جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای استراتژی

آقای مهرداد شهبازی منشادی، دکتر حبیب اله سالارزهی،
دوره 12، شماره 30 - ( 12-1395 )
چکیده

از یکسو به علت کاهش درآمد نفتی کشور و نیاز مبرم به ارز آوری صادرات غیرنفتی علی الخصوص صنعت فرش به عنوان مهمترین کالای صادرات غیرنفتی و از سوی دیگر به علت روند نزولی میزان صادرات فرش دستباف به عنوان یک برند ملی در بازار جهانی و پیشی گرفتن کشورهایی همچون چین و هند از ایران در سالهای اخیر ، هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی مولفه های استراتژیک تاثیرگذار برصنعت فرش دستباف به عنوان یک برند ملی در بازار جهانی می باشد. برای نیل به این هدف از رویکرد تلفیقی تحلیل استراتژیک و تحلیل سلسله مراتبی استفاده شد. نخست به منظور شناسایی نقاط ضعف، قوت، فرصت و تهدید با مطالعات عمیق کتابخانه ای و سپس با هدف جمع آوری داده های کیفی با تعدادی ازکارشناسان این صنعت مصاحبه های آزاد و هدایت شده صورت گرفت. همچنین جهت جمع آوری اطلاعات مستندتر از دو پرسشنامه ارجحیت بندی و سنجش اهمیت نسبی عوامل موثر استفاده گردید. بنابر تجزیه و تحلیل نتایج این تحقیق، نقطه قوت قابل اعتماد و شناخته بودن برند فرش ایرانی ، و در مقابل ضعف عدم توجه به خواست ، نیاز و سلیقه بازار جهانی بین عوامل داخلی و فرصت  لغو تحریم های بین المللی در مسیر اجرای برجام و تهدید ورود رقبای خارجی با امکانات پیشرفته تر و کاهش سهم بازار در سالهای اخیر ، مهمترین عوامل خارجی موثر بر جایگاه این صنعت بود. همچنین استراتژی برتر برای ارتقا جایگاه در این صنعت استراتژی تهاجمی (SO) انتخاب شد. بنابرنتایج پژوهش پیشنهاد میشود فعالان این صنعت برنامه ای جامع جهت شناسایی بازارهای بکر،دنج و دست نخورده جهانی ، ورود سرمایه و تخصص خارجی ، بهینه سازی مصرف منابع و کاهش بهای تمام شده محصول ، تقویت سفارش پذیری و در نهایت بهبود کانالهای توزیع و فروش با اتکا به دانش فناوری اطلاعات تدوین نمایند. 


خانم منیرالسادات میرجمالی مهرآبادی، دکتر مصطفی شمس الدینی، آقای قنبرعلی محمدی، دکتر احمد گودرزی،
دوره 15، شماره 36 - ( 12-1398 )
چکیده

از دیرباز فرش دستباف استان مرکزی به ویژه برند ساروق با تاریخ چند صد ساله به عنوان یکی از نمادهای هنر و فرهنگ ایرانی شناخته شده و نقشی مهم در اشتغال، صادرات غیرنفتی و معرفی هنر استان داشته است. متأسفانه در دهه اخیر، سهم فرش استان از بازار داخلی و خارجی به شدت تنزل یافته و این هنر- صنعت با سابقه، با دشواری‌های بی‌شماری مواجه گشته است تا جایی که تعداد تولیدکنندگان و فعالان این عرصه به نحو چشمگیری کاهش یافته است. مقاله حاضر به تحلیل کیفی و راهبردی فرش دستباف استان مرکزی، ریشه‌یابی تنزل جایگاه آن و ارائه راهکارهای مناسب جهت خروج از این رکود می‌پردازد. در این پژوهش از روش مطالعات کتابخانه‌ای و ابزار مختلفی از جمله تکمیل پرسشنامه و مصاحبه با ذی‌نفعان، کارشناسان، خبرگان و فعالان حوزه هنر- صنعت فرش استان استفاده شده است. سپس با بهره‌گیری از تکنیک SWOT (قضفت) به تحلیل کیفی و ارزیابی نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای این هنر- صنعت پرداخته و در نهایت راهکارهای رسیدن به اولویت‌های مبتنی بر جهت‌گیری‌های توسعه آن در استان ارائه شده است. نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان‌دهنده جایگاه تدافعی فرش استان در بازارهای داخلی و خارجی است و متناسب با این جایگاه راهبردها و سیاست‌ها، تدوین و راهکارهای عملیاتی خروج از رکود فعلی ارائه شده است. اصلی‌ترین راهبردهای تدوین شده، "نیازسنجی، تدوین، اجرا و ارزیابی برنامه آموزشی منظم در مراحل و سطوح مختلف حوزه هنر– صنعت فرش"، "ارتقای کیفیت فرش دستباف در استان از طریق شناسنامه‌دار کردن فرش‌های بافته شده، استانداردسازی، نظارت و ارزیابی" و "به‌کارگیری روش‌های نوین بازاریابی و برنامه‌ریزی اثربخش جهت معرفی برندهای فرش دستباف به منظور نفوذ در بازارهای جدید و افزایش سهم در بازارهای موجود" می‌باشند.

 

نیما سعیدی، محمد مهدی موحدی، فریده حق شناس کاشانی،
دوره 18، شماره 42 - ( 7-1401 )
چکیده

امروزه یکی از مهمترین راهکارهای توسعه توان رقابتی سازمان­ها، بهره­گیری از استراتژی­های سازمانی درست می­باشد. در این راستا، سازمان­هایی موفق­تر خواهند بود که از طریق تحلیل محیطی، استراتژی­های مناسبی تدوین نموده و به­درستی پیاده­سازی کنند. یکی از صنایع توانمند کشور، صنعت فرش بوده که متاسفانه به­دلیل عدم برخورداری از برنامه­ریزی­های مناسب، نتوانسته از پتانسیل خود بهره گیرد. بدین منظور در تحقیق حاضر، مدلی برای استراتژی­های صنعت فرش دستبافت با رویکرد داده­بنیاد کلاسیک پرداخته شد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 14 نفر از مدیران ارشد فعال در صنعت فرش و در بخش کمی شامل کلیه کارکنان این صنعت به تعداد 425 نفر بودند که 203 نفر به­عنوان نمونه انتخاب شدند. در ابتدا از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته  با خبرگان و طی فرایند کدگذاری، مدل نهایی تحقیق شامل ابعاد هوشمندی رقابتی (دربرگیرنده مؤلفه­های مقابله با هوشمندی سیاه و رقیب­گرایی)، استراتژی­های بازاریابی (دربرگیرنده مؤلفه­های نفوذ در بازارهای جدید، ترویج و بازارگرایی) و انعطاف­پذیری استراتژیک (دربرگیرنده مؤلفه­های انعطاف­پذیری فعال و انعطاف­پذیری منفعل) و 23 شاخص به دست آمد. سپس با بهره­گیری از تکنیک تاپسیس فازی، استراتژی­های مورد نظر رتبه­بندی شدند که درنهایت، کاهش بهای تمام­شده، کپی­شدن برند و کپی­شدن طرح و نقش فرش­های ایرانی به­ترتیب به­عنوان مهمترین استراتژی­ها شناسایی شدند. ضمن اینکه انعطاف­پذیری استراتژیک به­عنوان مهمترین بعد این صنعت انتخاب شد. بنابراین به مدیران این صنعت می­توان پیشنهاداتی جهت سازگاری هرچه بیشتر با سلایق و نیازهای مشتریان در بازارهای بین­المللی و مقابله با رقبای جهانی ارائه داد. همچنین بر اساس رتبه­بندی، پیشنهاداتی مبتنی بر کاهش هزینه­های حمل­و­نقل پیشنهاد می­شود.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به گلجام؛ نشریه علمی فرش دستباف است.
بازنشر اطلاعات: استفاده از مطالب ارایه شده در این پایگاه با ذکر منبع آزاد است.
Designed & Developed by : Yektaweb