده که بر نیاز انسان زمینی (یا همان نمازگزار) جهت دستیابی به تکامل معنوی از طریق سیر و سلوک در کُنه دایره هستی و عروجی روحانی تاکید دارد.
 
هما موسی نژاد،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده

نقش طاووس، از پر کار برد ترین نقوش نمادین، در هنر ایران و حتی جهان بوده که از گذشته، جایگاه ویژه ای در ادبیات، هنر و باور های مردم ایران داشته است. در قالی های کرمان دوره صفویه و قاجار، این نقشمایه حضور داشته است. هدف و ضرورت از این پژوهش آن است تا با شناخت نقشمایه طاووس در قالی های کرمان دوره صفویه و قاجار، ویژگی هایی چون شکل ظاهری طاووس، جایگاه، تعداد، جهت، نقش، عناصر اساطیری، مورد بررسی و بیان قرار گیرد و در انتها تفاوت های ظاهری و معنایی طاووس در دو دوره مذکور با هم مقایسه شود. با توجه به موارد گفته شده، سوال اصلی پژوهش به این صورت است که : 1) آیا شکل ظاهری و جایگاه معنایی نقشمایه طاووس، در قالی کرمان، در گذر از دوره صفویه به قاجار دستخوش دگرگونی شده، و در راستای این تغییر، تفاوتی در این نقش (ظاهر و معنا) ایجاد شده است؟ روش پژوهش، استفاده از مطالب کتابخانه ای و منابع عکس ها، استفاده از تصاویر سایت های اینترنتی معتبر مجموعه داران فرش و شیوه بیان مطالب از نوع توصیفی در قالب متن، تصاویر و جداول است. 22 نمونه قالی مورد بررسی قرار گرفته، که نحوه انتخاب قالی ها به صورت هدف مند، مربوط به دو دوره خاص صفویه و قاجار و حضور کامل نقشمایه طاووس مد نظر قرار گرفته است. 9 نمونه مربوط به دوره صفویه و 13 نمونه مربوط به دوره قاجار است. شکل ظاهری طاووس در دوره صفویه با قاجار در مقایسه با هم تغییراتی داشته است که در دوره صفویه انتزاعی و در مکان های بسته حضور دارد و در دوره قاجار، نزدیک به حالت طبیعی طاووس، آنچه که ما در طبیعت می بینیم در فضای آزاد تری حضور دارد. اما در نقش اصلی طاووس که نقش محافظت گونه و نگاه بانی از بهشت را دارد خدشه ای وارد نکرده است.
نقش طاووس، از پر کار برد ترین نقوش نمادین، در هنر ایران و حتی جهان بوده که از گذشته، جایگاه ویژه ای در ادبیات، هنر و باور های مردم ایران داشته است. در قالی های کرمان دوره صفویه و قاجار، این نقشمایه حضور داشته است. هدف و ضرورت از این پژوهش آن است تا با شناخت نقشمایه طاووس در قالی های کرمان دوره صفویه و قاجار، ویژگی هایی چون شکل ظاهری طاووس، جایگاه، تعداد، جهت، نقش، عناصر اساطیری، مورد بررسی و بیان قرار گیرد و در انتها تفاوت های ظاهری و معنایی طاووس در دو دوره مذکور با هم مقایسه شود. با توجه به موارد گفته شده، سوال اصلی پژوهش به این صورت است که : 1) آیا شکل ظاهری و جایگاه معنایی نقشمایه طاووس، در قالی کرمان، در گذر از دوره صفویه به قاجار دستخوش دگرگونی شده، و در راستای این تغییر، تفاوتی در این نقش (ظاهر و معنا) ایجاد شده است؟ روش پژوهش، استفاده از مطالب کتابخانه ای و منابع عکس ها، استفاده از تصاویر سایت های اینترنتی معتبر مجموعه داران فرش و شیوه بیان مطالب از نوع توصیفی در قالب متن، تصاویر و جداول است. 22 نمونه قالی مورد بررسی قرار گرفته، که نحوه انتخاب قالی ها به صورت هدف مند، مربوط به دو دوره خاص صفویه و قاجار و حضور کامل نقشمایه طاووس مد نظر قرار گرفته است. 9 نمونه مربوط به دوره صفویه و 13 نمونه مربوط به دوره قاجار است. شکل ظاهری طاووس در دوره صفویه با قاجار در مقایسه با هم تغییراتی داشته است که در دوره صفویه انتزاعی و در مکان های بسته حضور دارد و در دوره قاجار، نزدیک به حالت طبیعی طاووس، آنچه که ما در طبیعت می بینیم در فضای آزاد تری حضور دارد. اما در نقش اصلی طاووس که نقش محافظت گونه و نگاه بانی از بهشت را دارد خدشه ای وارد نکرده است.
 
مریم متفکرآزاد، شهریار شکرپور، رضا افهمی،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده

این پژوهش سعی بر آن دارد تا با پاسخ به این سوال اساسی که ویژگیهای زیبایی شناختی قالی های محرابی و به ویژه قالی محرابی تبریز با توجه به نمونه های موجود در موزه فرش ایران کدام موارد هستند؟ به اصول و مبانی زیبایی شناختی قالی های محرابی پرداخته و آنها  را معرفی نماید.
نتایج پژوهش حاکی از آن است که ساختار زیبایی شناختی قالی های محرابی با وجود عناصر زیبایی شناختی و ترکیب عواملی چون طرح،نقش و رنگ، گویای مفاهیم رمزی و نمادین بوده اند. با توجه به نقشمایه های به کار رفته در این نوع از قالیها چون محراب، قندیل، ستون، گلدان و... می توان به مفهوم رایج در قالی ایرانی که نهایتا به بهشت ازلی و مکانی برای نمایش ذات باریتعالی ختم میشود، دست یافت. در این قالیها با وجود پایبندی به عناصر سنتی قالی ایرانی و کاربست مناسب نقشمایه ها با توجه به مفاهیم آنها، تنوع و نوآوری در طرح و رنگ نیز نمایان است. در نمونه های مورد مطالعه استفاده از نقشمایه های تجریدی چون گردشهای اسلیمی و گلهای ختایی در بخشهای مختلف قالی چون متن و حاشیه ها و ترکیب مناسب آنها با نقشمایه های نمادینی چون محراب ستوندار و قندیل و گلدان و.. حائز اهمیت است. این تحقیق از نظر زمانی یک پژوهش تاریخی و از نظر هدف توصیفی- تحلیلی بوده. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی می باشد. در این پژوهش 8 نمونه از تصاویر قالی محرابی تبریز موزه فرش ایران به شیوه توصیفی- تحلیلی مورد مطالعه قرارگرفته است.
تکتم جلالیان راد، آقای محمدرضا خیرالهی،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده

در شهر تهران، به خصوص حومه­ آن قالی‌هایی در دوره­ قاجار، در کارگاه‌های متمرکز و نیمه متمرکز تولید شده است. قالی‌هایی که بیشتر دسترنج استاد‌کاران و بافندگان مهاجر از شهر‌های یزد، اصفهان، تبریز و کرمان است. قالی­هایی که با  تبعیت از فنون بافت شهر‌های مذکور و مواد اولیه‌ی با کیفیت موجود در شهر تهران با شرایط، امکانات و سلایق این شهر، بافته شده و نشان می‌دهد که بین سبک قالی تهران و شهرهای مذکور پیوندهایی در طرح، نقش و رنگ‌بندی ایجاد شده است.
هدف اصلی تحقیق، شناسایی طرح و نقشه قالی‌ تهران در دوره قاجار است. سوال اصلی مقاله این است که: پایه و اساس طرح‌ و نقشه قالی تهران چه بوده و ویژگی‌های ظاهری آن کدامند؟ این تحقیق با رویکرد پژوهش کیفی از نوع توصیفی - تحلیلی بوده و جامعه آماری آن از نمونه  قالی‌های انتخابی موجود در موزه­ها، بازار تهران و مجموعه­های شخصی افراد و تصاویر موجود در منابع معتبر است که توسط اساتید فن اصالت و قدمت آنها محرز شده است. با توجه به منابع محدود و اطلاعات مختصر مکتوب درباره قالی تهران این تحقیق به روش میدانی، مصاحبه و مشاهده انجام گرفته است.
نتایج تحقیق حاکی از آن است که بافندگان مهاجر ساکن در شهر تهران و حومه­ آن، علاوه بر تولیدات مناطق اصلی و بومی خود، طرح قالی­ شهرهایی همچون اصفهان، تبریز، کرمان و مناطق صاحب سبک که مقبولیت نسبی و عمومی به همراه داشته را نیز بافته­اند. همچنین بررسی قالی­های معدود موجود از آن دوره نشان می­دهد، اواخر دوره قاجار همراه با شکوفایی و رونق قالی شهری تهران بوده است.
سپهر قاسمی، مجیدرضا مقنی پور،
دوره 18، شماره 41 - ( 6-1401 )
چکیده

شهرستان ملایر مهمترین مرکز قالی‌بافی استان همدان می‌باشد، فرهنگ قالی‌بافی در این منطقه با زندگی مردم آمیخته شده و تاثیرات بسیاری از فرهنگ مردم منطقه را در خود جای داده است، به‌طوری که ملایر را می توان به عنوان یکی از قطب‌های مهم قالی‌بافی به در غرب کشور را نامید؛ چرا که قالی‌ها و قالیچه‌های این منطقه دارای طرح‌ها و نقوش منحصر به فرد و شناسنامه داری هستند که اکثراً به سبک روستایی تولید می‌شوند. اگرچه تا حدودی الگوبرداری‌هایی از طرح ها و نقوش برخی مناطق همجوار از جمله اراک و بیجار نیز در بافته‌های ملایر قابل ردیابی است. مسئله اصلی در این پژوهش شناسایی و معرفی ویژگی‌های فرمی طرح‌ها و نقوش رایج و اصیل قالی‌ها و قالیچه‌های منطقه ملایر است. نوع پژوهش توصیفی و روش اجرای آن توصیفی-تحلیلی بوده و جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه‌ای و میدانی (در قالب مصاحبه و کارت مشاهده) می‌باشد. نتایج این پژوهش آشکار ساخت که  نقوش قالی‌ها و قالیچه‌های ملایر غالباً در فرم های شکسته و هندسی، در قالب الگوهای طرحیِ اصیلی چون؛ نقش ماهی که در بسیاری از مناطق با پیشوندهایی نظیر چهار، سگ، رودباری، علمدار و هراتی به کار می‌رود(ویژه مناطق تک پود باف)، نقش چهارچنگ، نقش پیچ جوزان، نقش شال ماهی (ویژه مناطق دو پود باف)، نقشه پنجه نباتی و نقش برجسته در زمینه‌های رنگی لاکی، سفید و سرمه‌ای قابل شناسایی هستند.
 
فائزه خزائی، آرزو پایدارفرد،
دوره 18، شماره 42 - ( 7-1401 )
چکیده

رنگ به عنوان یکی از مهمترین عناصر ظاهری در هنرهای سنتی، دارای مفاهیم باطنی خاص و نمادین است هنرمندان طبق حکمت اسلامی به رنگ‌ها توجه ویژه­ای داشته‌اند. با در نظرگرفتن تصوف و تشیع و نبود نگاه ویژه به رنگ‌شناسی قالی­های محرابی به­ویژه قالی محرابی بلینی، می‌توان ارتباط ضمنی موجود در دیدگاه حکمت اسلامی را نسبت به مقوله رنگ به کار بست. سوال اصلی این پژوهش ماهیت رنگ‌ها در قالی‌ محرابی بلینی آناتولی با توجه به دیدگاه حکمت اسلامی است، بر این اساس مقاله حاضر تاویل رنگ در قالی محرابی بلینی آناتولی واقع در موزه مترپولیتن در زمینه حکمت اسلامی را بررسی می­کند. از بنیان‌های عمیقی که این هنر بر آن استوار است، فهم مکاشفات عرفانی است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با تکیه برمنابع کتابخانه‌ای بوده است. نتایج مشخص می­کند که در قالی مورد بحث تمام تضادهای هفتگانه وجود دارد. وسعت سطوح به نفع رنگ قرمز بوده و باعث درخشان­تر شدن رنگ سبز مرکز است. رنگ سفید و مشکی حاشیه تأثیر رنگ­ها را بیشتر کرده و در عین کم بودن پهنا خود نیز به زیبایی نمایان است. اعتبار حکمت اسلامی در نظام رنگ‌های قالی‌ محرابی بلینی آناتولی، به‌طور تمثیلی رســیدن به خداوند و ســفر روحانی انسان را متجلی می‌سازند و همچون پیامبر یا امام درونی به عابد جهت داده و او را به سمت مرکز می‌کشانند؛ یعنی هنرمند سعی در نمایاندن معنا در صورت داشته است.


 
ماه گل عرب بور بور،
دوره 18، شماره 42 - ( 7-1401 )
چکیده

دوره صفویه یکی از مهم ترین دوران تاریخ ایران در هنر و صنعت به ویژه قالیبافی است که در آن اشکال هندسی در هنر قالی گسترده شده و با ضابطه ای منطقی به کمال خود می رسد. از سوی دیگر هنر معماری نیز در این دوره به اوج تزئینات خارجی می رسد.  با عنایت به وجه مشترک هنرها در جنبۀ نمادین آن ها ؛ این مطالعه با هدف واکاوی مفاهیم مشترک رنگ و نقش در تزئینات گنبد شیخ‌لطف‌الله اصفهان و قالی شیخ‌صفی اردبیل به عنوان دو شاهکار هنر صفوی انجام پذیرفت. در این مطالعه با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و ترسیم دیجیتال نقوش در نرم‌افزارهای راینو و فتوشاپ، الگوهای تزیینی هر اثر استخراج و طبقه‌بندی گردید. در راستای دستیابی به هدف تحقیق، دو سوال اصلی مطرح می گردد که: 1- نقوش و رنگ های بکاررفته در این دو اثر کدامند؟ و 2-چه مفاهیم مشترکی بین آن ها وجود دارد؟ یافته‌ها نشان می دهد که مفهوم محوری وحدت در کثرت از طریق نقوش حلزونی در هر دو اثر تجسم یافته است: در گنبد با همگرایی به سمت رأس و در قالی با هدایت نگاه به مرکز ترنج. شناسایی رنگ‌های نمادین لاکی (نماد حیات و تشیع) و طلایی (نماد نور الهی) در حاشیه‌های گنبد و متن قالی، گویای کاربرد هدفمند این رنگ‌ها برای انتقال مفاهیم اعتقادی مشترک است. همچنین نقوش گیاهی چون گل شاه‌عباسی (نماد جاودانگی) و اسلیمی‌های دهان‌اژدری (نماد محافظت) اگرچه در فرم متفاوت‌اند، در بازتاب مفاهیم عرفانی همسو هستند. این پژوهش مؤید آن است که هنرمند صفوی از زبان بصری یکپارچه برای بیان مفاهیم کیهان‌شناختی بهره ‌جسته است.
مهدیه گودرزی،
دوره 18، شماره 42 - ( 7-1401 )
چکیده

  قالی‌بافی هنری صنعتی است که در آغاز با نیاز مادی انسان به زیرانداز پدیدار شد و بعدها با حس زیبایی‌شناسی درآمیخت و به اوج رسید. در این سیر تحول از آغاز پیدایش تا رسیدن به کمال، ایران کشوری پیشتاز بوده است. ویژگی‌های فرش ایرانی موجب شد تا این طیف از دستبافته‌ها به‌عنوان نماد و شناسنامه هنری ایران در سطح جهان نیز شناخته شوند. گوناگونی در طرح‌ها و نقش‌های قالی ایران به پهنای این کشور هنرپرور است. منطقه چهارمحال و بختیاری به‌ویژه ناحیه‌ی باباحیدر، به دلیل همجواری جغرافیایی با ایل قشقایی و تأثیرپذیری دوسویه نقوش و شیوه بافت، جایگاه ویژه‌ای در مطالعه قالی‌های عشایری دارد. این پژوهش باهدف بررسی تأثیر کوچ‌نشینان قشقایی بر قالی‌های باباحیدر و همچنین شناسایی تفاوت‌ها و شباهت‌های قالی‌های این دو منطقه انجام‌شده است. در این پژوهش از روش توصیفی تحلیل استفاده گردیده و داده‌ها از طریق بازدید میدانی و اسناد کتاب‌خانه‌ای و تحلیل پیشینه پژوهشی گردآوری‌شده است. ازآنجاکه در ادبیات پژوهش نمونه مطالعات یافت شده صرفاً در ارتباط با وضعیت فرش‌بافی باباحیدر بوده و عدم مطالعه در این زمینه و یافتن شباهت­های بافت قشقایی و بابا حیدر تاکنون صورت نگرفته است بنابراین درهم‌آمیزی ظرفیت تولید فرش در این منطقه از نقوش قشقایی و بختیاری نیاز به بررسی و مطالعه دارد. یافته‌های پژوهش نشان از آن دارد که قالی‌های منطقه بابا حیدر در بسیاری از بخش‌ها ازجمله نقوش هندسی، ترنج‌های قالی و طرح کلی تحت تأثیر قشقایی‌ها قرارگرفته‌اند. با این‌حال ویژگی‌های بومی چهارمحال و بختیاری و قشقایی نیز موجب شده تا تفاوت‌هایی نیز قالی­ های این دو منطقه داشته باشند. درمجموع نتیجه پژوهش بیانگر نوعی تبادل نقش‌مایه‌ای میان دو منطقه که در عین تأثیرگذاری، استقلال هویتی قالی باباحیدر و قالی قشقایی نیز حفظ‌شده است.
الهام گلعذار، ایمان زکریائی کرمانی،
دوره 18، شماره 42 - ( 7-1401 )
چکیده

قالی‌های تصویری ایرانی، افزون بر جنبه‌ی تزئینی، واجد ابعاد روایی، فرهنگی و سیاسی نیز هستند. یکی از نمونه‌های برجسته‌ی این هنر، قالی تصویری میرزا کوچک‌خان جنگلی است که تصویر قهرمان گونه‌ای از میرزا را در مرکز خود به نمایش می‌گذارد و با کتیبه‌های حاشیه‌ای همراه است. این کتیبه‌ها شامل اشعاری به گویش محلی و مضامین حماسی هستند که از نظر سبک و محتوا به منطقه‌ی کاشان تعلق دارند و بازتابی از گفتمان مقاومت ملی به شمار می‌آیند. این پژوهش با رویکردی بینامتنی و نشانه‌شناختی، با هدف بررسی تعامل میان خوشنویسی، اشعار حاشیه‌ای و تصویر مرکزی در این قالی انجام‌گرفته و نقش معناساز خط نستعلیق را در شکل‌دهی به پیام تصویری اثر تحلیل می‌کند. روش تحقیق بر پایه‌ی مطالعه‌ی توصیفی- تحلیلی و تحلیل محتوای اثر است. یافته‌ها نشان می‌دهند که خوشنویسی در این اثر نه‌تنها عنصری تزئینی، بلکه عاملی مفهومی و روایی است که درک مخاطب از تصویر را هدایت کرده و پیام‌های اجتماعی، سیاسی و ایدئولوژیک اثر را تقویت می‌کند. از این منظر، قالی میرزا کوچک‌خان نمونه‌ای موفق از تلفیق هنر سنتی و گفتمان مقاومت ملی محسوب می‌شود.
 

صفحه 4 از 5     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به گلجام؛ نشریه علمی فرش دستباف است.
بازنشر اطلاعات: استفاده از مطالب ارایه شده در این پایگاه با ذکر منبع آزاد است.
Designed & Developed by : Yektaweb